
رسانه ملي درصدد کيفيت بخشي به بخش خبري خود بود اما آيا در کنار اين کيفيت مباحث اصولي و حرفهاي رسانهاي نيز رعايت ميشود؟ پاسخ به اين سؤال را بينندگان ثابت و بينندگان رهگذري که هرازگاهي براي تماشاي اخبار پاي رسانه صوتي و تصويري تلويزيون مينشينند و بدون آنکه انتظارش را داشته باشند با تصاوير خارج از عرف و مشمئزکننده خبري مواجه ميشوند خوب ميدانند.
چندي پيش بود که اخبار ۲۲ شبکه سوم سيما همچون روزهاي گذشته راس ساعت ۲۲ آغاز شد و از ابتدا تا انتها در کنار شرح اخبار، شروع به پخش تصاويري کرد که آغشته به رنگ خشونت و خون بود. پخش تصاوير بدون سانسور اجساد کشته شدگان ليبيايي و سپس تصوير بدنهاي تکه تکه شده زن و مرد روستايي که مورد حمله گرگها قرار گرفته بودند و زوم دوربين در زخمهاي عميق و دهشتناک آنها صحنههايي بود که بيشک موجبات ناراحتي روحي و رواني بسياري از بينندگان رسانه ملي را فراهم آورد.
سلب اعتماد با خشونت از رسانه
امروزه تلويزيون به عنوان رسانه صوتي و تصويري جايگاه خاصي در ميان خانوادهها دارد. اين ابزار رسانهاي همچنان در دنيا حرف اول را ميزند و اگر در گذشته شومينه، کرسي و سماور، خانواده را دور خود جمع ميکرد امروز اين تلويزيون است که اعضاي اجتماع کوچک را به سمت خود کشيده و اعتماد آنها را جلب کرده است. اين ميزان اعتماد و علاقه مندي مردم به رسانه صوتي و تصويري تلويزيون انتظارات خاصي نسبت به اين ابزار اطلاع رساني را پديد ميآورد. انتظاراتي که در صورت برآورده نشدن منجر به سلب اعتماد مخاطب خواهد شد.
حسين افخمي، استاد ارتباطات و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به وجود دهها کانال داخلي و خارجي مختلف در رسانه ملي ميگويد: «رسانه روزنامه نيست که باسواد آن را بخواند و بيسواد کنارش بگذارد. تلويزيون نه شهر سرش ميشود و نه روستا و با وجود دهها شبکههاي داخلي و خارجي مختلف، رسانه ملي ما ديگر به رسانهاي فراگير تبديل شده است اما من بارها شاهد پخش تصاويري از اين رسانه صوتي و تصويري بوده ام که نتيجهاش کسر اعتماد از رسانه ملي است.»
افخمي که خود يکي از بينندگان بخش خبر از تلويزيون است ادامه ميدهد: «بارها شاهد پخش تصاوير فيلم خشونت باري از اخبار تلويزيون ملي بودهام که بيشتر جنبه فيزيولوژيک داشته و به منزله جنگ رسانهاي با ارزشهاي اجتماعي در جامعه بوده است. پخش اين تصاوير از رسانه ملي بيشک مضر است و در دراز مدت نسل جوان را به خشونت گرايي سوق داده و به عادي شدن رفتار خشن در جامعه منجر ميشود.»
رسانه اثر ميگذارد
در حوزه تأثيرگذاري رسانه بر مخاطبان تاکنون دو نظريه ابداع شده است. بر پايه نظريهاي که تا پيش از جنگ جهاني دوم بر دنياي رسانه حاکم بود، رسانهها تأثير مستقيم و بسيار قوي بر مخاطبان داشتند. بر اساس اين تفکر که به نظريه تزريقي موسوم است پيام مانند گلولهاي جادويي عمل ميکند؛ کافي است که شما پيام خوب را بفرستيد تا اثرگذاري آن روي مخاطب را شاهد باشيد. اما پس از جنگ جهاني دوم تغييراتي در ساختار اين نظريه به وجود آمد. چندين محقق ارتباطات امريکايي از جمله هارولد لاسول تحقيقي را انجام دادند و بر اساس نتيجه تحقيقات خود ادعا کردند که گلوله نظريه پيشين به طور مستقيم به مخاطب برخورد نميکند بلکه پيام از طريق رهبران فکري اعم از معلم، روحانيون و ساير افراد تأثيرگذار جامعه تقويت ميشود و سپس به مخاطب ميرسد. حاکميت هر دو نظريه بر دنياي رسانه تا به امروز همچنان ادامه دارد. اين دو نظريه به رغم وجود تفاوتهاي جزئي از تأثير بالاي رسانه بر مخاطب حکايت ميکنند.
اميد علي مسعودي، مدير گروه تبليغ و ارتباطات دانشگاه سوره و استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي درباره نظريه تزريقي ميگويد: اگر بگوييم که امروزه نظريه تأثير قدرتمند رسانه بر مخاطب کنار رفته اغراق کردهايم چرا که در حال حاضر امريکا و کشورهاي اروپايي با در نظرگيري اين تفکر، نمايشهاي خشونتآميز رسانه ملي خود را به ساعتهاي مشخصي موکول کردهاند.
کنترل خشونت در رسانههاي جهاني
از منظر علوم اجتماعي و روانشناسي، انسان در درجههاي سني، جنسي مختلف داراي ظرفيتهاي متفاوتي است. تماشاي صحنههاي مشمئزکننده براي زنان باردار و افراد سالمند و مبتلا به بيماريهاي روحي و رواني مناسب نيست. کودکان در سن يادگيري هر آنچه را در تلويزيون ميبيند واقعي ميپندارد. به همين خاطر امروزه در بسياري از رسانههاي ملي دنيا، پخش فيلمها و برنامههايي که داراي بار خشونت است به زمان خاصي موکول و محدود شده است. فيلمهاي ترسناک و خشن در تلويزيون اکثر کشورهاي جهان در ساعات بامداد پخش ميشود. برخي تلويزيونها در فاصله ساعات بين ۹ الي ۱۰ شب از طريق زيرنويسهاي تلويزيوني در حين پخش، ساعت خواب کودکان را به والدين يادآور ميشوند تا مبادا چشم قشر کوچک جامعه شان به تصاوير و محتواي کم و بيش خشن برخي برنامههاي تلويزيوني آشنا شود. با اين وجود از زماني که شبکههاي ماهوارهاي به وجود آمد مرزها تا حدودي به هم ريخت. ساعت پخش مختلف کشورها اين اختلال را به وجود آورد اما بسياري از کشورها حتي براي اين معضل هم راه حلي ارائه کردند.
افخمي با تاکيد بر اهميت لزوم کنترل نمايش خشونت از تلويزيون در نظر سران رسانههاي صوتي و تصويري جهان ميگويد: عملکرد رسانههاي حرفهاي در سطح جهان به گونهاي است که پيش از پخش صحنهها و تصاويري که مشمئزکننده است به مخاطب هشدار داده ميشود؛ کودکان، زنان باردار و افراد بيمار و سالمند از تماشاي تصاوير خشونت بار منع ميشوند. رسانههاي صوتي و تصويري در جهان تا حدي به مقوله کنترل نمايش خشونت بها ميدهند که حتي اين کنترل را در سطوح پخش انيميشنهاي سينمايي و تلويزيوني نيز رعايت ميکنند.
به گفته مسعودي نيز اعمال محدوديت و کنترل در اين حوزه در کشورهاي ديگر حتي به گونهاي است که پيش از پخش صحنههاي مصاحبه در بخش خبري که با فلاش و برق تند دوربينهاي عکاسي خبرنگاران همراه است به بينندگان هشدار داده ميشود.
پشت رسانه ملي به مقررات علمي
از نظر افخمي در عرصه خشونت، حد و مرز و محدوديتهاي رسانه ملي ما چندان تابع مقررات علمي نيست. رسانه ملي با پخش اين تصاوير موجب قساوت قلبي گروههاي سني مختلف به ويژه نوجوانان و جوانان ميشود و تأثيرات سوء جانبي خود را در جامعه باقي ميگذارد. عدم کنترل بر بخش خبر رسانه ملي که شايد از ساير بخشها محسوستر باشد باعث ميشود که مخاطب با احتياط و ترس پاي رسانه ملي مينشيند و اعتماد خود نسبت به رسانه ملي را از دست بدهد. خبر نبايد عينيت را از دست بدهد ولي اين به آن مفهوم نيست که بخش خبري مجاز به پخش هر تصويري است.
بايد و نبايدهاي رسانهاي
يافتههاي علمي پخش تصاوير مشمئزکننده و خشونتآميز در برنامههاي خبري را حتي الامکان مجاز نميداند و چنانچه بخش خبري ناچار به پخش اين تصاوير باشد چند ساعت قبل از پخش برنامه به مخاطب هشدار داده شده و تا حدي که اصل خبر زير سؤال نرود اين موضوع با او در ميان گذاشته ميشود چرا که تجربه نشان داده است که گاه هشدارهاي کوتاه مدت افراد را بيشتر به تماشاي تصاوير تحريک ميکند.
افخمي درباره وظيفه رسانه در کنترل ميزان خشونت برنامههاي پخش ميگويد: براي رسانه ملي چندين راهکار وجود دارد. خود شبکه ميتواند براي خبرنگارانش دستورالعمل تعيين کند و به آنها بگويد که در چه حد و مرزي مجاز به تهيه اخبار هستند. سازمانهاي حرفهاي هم ميتوانند اين حد و مرز را تعيين کنند که متأسفانه ما سازمان حرفهاي روزنامه نگاري در ايران نداريم که ناظر بر اين امر باشد. بنابر اين فکر ميکنم که بايد تصميمگيريها را با رعايت اخلاق حرفهاي ناظر بر کار به خود صدا و سيما واگذار کرد. وظيفه رسانه ملي است که حداقل از چند دقيقه قبل نسبت به پخش صحنههاي خشونت بار هشدار دهد.