کد خبر: 450206
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
سريال‌هاي دقيقه نودي كارشناسي شده نيستند
محمدرضا هاديلو - حوريه ملكي

 هر شبكه سريال خودش را مورد تقدير و تمجيد قرار مي‌دهد و در اين ميان شبكه‌اي كه بيشتر در بين مخاطبان مورد انتقاد و بعضا تمسخر قرارگرفته تلاش مضاعفي به خرج مي‌دهد كه نشان دهد منتقدان به همان چند نفر اطرافيان شما ختم مي‌شوند و بقيه به شدت با ديدن اين سريال‌ها متحول شده و به دليل پيام‌هاي كارساز و جذابيتشان در پوست خود نمي‌گنجند.

بدون شك كمتر سريالي را مي‌توان در تلويزيون شاهد بود كه با يك كار و برنامه مشخص و در زماني معين و حساب شده توليد و پخش شود. يكي از افتخارات كارگردانان تلويزيوني اين است كه مي‌گويند «هر قسمت را با عجله ساخته و در دقيقه نود به پخش رسانده‌اند» و در برنامه‌اي زنده يكي از كارگردانان در تشريح فعاليت‌ها و مشقت‌هايي كه در مسير ساخت سريالش كشيده مي‌گويد: «خيلي سخت بود، اما سعي مي‌كرديم به هر نحو ممكن به آنتن برسيم. حتي بعضي از قسمت‌ها را با شتاب و با پيك موتوري به تلويزيون مي‌رسانديم تا به ساعت پخشش برسد...» هرچند اين اظهار نظرها براي نشان دادن ميزان رنج و استرس سازندگان سريال‌ها و مثلاً احترام به خواسته بينندگان است، اما در عمل نشان مي‌دهند كه هيچ نظارتي بعد از ساخت روي سريال‌ها وجود ندارد و هر چه كه ضبط مي‌شود به همان صورت نيز پخش مي‌شود و مديران شبكه‌ها براي اينكه سرپوشي روي كم‌كاري‌هاي خود قرار دهند بعد از اتمام هر سريال شروع به دعوت از دست اندركاران و تهيه‌كنندگان و بازيگران آن مي‌كنند و به تقدير و تشكر از آنها مي‌پردازند و معلوم نيست چرا هيچ وقت سيما اقدام به نقد مجموعه هايش، آن هم با دعوت از موافقان و مخالفان نمي‌نمايد و اگر نقدي هم صورت مي‌گيرد باز هم يك طرفه بوده و همه چيز به نفع سازنده‌ها تمام مي‌شود!
رمضان و سريال‌هاي پر محتوايش!
وقتي به سريال‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني ماه مبارك رمضان امسال نگاهي مي‌اندازيم آمار استقبال مخاطبان كه بر پايه نظرسنجي‌هاي غيرقابل استناد سيما هستند تقريباً تمام نتايج را با يك شك و ترديد مواجه مي‌سازد. نتايجي كه هرگز با آنچه در جامعه وجود داشته و دهان به دهان مي‌گردد مطابقت نداشته و هر شنونده‌اي را مجبور به يك «پوزخند» مي‌نمايد و اصل وجودي اين سريال‌ها را با يك علامت سؤال بزرگ مواجه مي‌سازد. هر سال با فرارسيدن اين ماه مبارك شبكه‌هاي مختلف به ساخت مجموعه‌هايي با عناوين، سوژه‌ها و محتويات مختلف اما با محوريت طنز مبادرت مي‌كردند كه مشخص بود مجموعا براي ماه رمضان و با حال و هواي اين ايام ساخته شده‌اند، البته در اين ايام و بين شبكه‌ها يك تقسيم‌بندي صورت مي‌گرفت. شبكه‌هاي يك و دو به مباحث معنوي و دنيا و آخرت و بقيه شبكه‌ها هم به موضوعات طنز مي‌پرداختند، اما امسال سريال‌ها سعي كردند بيشتر به موضوعاتي بپردازند كه حول محور ارواح و برزخ و ماوراء و معنويت و به تبع آن شيطان و فرشته‌ها مي‌چرخيد. موضوعاتي كه از نگاه سازندگان و دست‌اندركاران مجموعه‌ها و مديران شبكه‌ها يك شاهكار و خلق اثري ماندگار و از ديد مردم مجموعه‌اي براي پر كردن اوقات آنان بود كه به هيچ وجه از نظرات كارشناسان خبره در ساخت آنها استفاده نشده بود. هرچند در تيتراژ اين سريال‌ها نام كارشناسان متعددي به چشم مي‌خورد اما در عمل نقش آنها قابل رويت نبود.
روح‌هاي سرگردان
اينكه چند قدم تا بهشت فاصله داريم را فقط خدا مي‌داند و بس. سازندگان «پنج كيلومتر تا بهشت» براي نشان دادن خوبي‌ها و بدي‌ها و تأثيرگذاري اين رفتارها روي دنيا و آخرت افراد سعي كرده بودند با عجله سريالي بسازند و آن را به سيما برسانند.
مجموعه‌اي كه حكايت دو روح سرگردان بود كه هر جا دوست داشتند سرك مي‌كشيدند و هر خواسته و تصميمشان را به هر نحو ممكن عملي مي‌كردند. البته تجربيات روح سرگردان قديمي‌تر بسيار كمك حال روح جديد و بي‌تجربه بود و بايد گفت خدا پدرش را بيامرزد كه اين همه به «اميرحسين» معلق بين دنيا و آخرت كمك كرد تا به آيدا برسد.
روح قديمي همه جا مي‌رفت؛ كلاس دانشگاه، دوشنبه‌ها به شمال، براي خوردن جيگر به دربند و به خانه اين و آن... البته چون گناهكار بود به خواب كسي نمي‌توانست وارد شود. اين روح خواب نداشت، اما سايه داشت! خوراكش خوب بود، سايه داشت و اطلاعات عمومي‌اش هم فوق العاده و اگر قرار بود از جايي به جاي ديگر برود و راه دور بود از تاكسي استفاده مي‌كرد و...
حجت الاسلام رجالي، كارشناس مسائل ديني در مورد سريال‌هايي كه با عنوان ماورايي از سيما پخش مي‌شوند مي‌گويد: «نبايد اجازه بدهيم مسائل اصلي دين به راحتي دستمايه كارهايي شوند كه اعتقادات و تفكرات دنيوي و اخروي مردم را به چالش بكشند. در ماهي كه اكثر افراد جامعه به هر نحو ممكن در تلاشند تا بهترين اعمال خود را به ثبت برسانند و از گناهان دوري جسته و اگر به سمت معروفات نمي‌روند حداقل از منكرات فاصله بگيرند، صدا و سيما هم بايد نقش مؤثر و كارسازش را ايفا كند نه اينكه چيزي به خورد جامعه داده شود كه بازخورد خوبي نداشته باشد.»
اين كارشناس به بحث روح و ارتباط برزخ با دنيا و آخرت اشاره كرده و ادامه مي‌دهد: «جوانان امروز ديگر هيچ چيز را به راحتي نمي‌پذيرند، به همين دليل وقتي مي‌خواهيم در زمينه اعتقادات افراد جامعه مجموعه‌اي ساخته يا قدمي برداريم بايد بسيار محتاطانه و با معلومات و آگاهي اين كار صورت بگيرد. فراموش نكنيم با ساختن يك سريال و مطرح كردن ابعادي از دنياي ارواح اگر به ۱۰ سؤال پاسخي داده شده در عوض هزاران سؤال در ذهن مردم و به خصوص جوانان شكل گرفته كه اگر بي‌جواب بمانند بسيار بر دين و اعتقاداتشان ضربه خواهد زد.»
امسال شبكه سه با حركت بر مسير ساختن سريال‌هاي ماورائي وارد رقابتي سخت شد كه البته حاصل آن با توجه به نوع نگاهي كه به اين مضمون وجود داشت، در حد رسالت سرگرمي‌سازي اين شبكه براي جوانان، مفرح بود نه چيز ديگر.
تفاوت‌هاي تلويزيون و جامعه
برعكس آن چيزي كه صدا و سيما از سطح جامعه به تصوير مي‌كشد و نشان مي‌دهد كه زمين و زمان از برنامه‌هايش رضايت كامل دارند مردم چيز ديگري مي‌گويند.
در هفته گذشته برنامه‌اي از شبكه سه پخش شد كه از مردم در مورد سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» نظرخواهي شده بود و جالب اينكه حتي يك نفر هم نظر ميانه نداشت و جملگي چنان با هيجان از اين مجموعه تعريف مي‌كردند كه گويي دنيايشان از اين رو به آن رو شده، حتي خانمي گفت تا به امروز از تلويزيون سريالي پخش نشده بود كه تا اين حد ملموس و گيرا و تأثيرگذار باشد...
اما كافي است بدون هيچ تحقيق و نظرسنجي و آمار‌گيري چند كلامي با اطرافيان خود به صحبت در مورد مجموعه‌هاي ماورايي بنشينيم تا به نكات خوبي پي ببريم.
خانم صلاحيان با لبخندي معنادار مي‌گويد: «كارهاي ارواح و شيطان و فرشته‌ها در سريال‌ها خنده دار بود. چرا بي‌توجهي به مسائل جوانان و كم‌كاري برخي مسئولان را به گردن شيطان مي‌اندازيم؟ يعني دوست شدن يك دختر و پسر يا معتاد شدن يك جوان و استفاده از هروئين و كراك و قرص‌هاي توهم زا و اكس كار شيطان است؟ سهل انگاري والدين و رهاشدن جوانان به حال خودشان را چه كسي بايد پاسخ دهد؟»
اين دبير آموزش و پرورش ادامه مي‌دهد: «موضوع سريال‌ها به ازدواج و بچه‌دارشدن و خلافكاري‌ها ختم مي‌شود كه به شكر خدا همه آنها هم به خوبي و خوشي و خوشبختي به پايان مي‌رسند. حتي با حضور ارواح هم همين مسئله دنبال مي‌شد. رها بودن ارواح آن هم به اين صورت خيلي بي‌معني است و اگر يك درصد آن را بپذيريم بايد خيلي مواظب باشيم كه در اطرافمان روح‌هايي در حال پرسه زدن هستند و در خانه‌هايمان هم شايد روح غريبه‌اي روي مبل نشسته باشد و به ريشمان بخندد.»
فكر نكن، باورش كن!
شبكه يك نيز تلاش كرده بود در اين كورس از رقبايش عقب نماند و «سقوط يك فرشته» با نگاهي جدي، تلخ و خشن به اتفاقاتي كه معلوم نبود چطور در كنار يكديگر رقم مي‌خورند، در قالب دراماتيك‌ و انتخاب شيطان به عنوان راوي اصلي، تكليف خود را با مخاطب روشن كرد و طي حركت براي همراه كردن مخاطبانش از نمايش هيچ تصوير آزاردهنده و گزنده‌اي رويگردان نبود. متأسفانه در اكثر سريال‌ها كه محدود به ماه رمضان هم نمي‌شود چنان در به تصوير كشيدن نقش‌ها و حالات و امكانات اغراق مي‌شود كه كمتر بيننده‌اي مي‌تواند خود را به جاي بازيگر متصور شود. در اين مجموعه‌ها و مخصوصاً آنها كه روح‌هاي برزخي يا شيطان و فرشته‌ها را نقش اول فيلم خود قرار داده‌اند منطق قوي و محكمي براي چرايي اين اتفاقات در طول فيلم وجود ندارد، چراكه وقتي ماوراء وارد كار مي‌شود دست همه افراد از نويسنده تا مخاطب بسته مي‌شود و يك باورپذيري بالقوه لزوماً در كليت كار موج مي‌زند كه مي‌گويد «زياد فكر نكن و سؤال نكن، فقط باورش كن!».
طنزهايي با خنده‌هاي زوركي
امسال تلويزيون بدون طنز نبود و آقايان سعي كرده بودند روزه‌داران را با لبي خندان به رختخواب‌هايشان راهنمايي كنند تا راحت‌تر براي سحر بيدار شوند. سريال طنز «سه دونگ، سه دونگ» سهم شبكه پنج شد تا حداقل يك مجموعه غير مناسبتي در حالي روي آنتن برود كه هيچ وجه تازه‌اي براي عرضه نداشت. نه قصه و حال و هواي موجود و تناسب احتمالي با اين ايام، نه حضور بازيگران كه گويي ساليان است آنها را در همين كسوت با اسامي مختلف ديده‌ايم و چه بسا تحمل كرده‌ايم و با ديدن هر كدامشان مي‌شد فهميد چه نقش و رفتار و گفتاري برايشان تعريف شده است.
همين مرور كوتاه مشخص مي‌كند تا چه حد مضامين و حال و هواي اين مجموعه‌ها فرمايشي و بيش از هر چيز برآمده از الزاماتي است كه نياز و سليقه مخاطب روزه‌دار را در چارچوب‌هايي بسته محدود مي‌داند كه با خوراك تكراري و كهنه و از پيش تعيين‌شده جواب مي‌گيرد. غافل از اينكه ريزش مخاطبان تلويزيوني در طول سال برخلاف هميشه، امسال به واسطه مجموعه‌هاي گرم و جذاب مناسبتي نيز متوقف نشد.
غلام رضامقدم، جامعه شناس مي‌گويد: «از بعد جامعه شناختي اگر مي‌خواهيم موضوع يا موردي را به جامعه آموزش دهيم يا القا كنيم بايد به مرور و با تكرار اين كار را پيش ببريم. هنوز براي من مشخص نيست كه چرا سيما تمام سريال‌هايش كه با سوژه‌هاي ديني يا عرفاني همراه هستند را به ماه رمضان محدود مي‌كند. مگر در ماه‌هاي ديگر مردم نياز ندارند به خدا نزديك‌تر شوند يا ابعاد ديگري از آفرينش و خوبي‌ها و بدي‌ها را بشناسند؟ مي‌شود در طول سال اين قبيل مجموعه‌ها را تهيه كرد و بهترين و جذاب ترين‌هاي آن را براي ماه‌هاي خاص نگه داشت، اما حالا مي‌بينيم همه به سر كارهاي تكراري خود برمي‌گردند و يك ماه مانده به رمضان سال بعد دستپاچه و با عجله چيزي سر هم مي‌كنند كه ماه‌ها موجب انتقاد و خنده مردم و كارشناسان مي‌شود.»
سرمان زير برف است
مدير يكي از شبكه‌ها بعد از اتمام ماه مبارك رمضان مثل هميشه در برنامه‌اي كه براي تقدير و تشكر از دست‌اندركاران مجموعه پخش شده از شبكه متبوعش تهيه شده بود پس از قربان صدقه‌هاي معمول، از دختران جامعه خواست كه حجابشان مثل بازيگر نقش اول زن اين سريال باشد كه ‌اي كاش درخواست ديگري مي‌كرد زيرا كافي است فقط نام اصلي بازيگر فوق در اينترنت جست‌وجو شود تا آقاي مدير بفهمد چشم بسته حرف زدن كار درستي نيست.
وقتي شبكه‌هاي ماهواره‌اي با ارائه برنامه‌هاي خاص خود به دنبال جذب خانواده‌ها و به خصوص جوانان مي‌گردند حاكي از آن است كه برنامه‌هاي داخلي نتوانسته‌اند رضايت خاطر مخاطبانشان را حاصل نمايند. مخاطباني كه ديگر انگيزه‌اي براي پيگيري دغدغه‌هاي فرمايشي مسئولان و مديران و برنامه‌سازان ندارند و معنويت و ماوراء و طنز و... را همچون چاشني‌هاي يك غذاي سفارشي به صورت فشرده آن هم در ماه رمضان پذيرا نيستند. اين فاصله گرفتن مخاطب از مجموعه‌هاي ماه رمضان امسال نه با تكيه بر نظرسنجي‌هاي علمي و كاربردي صدا و سيما بلكه با تكيه بر نظرسنجي زباني و چه بسا حسي حاصل شده. بايد قبول كرد كه وقتي همه چيز پشت آمار و ارقام غيرواقعي پنهان مي‌شود تا حاصل چيز ديگري بنمايد، چطور مي‌توان به آسيب‌شناسي و رفع مشكل اميدوار بود؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار