سند چشمانداز، سندي است كه يك نوع حركت همهجانبه دولت و مردم در آن ديده ميشود؛ يعني اگر سند چشماندازي وجود نداشته باشد حتي دولتمردان ما چون از آينده اطلاعي ندارند نميتوانند برنامهريزي كنند و طبيعي است كه نميتوانند حتي آيندهنگري كنند كه به عنوان مثال صنعت ما به كجا خواهد رسيد يا تا كجا بايد تلاش كنيم تا كشاورزي ما به حدي برسد كه نقطه ايدهآلي براي مردم باشد، اما وقتي سند چشماندازي وجود داشت باشد، دولتمردان و برنامهريزان و مردم تكليفشان براي ۲۰ سال آينده معلوم است. به نظر ميرسد كه كشورهاي ديگر زمان چشماندازشان را طولانيتر ميكنند.چند سال پيش مقالهاي ميخواندم كه در آن اشاره شده بود، كشوري چشمانداز ۵۰ ساله ترسيم كرده است. يعني میدانند که در ۵۰ سال آينده به كجا خواهند رسيد.
منتها بضاعت و برنامهريزي كشور ما در اين بود كه بتوانيم چشمانداز ۲۰ ساله را داشته باشيم و اين مدت يعني يك چهارم عمر يك انسان و مطمئناً كساني كه اين چشمانداز را طراحي كردهاند، با عمر خودشان و برنامهريزي و پتانسيل ايران، اين برنامهريزي را انجام دادهاند. اين سند واقعاً سند پيشرفت يك كشور است و سندي است كه مردم را به پيشرفت و توسعه سوق خواهد داد و در آن تكليف مردم مشخص خواهد شد.
در همین حال ساحت هنر هم از این چشم انداز بیبهره نبوده و برای اینکه چشم انداز و دورنمایی از ایران چهار دهه دیگر داشته باشیم جشنوارهای فرهنگی - هنری در حوزههای مختلف به نام ایران ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد که به نوعی به معرفی و دستاوردهای که كشور قرار است در آینده به آن برسد بپردازد.
با توجه به اينكه متأسفانه سند چشم اندازتوسعه در بين مردم و جامعه پخش نشده و تبليغات درستي براي آن انجام نشده است، برگزاري جشنواره فرهنگي- هنري ۱۴۰۴ اين اتفاق بيفتد. اولين وظيفه اين جشنواره اين است كه اطلاعرساني درستي از اين سند، حداقل در حوزهاي كه وارد ميشود يعني هنر انجام دهد. يعني ما در اين جشنواره بدانيم در سال ۱۴۰۴ سينماي ما چه خواهد شد يا تئاتر ما به كجا خواهد رسيد و همچنين در ديگر رشتهها.
اگر اين جشنواره با تحقيقات ميداني، اطلاعرساني درست و صحيحي در بين مردم و مخاطبانش انجام دهد، خدمت بزرگي به جامعه هنرمندان كرده است و همچنين خود هنرمندان. مردم نيز بايد دريابند در حوزه هنر ما به چه چشمانداز و اهدافي خواهيم رسيد. يكي از وظايف خطير و سنگين اين جشنواره اين است كه راهكارهايي در همه حوزهها جهت رسيدن به اهداف هر بخش هنري ارائه دهد. به عنوان مثال در بخش انیمیشن که هنر،صنعتی جدید و درآمدزاست ما در ۱۴۰۴ به چه نقطهای خواهیم رسيد و ما چه كنيم تا در صنعت انیمیشن حرفی برای گفتن داشته باشیم؟
امروز اگر در انيميشن سرمايهگذاري و برنامهريزي مناسبي صورت گيرد مطمئناً ميتوانيم در سال ۱۴۰۴ به انيميشني حرفهاي دست پيدا كنيم. انيميشن نياز به پيشرفت دارد و بايد بهايش هم پرداخته شود. نبايد انتظار داشته باشيم اين هنر از همان ابتدا درآمدزا باشد. اگر گروهي سعي ميكنند انيميشن خوب بسازند بايد با فراهم كردن امكان پخش مناسب تشويقشان كرد.آنقدر نامهرباني در اين عرصه وجود دارد كه هنرمندان ما خيلي دنبال لوازم و تجهيزات روز دنيا نيستند و تنها دغدغهآنها اين است كه كارشان به نحو مطلوبي ديده شود. انيميشن در ايران شروع خوبي دارد اما نياز داريم كه اين نهال را آبياري كنيم و آبياري يك نهال از كاشت آن خيلي مهمتر است. انيميشن در دنيا با سرعت بسيار بالايي در حال پيشرفت است و تقريباً انيميشن در تمام عرصههاي فرهنگي دنيا نقشي انكارناپذير دارد و ما حتي در سيستمهاي صنعتي دنيا هم ميتوانيم اثري از انيميشن را مشاهده كنيم. اگر مطمئناً بهاي مناسب براي انيميشن پرداخت نشود، نميتوانيم با سرعتي كه دنيا در حال حركت است، حركت كنيم.
سرعت رشد انيميشن دنيا بسيار بالاست و قدمها ما قدمهاي كوتاهي است! در ايران از انيميشن به هيچ وجه حمايت نميشود. انيميشن تنها حوزهاي است كه خودش از خودش حمايت ميكند. جالب اينجاست كه در كشورهاي ديگر مردم آنقدر با انيميشن خو گرفتهاند كه به اندازه فيلمهاي سينمايي براي آن هزينه ميكنند و دليل اين استقبال هم توجهي است كه مديران فرهنگي كشورها به انيميشن دارند. در كشور ما مديران نقش پررنگي براي انيميشن قائل نيستند چرا كه معتقدند مردم از ديدن انيميشن لذت نميبرند. اين مسئله باعث ميشود كه ما در يك دايره دچار تكرار شويم و هيچ وقت نتوانيم انيميشن را به صورت جدي دنبال كنيم. اگر جشنواره ۱۴۰۴ بتواند به اهداف مورد نظر خود دست پيدا كند، مسلماً برگزاري آن مفيد واقع خواهد شد. البته نگاه برگزاركنندگان جشنواره به انيميشن ديگر موردي است كه ميتواند در خوب يا بد برگزار شدن اين جشنواره تأثير بگذارد. مفيد بودن يك جشنواره به اهداف و برنامهريزيهاي آن بر ميگردد. نگاهي كه مديران ما به انيميشن دارند بايد تغيير كند و اين مهمترين مشكلي است كه ما در تهيه يك انيميشن با آن مواجه هستيم. البته بايد گفت كه بودجه كافي براي ساخت انيميشن در اختيار داريم ولي در زمينه فرهنگ كار گروهي دچار ضعف هستيم و از سعه صدر كافي و همكاري گروهي لازم براي ساخت توليدات بزرگ برخوردار نيستيم، بهطوري كه با سادهترين مشكل به چالشي بزرگ ميرسيم. بهطور كلي ساخت انيميشنهاي بزرگ، مستلزم برخوردار بودن از فرهنگ كار گروهي است. خوشبختانه ما فيلمنامههاي انيميشن خوبي حداقل در حد خودمان داريم ولي انيماتورهاي حرفهاي كه اين فيلمنامهها را به توليد برسانند كم داريم. سابقه توليد انيمشين در كشور به بیش از ۵۰ سال ميرسد ولي در اين مدت غير از چهار يا پنج كار جشنوارهاي، كار بهتري در اين زمينه ارائه ندادهايم. اختصاص زمان نامناسب به انيميشن مشكل ديگري است كه همواه دغدغه اصلي فعالان عرصه انيميشن بوده است. اتفاق مهمي كه د رحوزه انيميشنسازي كشور افتاده است ورود مؤسسههای نیمه دولتی و تا حدودی خصوصی به عرصه توليد انيميشنسازي كشور بوده است. مؤسسه فرهنگي هنري صبا سالهاست كه در زمينه انيميشن فعاليت ميكند و به جايي نرسيده است اما مثلاً جایی مثل حوزه هنري با اينكه تنها چند سال است وارد اين حوزه شده است، اتفاقات مهمي را در انيميشن رقم زده و سمت و سوي انيميشن ايران را عوض كرده است. بايد نگاه درستي به انيميشن داشته باشيم تا اين هنر مظلوم بتواند جايگاه خود را پيدا كند. اگر مسئول فرهنگي ما از حوزه مديري خود شناخت داشته باشد، قطعاً برنامهريزي او تأثيرگذار خواهد بود و انيميشن ميتواند رسانهاي براي بيان فرهنگ ما باشد و تأثير خود را بر مخاطبان گسترده بگذارد.
انيميشن ايران در سطح جهاني بسيار ضعيف است. بهطور كلي بودجه و هزينه كمي صرف مسائل فرهنگي- هنري به خصوص انيميشن ميشود. هنرمندان از لحاظ تكنيك كار ضعيف هستند و عمده آنها توانايي القاي حركت به صورت ژرف را در آثار انيميشن ندارند. همچنين آموزشها به روز نيست و همگام با دنيا پيش نميرويم و تمامي اين عوامل دست به دست هم دادهاند طوري كه همچنان انيميشن ايران نوپا و در سطح ابتدايي به سر ميبرد. اگر ميخواهيم به سند چشمانداز تحقق بخشيم بايد اين ضعفها را برطرف كنيم. دعوت از مديران كشور و آشنا كردن آنها با انيميشن ميتواند آينده خوشي براي را براي صنعت انيميشن كشور رقم بزند. با تفهيم مديران فرهنگي نسبت به موضوعات مهم و نقش مهم انيميشن در ميان ديگر هنرها ميتوانيم آنها را به انيميشن علاقهمند كنيم و به توليد روزافزون آن اميدوار شويم. برگزاري جشنوارهها از جمله بخشهاي قابل توجهي است كه ميتواند آخرين دستاوردهاي انيميشني را در ايران به نمايش ميگذارد. بخشي كه اگر كمي دقت و سرمايهگذاري بيشتر روي آن بشود، ميتوانيم از دستاوردهاي مختلف آن بهرهمند شويم. از جمله پرورش نيروي توانمند در زمينه انيميشن، خودكفايي در توليد محصولات فرهنگي و بومي و ارزآوري و اشتغالزايي، اما جشنوارههايي كه در ايران برگزار ميشود نقش چندان قابل توجهي را در ارتقاي كيفيت انيميشنهاي توليدي بازي نميكنند. اگر انيميشن كيفيت بالايي داشته باشد خواهناخواه به خارج از مرزهاي ايران هم راه پيدا ميكند. اكنون سريالهاي ايراني در كشورهاي همسايه مخاطبان زيادي پيدا كردهاند. اين موضوع نشان ميدهد كه خارجيها با داستانهاي ايراني و شخصيتهاي آنها همراه شدهاند. بنابراين ميتوان مجموعهاي مانند «شكرستان» را نيز در كشورهاي ديگر به نمايش گذاشت و اميدوار بود كه انيميشن ايران نيز بهزودي جايگاه جهاني خود را پيدا كند.