زماني كه امام خامنهاي، رهبر فرزانه انقلاب، در خطبههاي نماز عيد فطر در رابطه با انتخابات پيش رو جمله كوتاه و راهبردي «انتخابات مظهر حضور مردم و مردمسالاري ديني است كه بايد پشتوانه امنيت باشد» را مطرح فرمودند و آحاد جامعه و مسئولان سياسي را از خطري كه در اثر بيتوجهي به آن ممكن است به جامعه عارض گردد بيان كردند، شايد در آن مقطع اين سؤال براي نخبگان و آحاد جامعه مطرح بود كه چه اتفاقي ممكن است در آينده متوجه نظام گردد كه اينچنين رهبري نظام را حساس نموده كه هنوز شش ماه به انتخابات باقي است، بايد مسئولان و مردم كانون توجه خود را به آن جلب كنند. معظمله در آن خطبههاي مهم به صراحت فرمودند: «نبايد اجازه داد اين چيزي كه ذخيره امنيت است، پشتوانه امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند... بايد همه مراقب باشند، همه به هوش باشند، آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسي، كساني كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند، از انتخابات مانند يك نعمت الهي پاسداري كنند.»
انتشار برخي اخبار به دروغ يا راست، مبني بر سازماندهي دشمن براي ورود ۱۵۰۰ سلاح ساچمهاي به داخل كشور و به كارگيري آن در شرايط خاص از جمله انتخابات، صرفنظر از درستي يا نادرستي كه شايعه آن بيشتر متصور است، حكايت از آن داشت كه يك طيف يا جرياني با برجسته كردن برخي موضوعات حاشيهاي به دنبال تلقي ناامني دركشور و بالطبع امنيتي كردن فضاي انتخابات است.
تأكيد بر تهديد نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي نسبت به ايران پس از گزارش «آمانو» در جلسه شوراي حكام در آژانس انرژي اتمي و صدور قطعنامه در مجمع عمومي سازمان ملل به دنبال يك اتهام واهي مبني بر تلاش ايران براي ترور سفير عربستان، گزارش حقوق بشر احمدشهيد از ايران و تلاش براي فشار به جمهوري اسلامي و چندين موضوع ساختگي ديگر و آگرانديسمان آن در فضاي رسانهاي كشور براي ايجاد ترس در ملت ايران در آستانه انتخابات مجلس نهم، همه و همه در راستاي امنيتيكردن فضاي انتخابات بود كه دشمنان بيروني براي آن برنامهريزي حسابشدهاي را انجام داده بودند تا نشان دهند انتخابات مجلس نهم در شرايط عادي برگزار نميگردد. اما اتفاقات روزهاي گذشته اين يقين را ايجاد كرد كه يك سناريوي مشترك توسط دشمنان بيروني و عوامل داخلي در حال پياده شدن است تا فضاي موجود در كشور مشوش جلوه نمايد. ما علايم اين سناريو را بازگو ميكنيم تا عوامل داخلي خود به اين درك برسند كه در كدام پازل سناريوي دشمن بازي ميكنند. چه بسا صحنهگردانان اين پازل از نوع بازي و نتيجه آن در اين سناريو آگاهي نداشته و ناخواسته در زمين دشمن بازي كرده و توپ را به دروازه خودي ميزنند.
۱- شروع هفته جاري وقتي در جلوي كيوسك روزنامهها قرار گرفتيم ناباورانه با تيتر و عكس بزرگ جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيسجمهور مواجه شديم، آن هم در روزنامهاي كه سه سال پيش همين شخص درباره آن تندترين مواضع را اتخاذ كرده بود. روزنامه اعتماد با مواضع مشخص كه نماينده خاص اصلاحطلبان و چه بسا جريان فتنه است، اين بار اقدام به انتشار مصاحبه اختصاصي خود با جوانفكر كرده بود و برخلاف روزهاي پيشين، اين شماره از روزنامه با كاغذ گلاسه روغني از نوع كاغذ روزنامه سرپرست مؤسسه ايران و قطع ايران كه كمي كوچكتر از روزنامه اعتماد است،انتشار يافته بود كه در همان نگاه اول نشان ميداد انتشار اين شماره به صورت ويژه و چه بسا با حمايتهاي خاص صورت گرفته است. متن مصاحبه جز مشتي توهين و افترا به اين و آن و انكار واقعيات گذشته كه احمدينژاد از بستر آنها به كرسي رئيسجمهوري رسيده بود، چيز ديگري نداشت. هر خواننده حتي غيرمنصفي ميتوانست بفهمد كه جوانفكر اين مصاحبه را فقط براي ايجاد چالش درجامعه انجام داده است و هدف ديگري را نميشد براي اين اقدام او متصور شد.
اگر اقدام به انتشار ويژهنامه خاتون كه منشأ صدور حكم قضايي براي جناب مشاور مطبوعاتي رئيسجمهور شد را پازل اوليه سناريوي خطرناك دولتيها در آستانه انتخابات مجلس نهم فرض كنيم، انتشار مصاحبه با روزنامه اعتماد آن هم با ادبيات كينهتوزانه و تفرقهافكنانه او را بايد دومين پازل در اين سناريو فرض كرد.
۲- جوانفكر از وضعيت حكم خود اطلاع واثق داشت و طبيعي است هر متهمي حق دفاع از خويش را در بستر قانون خواهد داشت. از همين رو است كه قانونگذار يك دوره ۲۰ روزه را براي تجديد نظرخواهي در نظر گرفته است ولي چرا آقاي مشاور تصميم گرفت به جاي احقاق حق خود از بستر قانون، رو به برگزاري كنفرانس خبري و مطبوعاتي آورد. اصلاً تاكنون چند نفر در جايگاه آقاي جوانفكر از منظر مشاور يا مديرعامل خبرگزاري ايرنا اقدام به برگزاري كنفرانس مطبوعاتي كردهاند كه ايشان نيز بر اساس يك سنت ديرينه خواسته از اين ظرفيت نيز براي بيان عقايد خويش بهره جويد.
جوانفكر در يك سناريوي تعريف شده و دستوري حتماً ميبايست اين كنفرانس را برگزار ميكرد كه اگر چنين اقدامي صورت نميگرفت، قطعاً قطعهاي از پازل براي سناريوي آينده تكميل نميگرديد. اينكه دستگاه قضايي و دادستاني بيتدبيري كرده و بدترين راه را براي برخورد با اين متهم انتخاب كرده بودند، شكي نيست. رفتار نمايندگان دادستان و عوامل انتظامي براي دستگيري جوانفكر اصلاً مورد تأييد نيست و چه بسا اين همان چيزي بود كه جريان انحرافي و شخص جوانفكر طالب آن بودند كه تحقق يافت. ولي چرا جوانفكر به جاي رسيدگي به پرونده خود از بستر قانوني، برگزاري كنفرانس خبري را انتخاب كرد؟ چه منافعي از اين رهگذر عايد او و جريانش خواهد شد؟
۳- چرا جوانفكر و روزنامه دولت تصميم گرفت تيتر روزنامه سهشنبه ايران را سفيد به چاپ برسانند؟ او و جريان انحرافي در دولت به درستي ميدانستند كه اقدام در اين سطح يعني ادامه روند تنش در جامعه و درگير كردن مسئولان كشور به يك موضوع حاشيهاي نه چندان مهم. چرا روزنامه ايران متأثر از روزنامههاي دومخردادي از الگوي جريان اصلاحات براي تكميل خواسته خود به جامعه استفاده كرد؟ جوانفكر كه ميدانست بنا به دخالت يك مقام ارشد دولتي،حكم او قرار نيست فعلاً پيگيري شود، چرا باز اقدام به اين كار كرد؟ اين سؤال فقط ميتواند يك پاسخ داشته باشد و آن هم اينكه نبايد پازل سناريوي امنيتي كردن كشور در آستانه انتخابات در اينجا خاتمه پيدا كند؟ در ثاني، جريان انحرافي خواست آخرين ميخ اطمينانبخش خود را نيز بكوبد تا اكنون كه دستگاه قضايي اصرار دارد پرونده فساد مالي ۳هزار ميليارد توماني را بجد پيگيري كند و به سرنخهاي مهمي نيز رسيده است، از ادامه روند صرفنظر كرده و عناصر شاخص جريان انحرافي در مصونيت كامل قرار گيرند. اكنون دستگاه قضا با يك پارادوكس مواجه است، پرونده فساد مالي را ادامه دهد يا با روندي كه در روزهاي گذشته پيش آمده است، فتيله اين پرونده را پايين بكشد. آزمون سختي است. از يك سو مردم به نظاره نشستهاند تا صداقت دستگاه قضا را بسنجند و از سوي ديگر، شمشير تهديد و ايجاد تشنج عوامل دولتي بلند است و چه بسا ادامه برخورد با برخي عناصر درون دولت، جامعه را در آستانه انتخابات دچار التهابهاي شديد از جنس امنيتي شدن كنند. برخي حركتهاي معنادار از قبيل اعلام موجوديت گروهي به نام «فدائيان اسلام» و انتشار اخبار آن در روزنامههاي اصلاحطلبان كه هدف خود را مقابله با جريان انحرافي اعلام كردهاند ميتواند فضا را ملتهبتر كند. در چنين فضايي هوشياري دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي دوچندان احساس ميشود.