به خيابانهاي اصلي شهر كه رسيديم گفت ميخواهد در ساعات خلوت شهر كمي رانندگي كند تا هم شهر را بچرخد و هم تمريني براي رانندگي در ساعات پرتردد روز باشد. ميگفت آنجا راست فرمان رانندگي ميكرده و بايد حالا چپ فرمان براند، پس نياز به تمرين دارد. ميگفت سالها از رانندگي در شهر تهران دور بوده و در كشوري رانندگي كرده كه كوچكترين تخلف رانندگي مساوي است با محروميت اجتماعي. ميگفت ميترسد در شهر تهران رانندگي كند و از تردد با خودرو در خيابانهاي پايتخت هراس دارد. ساعت حدود ۴ بامداد شده بود و همچنان در بزرگراهها و خيابانهاي عريض و خلوت پايتخت ميراند. به يك چهارراه رسيديم. به محض زرد شدن چراغ راهنمايي پا روي ترمز گذاشت و ايست كرد. گفتم اين ساعت كه خبري نيست برو... متعجبانه نگاهم كرد و گفت چراغ قرمز شده است... قطاري از كاميونهاي حامل مصالح ساختماني بيتوجه به قرمز بودن چراغ با سرعت از چهارراه گذشتند ولي او همچنان در حال ايست بود. ثانيه شمار چراغ راهنمايي كه از ۹۰ شروع شده بود، حالا روي ثانيه ۲۵ مكث كرده بود و تكان نميخورد. گفتم: جان هركه دوست داري حركت كن، چراغهاي اينجا حساب و كتاب ندارد، ممكن است حالا حالاها روي ۲۵ بماند! يادت رفته قبل از رفتن، توي همين خيابانها ويراژ ميدادي و روزي نبود كه جريمه نشوي و اصلاً چيزي به اسم قوانين رانندگي را ميفهميدي؟؛ گفت: «بله يادم هست، ولي معتقدم هر چيز خوبي را هر كجاي دنيا ياد گرفتي بايد به عنوان بهترين سوغاتي براي هموطنان خود بياوري. من در شهر خودم قوانين رانندگي را خواندم و در آييننامه قبول شدم، ولي واقعا راننده نشدم، اما در ديار غربت چيز بهتري ياد گرفتم و آن اخلاق رانندگي بود...
اخلاق رانندگي يعني اينكه قوانين راهنمايي و رانندگي در ما دروني شده باشد. يعني اگر پليس و دوربين كنترل هم نباشد، بر اساس يك باور عميق به ضرورت و سودمندي نظم و ترتيب، همان رفتاري را از خود نشان دهيم كه قانون از ما ميخواهد. يعني از خودروهاي ديگر راه نگيريم، بلكه به خودروهاي ديگر راه بدهيم. يعني سبقت گرفتن و لايي كشيدن و خلاف كردن را افتخار و زرنگي ندانيم، بلكه نشانه بيشخصيتي، بيفرهنگي و بيماري روحي تلقي كنيم. اخلاق رانندگي يعني اينكه آموزه امر به معروف را براي اصلاح فرهنگ رانندگي به كار بگيريم و قائل شدن حق تقدم براي ديگران را مصداق بارز نوع دوستي بدانيم. اخلاق رانندگي يعني اينكه به قوانين راهنمايي و رانندگي صرفاً بر حسب اجباري بودن آنها تن ندهيم، بلكه با اشتياق و ميلي دروني آنها را رعايت كنيم. قوانين رانندگي مجموعهاي از مقررات مكتوب است كه آنها را ميخوانيم و امتحان ميدهيم تا گواهينامه بگيريم و اگر رعايت نكنيم، جريمه ميشويم اما اخلاق رانندگي مجموعهاي است از باورهاي درست و مبتني بر آموزههاي انساني كه رفتار ما را در تردد با خودرو، در تعامل با ساير رانندگان و عابران پياده و در ادبياتي كه براي رانندگي در شهر و جاده به كار ميگيريم، شكل ميدهد. آن را رعايت ميكنيم نه به خاطر جريمه نشدن، بلكه به خاطر اينكه آن را براي خود و ديگران مفيد ميدانيم.
پيشنهاد ميكنم قبل از آزمون آيين نامه رانندگي، از متقاضيان گواهينامه، امتحان اخلاق رانندگي گرفته شود. شايد به نظر كمي دشوار بيايد، اما با كمي ضريب خطا امكانپذير است. نداشتن اعتياد به تنهايي براي صلاحيت اخلاقي فرد جهت دريافت گواهينامه كفايت نميكند. شايد با استفاده از نظرات جامعه شناسان و روانشناسان زبده بتوان آزموني طراحي كرد كه قادر به تست سلامت رواني و اخلاقي افراد براي رانندگي باشد. البته اقدام اصوليتر در اين زمينه، آسيب شناسي اخلاق رانندگي در ايران است كه بايد با همفكري و مشاركت صاحبنظران در حوزههاي مختلف علوم اجتماعي اتفاق بيفتد و براساس آن سازوكارهايي براي درونيسازي ارزشهاي مبتني بر همزيستي مسالمتآميز، احترام به قوانين و رعايت حقوق ديگران تمهيد و اجرا شود.