
یک/ زنده باد فلسطین!
هفته گذشته وقتی دیگو مارادونا گفت: «زندهباد فلسطین»، بیش از گذشته معلوم شد که چرا مافیای فیفا از پله گرفته تا بکن بائر و از مسی گرفته تا رونالدو، در به در دنبال یک ستاره از نسل قدیم و جدید فوتبال میگردد تا بلکه ثابت کند فوتبال ستاره کذایی بهتر از فوتبال تاپاله همیشه محبوب آرژانتینی است. این نیز بیشتر از همیشه معلوم شد که چرا مافیای بی رحم فیفا مارادونای در اوج را به حاشیه کشید تا اسیر کوکائین شود و محبوبیت ذاتیاش را از دست بدهد. کاش آن زمان دیگو کمی محکمتر مقابل اعتیاد میایستاد و بر باد میداد نقشه مافیای فیفا را. اینکه مدام مافیای فیفا را تکرار میکنم، لابد عمد دارم. فیفا مثل خیلی دیگر از نهادهای مثلاً بینالمللی از قبیل یونیسف، ساختاری مافیایی دارد؛ سوریه را از شرکت در فلان مسابقات تحریم میکند، اما اسرائیل را نه. بند بعد را بخوانید تا تکمیل کنم این بحث را که مارادونا لااقل از حیث فوتبال، با هیچ کس، حتی مسی قابل مقایسه نیست. یعنی اصلاً قابل مقایسه نیست.
دو/ شهوت جام دارد این بارسلونا!
هر از چندی عادت کردهایم که آبی اناریها جامی، سوپرجامی، چیزی بالای سر ببرند که آخرینش همین پریشب بعد از بازی با پورتو بود. بارسلونا بسی زیبا بازی میکند فوتبال را. در این تیم، توپ، بیشتر از هر بازیکنی میدود و تیکی تاکا و پاس کاریهای تقهای و تک ضرب و رو به جلو در سطحي رویایی خودنمایی میکند. حفظ توپ مردان بارسلونا عمدتاً در زمین حریف و یک سوم این زمین است و از همان جایی دفاع را آغاز میکنند که توپ را از دست میدهند. سر همین معمولاً کم پیش میآید که دروازه ویکتور والدز با خطر روبهرو شود. یعنی که خوب پرس میکنند حریف را در زمین خود، وقتی توپ را از دست میدهند. در تیم آبی اناری اما از همه بیشتر این بازی مسی است که نمود دارد، با این همه مهم تر از خود مسی، هم بازیهای مسی در بارسلوناست. مگر میتوان کنار ژاوی و اینی یستا و پویول و دنی آلوز و آدریانو و پدرو و الکسیس سانچز و ماسکرانو و این اواخر سسک فابرگاس، بازی کرد و بد بازی کرد؟! این نکته وقتی بیشتر جلوه میکند که میبینیم همین مسی در تیم ملی آرژانتین، آنقدر یکنواخت و کسلکننده بازی میکند که حتی متهم به کم فروشی و وطن فروشی هم میشود. یعنی مسی، تواناییهایش فقط کنار سایر ستارهها نمود دارد و اگر تیم ملی آرژانتین، جز خود مسی ستارهای نداشته باشد، بارها دیدهایم که هیچ کاری از دست مسی کوچک برنیامده. دیگوی بزرگ اما هرگز همچین نبوده است. مارادونا که خود روزگاری بازیکن همین بارسلونا بود، اتفاقا اوج درخشش در تیم ملی آرژانتین بود؛ درخششی که هیچ وقت مسی نداشته. مارادونا بارها و بارها یک تنه آرژانتین را از سد حریفان گذراند و حتی به فتح جام جهانی رساند. یک سی دی از بازی معروف انگلیس و آرژانتین را دارم و گاه گاهی نگاه میکنم. انصافاً مارادونا یک تنه همه کار میکرد در آرژانتین، کاری که یک تنه قادر نیست مسی انجام دهد. در بزرگ بودن مسی هیچ شکی نیست، اما مسی در تیمی که کل تیمش ستاره است، ستاره است، اما مارادونا در تیمی ستاره بود که ستاره نداشت. میتوانم از شما خواهش کنم که به جز دیگو، فقط یکی دیگر از بازیکنان آرژانتین مثلاً در بازی رویایی با انگلیس را نام ببرید؟! اما ۲۰ سال دیگر هم وقتی سخن از مسی میرود، همه باید بگوییم که کنار مسی، ژاوی بود و اینی یستا و خیلیهای دیگر! و این مهم ترین دلیل است که اصلاً نمیتوان قیاس کرد مسی را با مارادونا. خوشبختانه مسی کوچک خودش هم به این معترف است، اگر که باز خیمه شببازی نکند مافیایی فیفا !
سه/ قاره سبز، بدون مستطیل!
وخیم است این روزها حال و روز فوتبال در اروپا. بی پولی کار یکی دو تا لیگ را به تحریم و تعطیل کشانده و دیگر لیگها هم با مشکلات عدیده مالی دست و پنجه نرم میکنند و بعضاً کارشان به گدایی از نفت عربها رسیده و سرمایهگذاری شیوخ. وقتی اقتصاد اروپا مشکل دار میشود، این بیماری و درد حتماً به فوتبال هم سرایت میکند، اما دو سؤال باید پرسید در این باره. یک: آیا فوتبال اروپا واقعا خصوصی و بی هیچ حمایت دولت اداره میشود؟! دو: فوتبال در کجای دنیا اندازه همین اروپا سیاسی است؟!
چهار/ علی دایی البته کمی ممتد!
دیروز در جمعی از دوستان، به شوخی حرکتی کردم که با اعتراض ایشان روبهرو شد و من هم در جواب به شکل ممتد و کشیده گفتم: علی دایی! میبینی وسط بازی والیبال هم تماشاگران، دست گرفتهاند بی صبری هواداران پرسپولیس را و به مزاح و شاید هم طعنه به حال و روز امروز قرمزها، علی دایی میگویند. این اما همان علی دایی است که روزگاری از ترس خشم همین تماشاگران، ترسید که بعد از جام جهانی به ایران برگردد. این همان علی دایی است که وسط بازی عربستان حیا کن و رها کن شنید. این همان علی دایی است که سال گذشته پرسپولیسیها بعضاً بیغیرتش میخواندند. این را بگویم و خلاص! عدهای میگویند فوتبال ایران لیاقت تماشاگرانش را ندارد، اما عدهای میگویند وضع فوتبال ما دقیقاً مثل وضع تماشاگران ماست. در این باب قضاوتی ندارم، اما خوب است اگر به فوتبال به عنوان سرگرمی نگاه میکنیم، -کاش نکنیم!- لااقل بازیکنان بزرگ مملکتمان مثل دایی و استیلی را مایه سرگرمی و شوخی خود ندانیم. حالا اگر شمای خواننده هم به اینکه گفتم، معترضی، ممتد و کشیده نگویی علی دایی!