علي رضائي|امروز ۳۱ شهريور يادآور تهاجم بزرگ و آشكار عراق عليه ايران در سال ۵۹ و آغاز مقاومت هشت ساله غيورمردان ايراني است. «جنگ تحميلي» و «دفاع مقدس» اگرچه هر دو در يك فرآيند نظامي دنبال شد، اما به هيچ وجه نميتوان اين دو مقوله را در يك چارچوب ايدئولوژي و استراتژي قرار داد. اهداف و رويكرد جنگ با دفاع و مسير انتخاب هر يك از آنان براي دولتها بسيار متفاوت است. جنگ عراق عليه ايران كه با حمايت گسترده كشورهاي غربي همراه شد آنچنان غريق مطامع ناصواب سياسي و اقتصادي بود كه سرانجام در قطعنامه ۵۹۸، عراق به عنوان متجاوز معرفي شد و در واقع نه تنها جنگ هشت ساله تحميلي هيچ نفعي را براي عراق نداشت كه حتي رژيم بعث با اين اقدام نابخردانه مسير ضربه زدن به كشور متبوع خود را پيمود. رزمندگان انقلاب اسلامي ايران اما با دفاع مقدس خود در برابر جبهه استكبار، درس هايي را به جهانيان دادند كه همچنان با گذشت بيش از ۳۰ سال از آن واقعه، قابل تعليم و تعلم است.
درسهاي بيداري اسلامي از دفاع مقدس درسهاي دفاع مقدس در برابر جنگ تحميلي را با توجه به شرايط كنوني ايران و جهان ميتوان در دو سطح داخلي و بينالمللي تقسيم كرد. بخشي از واقعيات هشت سال دفاع مقدس به گونهاي است كه اگر ملتهاي مسلمان خصوصا در كشورهايي كه اخيرا با اخراج ديكتاتورها، مسير تحولات سياسي و بيداري اسلامي را ميپيمايند، بدان دقت كنند و از آن عبرت گيرند، موفقيت نهايي نصيب آنان خواهد شد. يكي از مسائلي كه امروز موج بيداري اسلامي با آن مواجه است، دسيسهها و توطئههاي نظام سلطه براي به زانو درآوردن خروش مقدس ملتهاي مسلمان در برابر غرب است. اين دقيقا همان اتفاقي است كه صدام رئيس رژيم بعث عراق گرفتار آن بود و در جنگ تحميلي با اشاره حكام غربي خود، موشكها را به سمت ايران شليك ميكرد. با توجه و تدقيق در اين سابقه، ميتوان براي اين سؤال كه آيا وابستگي به غرب و جهانخواران امريكايي، انگليسي و اسرائيلي و هم پيمانان آنها، براي يك كشور مفيد است و ختم به خير خواهد شد؟، پاسخ مناسبي را پيدا كرد؛ پاسخي كه قطعا كمكي است براي آنكه بيداري اسلامي گرفتار دسيسههاي نظام سلطه نشود.
نگاه غرب به صدام در حد يك تفاله سياسي گرچه صدام در طول جنگ تحميلي با پشتيباني جبهه استكبار، از تجهيزات نظامي بيشتري نسبت به ايران برخوردار بود اما رژيم بعث عراق پس از خاتمه جنگ و زماني كه غربيها ديگر به وي نيازي نداشتند، گرفتار مصائبي شد كه اتفاقا از جانب حاميان سابق خود دنبال ميشد. اين بدان علت بود كه صدام پس از مدتي اطاعت و تعظيم در برابر غرب، به محض پايان يافتن جنگ تحميلي فقط در حد يك تفاله سياسي نگريسته ميشد كه غرب استفاده خود را از آن كرده و ديگر سودي برايش نداشت.
مواجهه عراق با تهديدات اسرائيل يكي از مصيبت هايي كه عراق پس از جنگ تحميلي گرفتار آن بود، مواجهه با تهديدات اسرائيل بود. هرچند كه رئيس رژيم بعث عراق نيز اسرائيل را تهديد كرد كه در صورت بروز جنگ، به طور گسترده از سلاح شيميايي دوگانه استفاده خواهد كرد و نيمي از اسرائيل را از بين خواهد برد اما اين بيشتر براي قهرمانسازي صدام از خودش در ميان اعراب بود. تهديدات متقابل اسرائيل و عراق عليه يكديگر آنچنان شدتي داشت كه از يك سو حاميان اسرائيل از جمله امريكا و انگليس عليه عراق موضع آشكار داشتند و اتحاديه اروپا نيز در اين رابطه سكوت نكرد. از سوي ديگر برخي از كشورهاي عربي به پشتيباني از صدام پرداختند. اما آنچه موجب ترس صدام بود تهديد سنگين اسرائيل عليه عراق بود كه مطرح شده بود در صورت استفاده عراق از سلاح شيميايي، ۱۰ برابر پاسخ آن را خواهيم داد. اين پاسخ ۱۰ برابري عليه عراق آنچنان پتكي بر سر صدام بود كه تازه فهميد همان حاميان سابق در جبهه استكبار كه تا ديروز به نفع عراق و عليه ايران عمل ميكردند، تغيير مسير دادهاند و احتمالاً براي جمع آوري سلاح هايي كه در اختيار رژيم بعث قرار دادهاند، قصد دارند وارد ميدان جنگ عليه عراق شوند.
ماجراي مقابله انگليس در برابر رژيم بعث در شرايطي كه هنوز دو سال از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ نگذشته بود عراق به دستور صدام يك خبرنگار انگليسي و ايرانيتبار به نام فرزاد بازوفت كه با نشريه آبزرور انگلستان همكاري داشت را به اتهام جاسوسي اعدام كرد. اين اقدام فضا را به سمتي برد كه انگلستان در سياستهاي خود به مقابله علني در برابر رژيم بعث پرداخت. پس از انگلستان نيز كشورهاي غربي به حمايت از انگليس پرداختند و صدام شديداً مورد هجمه حاميان سابق خود قرار گرفت.
اتهامات تازه غرب عليه عراق
دستگيري دو عراقي در فرودگاه لندن به جرم حمل چاشني سلاح هستهاي ماجراي ديگري بود تا هجمه دوستان ديروز عراق عليه صدام بيش از پيش برانگيخته شود و با متهم كردن عراق به تلاش براي دستيابي به سلاح هسته اي، تهديدات عليه كشوري كه معدن تسليحات نظامي غربي بود، افزايش يابد. هجمه غرب عليه عراق در مسيري بود كه صدام به عنوان يك مهره سوخته در آن بايد از ميان برداشته ميشد.
اعدام صدام به دست دوستان سابق خود
اخراج نماينده عراق از سازمان ملل و اقدام متقابل صدام در اخراج يكي از نمايندگان امريكا از عراق مورد ديگري بود كه حاميان صدام در جنگ تحميلي را در سالهاي پس از قبول قطعنامه، در برابر وي قرار داد. تمامي اين موارد به گونهاي دنبال شد كه سرانجام پس از حمله عراق به كويت، امريكا يعني يكي از دوستان قديمي صدام در جنگ تحميلي، در مقابل آن ايستاد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ با لشكركشي امريكا به عراق، صدام به دست دوستان سابق خود به دار آويخته شد. اين سرانجام كسي بود كه روزگاري پاي سفره غرب نان خورد و سر تعظيم در برابر نظام سلطه فرود آورده بود؛ سرانجامي كه نصيب تمامي ديكتاتورهاي وابسته به ديكتاتورهاي غربي ميشود.
عبرتگيري از تاريخ در مقابل عراق، اما جمهوري اسلامي ايران با ايستادگي در برابر ظلم و جور و مقاومت در برابر نظام سلطه به پيشرفتهايي دست يافت كه همچنان ادامه دارد. پيشرفتهاي ايران در زمينههاي اقتصادي، صنعتي و حتي توسعه سياسي را امروز نميتوان بدون در نظر گرفتن هشت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام در برابر مستكبران تحليل كرد. اين مسئلهاي است كه تاريخ گواه آن است. تاريخ پر از عبرت هايي است كه بايد از آن درس گرفت. امروز هم ميتوان در ابعاد داخلي و بينالمللي از تاريخ عبرتهاي فراواني را كسب كرد و فهميد كه تنها با مقاومت و ايستادگي ميتوان به پيروزي دست يافت.