امير معتمدي | ژنرال امريكايي، هايزر كه هنوز در ايران بهسر ميبرد و مشغول برنامهريزي جهت جلوگيري از پيروزي انقلاب است، در كتاب خود پيرامون خبر مراجعت امام به ايران مينويسد: «اين امر، بر من تأثيري واقعي داشت. اينك مسئلهاي در پيش بود كه به توجه ويژه احتياج داشت. ترشح آدرنالين من ـكه در موقع عصبانيت شديد انسان از غده فوق كليوي ترشح ميشودـ بهشدت زياد شد. همه اعضاي گروه [گروه پنج نفري كودتا] معتقد بودند اگر [امام] خميني روز جمعه بازگردد ـكه پنج روز ديگر به آن مانده بودـ لحظهاي كه پاي او به خاك ايران برسد، عمر رژيم شاه پايان مييابد و جان همه وابستگان به شاه هم فنا ميشود و ارتش از هم ميپاشد»(۱).
حضرت امام در سخنراني ۲۶دی ماه ۵۷ ، ضمن توصيه به اتحاد و حفظ يكپارچگي، درباره فرار شاه ميفرمايند: «... ديديد كه با وحدت كلمه ملت، تمام كنگرههاي قصرش فرو ريخت يكي بعد از ديگري؟ ... ديديد كه اتفاق كلمه شما ملت ايران موجب شد كه تمام ابرقدرتها عقب زدند؟ ... اتفاق كلمه، اجتماع يك ملت بر يك امر، موجب اين شد كه اين كنگرههايي كه تا به قول خودشان عرش كشيده شده بود، اينها يكييكي ريختند، وارفتند مثل يخي كه آب بشود، لكن باز ما راه زياد داريم، اين اولش است، مقصد ما تنها رفتن او نيست. اين يكي از مطالب ماست.»
رهبر انقلاب، تضمين تداوم انقلاب اسلامي را در الهي بودن آن دانسته است و ميفرمايند: «... كوشش كنيد كه قيام شما، اين نهضتي كه داريد، نهضت الهي باشد، لله باشد... اگر ديديد در يك قيامي دستهدسته و حزب شد و حزب حزب و جبهه جبهه شد، بدانيد خدا در كار نيست... وحدت كلمه، لله بودن، اين پيروزي را به شما داده تا حالا. اين وحدت كلمه را حفظ كنيد...»(۲)
یک خبر و موجی از شور
خبر مراجعت حضرت امامخميني به ميهن اسلامي، شور و هيجان وصفناپذيري را در ميان ملت ايجاد كرده است. مردم مسلمان، از نقاط مختلف كشور براي شركت در مراسم استقبال از رهبر انقلاب، راهي تهران شدهاند. كارمندان هواپيمايي كشوري كه مدتي است در اعتصاب بهسر ميبرند، با شنيدن خبر بازگشت امام اعلام ميكنند كه يكي از هواپيماهاي ۷۴۷ را به نام «پرواز انقلاب» براي انتقال رهبر انقلاب از تهران به پاريس خواهند برد. مطبوعات در باره ورود امام با تيترهاي درشت مينويسند: «ورود امامخميني مستقيماً از راديو و تلويزيون پخش ميشود». به دنبال فرار شاه و خبر ورود امام مبارزين حزبالله و انقلابيون مؤمن روحيه گرفتهاند. فريادهاي «اللهاكبر» شبانه آنها محكمتر از شبهاي گذشته است. «كميته برگزاري استقبال از امام» كار خود را آغاز كرده و مشغول فراهم ساختن مقدمات ورود رهبر انقلاب است.
تبادل یک پیام با رمزی کلارک
حضرت امام، دو روز پيش، رمزي كلارك، وزير دادگستري پيشين امريكا را كه خواستار ملاقات با آن حضرت شده بود، در نوفللوشاتو به حضور ميپذيرند و كلارك در بازگشت به نيويورك در يكي از مصاحبههاي مطبوعاتي ميگويد: «حضرت آيتالله خميني از امريكا خواستهاند كه از پشتيباني دولت شاپور بختيار دست بردارد و از هرگونه مداخله در امور ايران خودداري كند» و در ادامه ميگويد: «حضرت آيتالله خميني از پشتيباني اكثريت ملت ايران برخوردارند و به اين ترتيب بدون شركت رهبر شيعيان، پيدا كردن راهحلي براي مسائل ايران امكانپذير نيست...»(۳)
وآنک موعدوصل...
روز دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ هجري شمسي؛ امامخميني، منادي بزرگ آزادي و عدالت در عصر حاكميت ستم و بيعدالتي پس از ۱۵ سال پاي بر خاك مقدس ميهن اسلامي خويش گذارد.
ساعتها ۹:۳۰ بامداد را نشان ميدادند، ثانيههاي انتظار به كندي ميگذشت. ميليونها چشم كه از فرط اشتياق در آستانه گريستن بودند، بر آسمان تهران و صفحات تلويزيون دوخته شده بود. و... امام آمد.
روایت خصم
ژنرال هايزر، در باره نقش رهبري امامخميني و روحانيت اعترافي دارد كه گوياي بسياري از واقعيتهاست، او مينويسد: «در پاسخ به اين پرسش كه آيا انقلاب ممكن بود رهبران ديگري جز امامخميني و روحانيون داشته باشد؟ بايد گفت خير، زيرا روحانيون برتري اجتماعي و فرهنگي داشتند و نيز از منابعي جهت بسيج سياسي برخوردار بودند كه گروههاي ديگر فاقد آنها بودند، ولي رژيم اين حقيقت را درك نكرد و خود را با گروههاي چريكي و روشنفكران نامؤثر مشغول ساخت و وقتي سرانجام دريافت كه روحانيون منبع اصلي مخالفتاند، دست به اقدامي زد كه بهجاي آنكه روحانيون را از صحنه خارج كند، باعث روي آوردن بيشتر مردم به آنان شد، بهويژه به شخص امامخميني كه از اين لحظه به بعد به چشم ميليونها ايراني كه به خيابانها ريخته بودند تا جانشان را فداي آرمان انقلاب كنند، ديگر يك انقلابي در ميان انقلابيون ديگر نبود بلكه خود مظهر كامل انقلاب بود، قديسي بود كه كلامي پيامبرگونه و مأموريتي آسماني داشت و به همين دليل هيچكس ديگري نميتوانست با او برابري كند يا جاي او را بگيرد».(۴)
ویژگیهای یک پرواز تاریخی
امامخميني پيش از ترك دهكده نوفللوشاتو طي پيامي از مهماننوازي مردم و دولت فرانسه بهويژه اهالي نوفللوشاتو تشكر كردند. هواپيماي ويژه پرواز امام(ره)، در مورخه پنجشنبه ۱۲ بهمن ۵۷، ساعت ۳:۳۰ بامداد ـبه وقت تهرانـ فرودگاه «شارل دوگل» پاريس را به مقصد تهران ترك كرد. هواپيما ۲۰۰ سرنشين داشت كه اغلب آنها خبرنگاران خبرگزاريها و رسانههاي گروهي جهان بودند. هواپيمايي ايرفرانس اعلام كرده بود كه چون ممكن است اجازه فرود داده نشود، براي بازگشت به فرانسه بنزين ذخيره دارد.
تلاشها براي لغو و يا تأخير سفر امام بينتيجه مانده بود و تصميم امام به بازگشت تغييرناپذير مينمود. دولت بختيار اعلام كرده بود مراسم ورود امام از تلويزيون پخش ميشود. در خاطرات ژنرال هايزر ـكه در آن روزها در محل ستاد مشترك ارتش نقش فرماندهي و هماهنگي آخرين طرحهاي امريكا را در جلوگيري از سقوط نظام سلطنتي بر عهده داشتـ نكات قابل توجهي وجود دارد كه دلايل واقعي تصميم دولت را آشكار ميسازد. او مينويسد: «خوشوقتي در اين بود كه پوشش راديو تلويزيوني باعث كاهش جمعيت در خيابان شده بود. اميدوار بوديم كه خيليها مراسم را در خانه از تلويزيون تماشا كنند... روزنامهها نوشته بودند كه گزارش ورود آيتالله بهطور زنده از راديو و تلويزيون پخش خواهد شد. درباره اين تصميم مدتها بحث ميشد... خوشحال بودم كه مراسم پخش خواهد شد».(۵) گفتني است كه بهرغم اين تصميم، چند لحظه پس از ورود امام، ناگهان پخش مراسم از تلويزيون قطع شد و بهجاي آن تصوير شاه همراه با نواختن سرود شاهنشاهي به نمايش گذارده شد. اين عمل موجي از خشم و خروش مردم در شهرستانهاي مختلف را به دنبال داشت.(۶)
آب زنید راه را...
در روز ۱۱ بهمن كه خبر بازگشت قريبالوقوع امام انتشار يافت، هزاران تن از مردم تهران، خيابان آزادي (آيزنهاور) مسير عبور ايشان را از نردهها و لاستيكهاي سوخته و موانعي كه در تظاهرات برپا ميشد، پاك كردند و به دنبال آن شستوشوي خيابانها آغاز شد. از نخستين ساعات صبح ۱۲ بهمن گروههاي انتظامات وابسته به كميته استقبال، در مسير عبور امام به حركت درآمدند و از طريق بلندگوهايي كه روي اتومبيلهاي انتظامات نصب شده بود، از مردم خواستند به هنگام ورود رهبر انقلاب نهايت همكاري را بكنند.
مسير عبور: فرودگاه، ميدان آزادي، خيابان انقلاب، دانشگاه تهران و بهشتزهرا اعلام شده بود كه ۳۳ كيلومتر طول داشت. علاوه بر ميليونها زن و مردي كه در سرتاسر خيابان انقلاب و خيابانهاي مجاور و ميدان آزادي و اطراف فرودگاه اجتماع كرده بودند بيش از يك ميليون تن از مردم، با اطلاع از ورود امام به بهشتزهرا از ساعتها پيش در آنجا مستقر شده بودند.
پيش از بيانات امامخميني در فرودگاه مهرآباد، يك دانشجو ورود رهبر انقلاب را شادباش گفت: «بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم. قُلْ جَاءَ الْحَق وَ زَهَقَ الْبَاطِل إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً اِلا ان حِزْبُ الله هُمُ الْغَالِبُون. اي روح خدا و اي ابراهيم بتشكن اسلام. اي بنده پاكباز حق و اي جان عزيز ملت ايران اجازه ميخواهم از جانب فرد فرد ملت ايران به عرض برسانم كه رواق منظر چشم من آشيانه توست، كرم نما و فرود آي كه خانه خانه توست.
هجرت شما از وطن عزيز در ۱۴ سال پيش تحت فشار و اجبار سمبلهاي استبداد و استعمار يادآور هجرت جد مكرمتان رسول خدا(ص) و ياران بزرگوار اوست كه به گناه خواستاري جامعه توحيدي از شهر و ديار خود رانده شدند ـأَلَّذِينَ اُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِم بِغَيْرِ حَق اِلي اَنْ يَقُولُوا رَبَّنا اللهـ و بازگشت امروزتان يادآور فتح مبين و عظيم مكه است كه سمبلهاي زر و زور و بتهاي فلزي و گوشتي يكي پس از ديگري از مقر حكمراني به زير آورده شدند و حكومت خدايي جايگزين حكومت طاغوتي شد. لَقَدْ صدق اللهُ رَسُولَه الرُّؤْيا بِالْحق لِتدْخلنَ الْمَسْجِد الْحَرَام اِنْ شَاءَ الله امنين.»
سپس حضرت امامخميني اولين بيانات خود را در فرودگاه مهرآباد اينگونه ايراد كردند: «بسماللهالرحمنالرحيم. من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر ميكنم. عواطف ملت ايران به دوش من بار گراني است كه نميتوانم جبران كنم. من از طبقه روحانيوني كه در اين قضاياي گذشته جانفشاني كردند، تحمل زحمات كردند، از طبقه دانشجويان كه در اين مسائل مصائب ديدند، از طبقه بازرگانان و كسبه كه در زحمت واقع شدند، از جوانان بازار و دانشگاه و مدارس علمي كه در اين مسائل خون دادند، از اساتيد دانشگاه، از دادگستري، قضات دادگستري، وكلاي دادگستري، از همه طبقات، از كارمندان، از كارگران، از دهقانان، از همه طبقات ملت تشكر ميكنم. آن زحمتهاي فوقالعاده شماست كه با وحدت كلمه پيروز شديد؛ البته در قدم اول، پيروزي شما... الان [در مرحله اول است] و آن اينكه خائن اصلي را كه محمدرضا نام دارد، از صحنه كنار زديد. گرچه گفته ميشود كه در خارج از كشور به دست و پا افتاده است و حالا كه اربابها هم دست رد بر سينه او زدهاند و او را راه نميدهند، حالا متوسل شده به بعضي همجنسهاي خودش، شايد بتواند باز راهي پيدا كند و اين خيال خامي است كه بعد از ۵۰ سال خيانتهاي اين سلسله و بعد از سي و چند سال جنايات و خيانات اين شخص خائن به اين مملكت، كه مملكت ما را به عقب راند، مملكت ما را فرهنگش را فرهنگ استعماري كرد، زراعتش را به باد فنا داد، خزاينش را به باد فنا داد، مملكت را ويران كرد و جندي او و ارتش او را تابع ارتش غير كرد، تابع مستشاران غير كرد و اينها تأسفاتي است كه ما داريم و ملت ما دارند. ما پيروزيمان وقتي است كه دست اين اجانب از مملكتمان كوتاه شود و تمام ريشههاي رژيم سلطنتي از اين مرز و بوم بيرون برود و همه رانده بشوند و اين كارها و اين چيزهايي كه اخيراً واقع ميشود و دست و پا ميزنند عمال اجانب كه يا شاه را برگردانند ـيعني شاه سابقـ و يا رژيم ديگري و يا رژيم سلطنتي را حفظ كنند. اين مطلب را بايد بدانند كه گذشته است مطلب و اينطور مسائلي كه شما پيش ميآوريد دست و پايي بيش نيست و اگر تسليم ملت نشويد، ملت شما را به جاي خودش مينشاند».(۷)
*منابع در دفتر روزنامه موجود است .