
چرا بايد به دفاع مقدس به عنوان واقعهاي كه بيش از دو دهه از اتمام آن ميگذرد، بپردازيم؟ سؤالي است كه بارها و بارها در كسوت خبرنگار حوزه پايداري از اشخاص مختلف پرسيدهام و به همان نسبت نيز با اين پرسش روبهرو بودهام. جنگها وقايع خونيني هستند كه سراسر تاريخ بشري را به خود اختصاص داده و معمولاً سطرهاي آخر فصول كتابهاي تاريخي را با شروع جنگي به پايان ميرسانيم و فصل بعدي را با پايان آن جنگ و تبعاتش آغاز ميكنيم اما غالباً غفلتي كه اين بين صورت ميگيرد، تكرار زدگي تاريخي يا نگرش كلي به تمامي وقايع تاريخي صرفنظر از چرايي وقوعشان است كه باعث ميشود وقايع تاريخي را به يك چشم نگاه كنيم و همگي را در مكاتب تاريخنگاري مادي حبس كنيم. مكاتب تاريخ نگاري، با آن دسته از فيلسوفاني كه با عينك روانشناسي قدم در كوچه پسكوچههاي تاريخ زندگاني بشر ميگذارند، حركتهاي تاريخي را با همان رنگي مينگارند كه روح خود را عجين شده با آن مييابند. ريشهيابي حركتهاي تاريخي برمبناي انگيزههاي اقتصادي (ماركسيسم) يا انگيزههاي شهواني (فرويديسم) همان تزهاي پذيرفتهشده به اصلاح علمي هستند كه سراسر كتابهاي تاريخي را به خود اختصاص داده و لاجرم در اظهارنظرهاي روشنفكران دگرانديش بازتاب مييابند. چنين ديدگاهي است كه دفاع مقدس يا اصلاً فراتر از آن، وقايع عظيم تاريخي همانند عاشوراي حسيني را بدون شناخت كافي در زمره تمامي جنگهاي تاريخ مينگرد و كدام حركت مادي است كه اثرات خود را تنها چند سال بعد از پايان از دست نداده باشد؟
حريت، ايستادگي، پايداري، رشادت، شجاعت، ايثار و شهادت، صفات ماندگاري هستند كه هيچ حد و مرزي براي خود نميشناسند و اگر خوب دقت كنيم سراسر تاريخ دفاع مقدس روايت مكرر اين صفات حسنه هستند. اگر امام راحل فرمود: ما نجنگيديم مگر براي اعتلاي كلمه الله، در طول همان فرمايش سيدالشهداست كه اگر دين جدم با ريختن خون من زنده خواهد ماند، پساي شمشيرها مرا دريابيد. بنابراين تداوم ترويج ارزشهاي نابي كه در دين الهي اسلام وجود دارد، تلاش براي اعتلاي اهداف مقدسي است كه از كشتههاي جهاد في سبيلالله، شهيد ميسازد و به تعبير حضرت امام(ره)، شهدا را تاريخ ساز و «قلب و مركز تاريخ» قرار ميدهد.
پس جنگ هشت ساله تحميلي نه تنها براي حفظ تماميت ارضي كشورمان كه براي زنده نگهداشتن چنين ارزشهايي صورت پذيرفت و مادامي كه مفاهيمي چون پايداري، رشادت و ايثار... در جوامع پوياي بشري زندهاند، دفاع مقدس و تمامي حركتهاي خونباري كه به تأسي از قيام عاشورا به وقوع ميپيوندند، هرگز رنگ كهنگي به خود نميگيرند تا يادمان بياورند اگر جنگ تمام شد، حريت و ايستادي در برابر ظلم و ستم هميشه و همه حال وجود خواهد داشت. چنانچه اكنون نيز انقلاب ما با زنده نگه داشتن همين مفاهيم است كه در برابر آماج دشمنان ايستاده و بيداري اسلامي به تاسي و رجوع مسلمين به چنين ارزشهايي به وقوع پيوسته است.