بیست و پنجمین جشنواره فیلم بینالمللی کودک و نوجوان اصفهان که ديشب به کار خود پایان داد، باری دیگر مظلومیت سینمای کودک و نوجوان و جای خالی آن در حجم آثار مشابه این روزها را یادآور شد. سینمای ایران به دنبال تنوع گمشدهاش در ژانرهای مختلف سینمایی میگردد و جشنواره فیلم کودک و نوجوان طی سالهای قبل دردی را از درد سینمای بی بضاعت کودک درمان نکرده است، هر چند گفته میشود امسال این جشنواره و آثارش در این حوزه حرفهاي جدیدی برای گفتن داشتهاند.
یا دنیای سینمای امروز ایران خیلی کوچک شده که برای آثار سینمایی با محوریت کودکان جایی ندارد، یا دنیای کودکان آنقدر بزرگ شده که دیگر در دنیای سینمایی که باید از آن به عنوان سینمای محض بزرگسال یاد کرد نمیگنجد. سینمای امروز کشورمان را در مقایسه با سینمای دهه ۶۰ که شاهد خلق آثار بیهمتایی همچون دزد عروسكها در رده سنی کودکان و حتی بزرگسالان بود، باید سینمای تکمحور نامید؛ سینمایی که هر از گاهی در میان امواج یک ژانر خاص گم میشود و زمانی به خودش میآید که در قعر یکنواختی فرو رفته یا اکثر مخاطبانش را بنا به دلزدگی از ماهها و سالها نمایش یک ژانر تکراری بر صحنه سینما از دست داده است.
سینمای امروز ایران مدتهاست که خود را اسیر آثار طنز میبیند. آن هم طنزهایی که صرفاً از سطحی بودن فیلمنامه رنج میبرند و بیش از آنکه بخواهند با خلق صحنههای مهیج و شادیآور مایه خنده تماشاگر را فراهم آورند، بازی با لغات را به نمایش میگذارند.
در سالهای اخیر فروش خوب چندین اثر برجسته و خوشساخت سینمایی با موضوعیت طنز بهانه خوبی را دست بسیاری از سینماگران به خصوص سینماگران جوان کشورمان داده است که تحت تأثير الگوی درآمدی این آثار به سوی ساخت آثار طنز هجوم بیاورند و به تصور اینکه این ژانر از سینما در تمام ردههای سنی مخاطب دارد، آثار سینمایی خود را روانه پرده سینما کنند. در این سالها شمار این فيلمها ناگهان اوج میگرفت اما مشکل در بسیاری از مواقع این بود که از میان چندین و چند اثر طنز به سختی امکان کشف یک اثر خوش ساخت و با کیفیت فراهم میشد؛ آثاری که عموماً با قبول خسارتهای مالی خیلی زود روانه دكانها، بقالیها و شبکه نمایش خانگی میشوند.
در شرایطی که تا همین چندی پیش حجم زیادی از فيلمهای در حال اکران بر پرده سینمای کشورمان را همچنان آثار طنز تشکیل میداد، ورود چند اثر مفهومی در این روزها حال و هوای جدیدی را به سینماهای کشورمان بخشیده است.
بازگشت دوباره این آثار که عموماً پیرامون خانواده ایرانی هستند، جو سینماهای کشور را گرم کرده است و با توجه به استقبال خوبی که از آنها شده امکان آن وجود دارد که تعداد آثار مشابه در سینماهای کشور باز هم بیشتر شود اما در این میان جای یک ژانر سینمایی همچون بسیاری دیگر از ژانرهایی که میتواند به فضای سینمای ایران تنوع ببخشد، خالی است و آن هم سینمای کودک است؛ سینمایی که میتواند پایهگذار پرورش مخاطبان سینما از سنین کودکی باشد و مفاهیم و اخلاقیات را به بهترین نحو ممکن به نسل جوان انتقال دهد.
جشنواره فیلم کودک و نوجوان که روز گذشته اختتامیهاش را پشت سر گذاشت، بهترین عرصه برای ظهور آثار سینمایی با موضوعیت کودک است؛ جشنوارهای که باید نامش را جشنواره فیلم فجر کودک نام گذاشت.
اینکه این جشنواره حال و روز سینمای این روزهای کشورمان را تغییر میدهد یا نه باید چشم به روزها و ماههاي آتی دوخت و ماحصل آن را در آینده دید.