رسول محبت | تحولات اخیر در حوزه خاورمیانه که از تونس آغاز شد، به صورت موجی عظیم و فراگیر اکثر کشورهای عربی – مانند مصر، لیبی، اردن، بحرین و عربستان _ را تحتالشعاع قرار داده و نوید بخش قیامهایی اسلامی و استقلالطلبانه در سراسر منطقه است. این جنبشهای فزاینده که برای غرب غیر قابل باور است، ریشه در عوامل متعددی دارد. گرچه بسته به نوع این کشورها زمینههای شکلگیری و تداوم جریانهای مردمی ممکن است متفاوت به نظر برسد، اما همگی آنها در یک جهتگیری منسجم و هماهنگ که در شعارها و آرمانهای مردم تجلی یافته است، مشترک هستند. همه این جنبشهای مردمی منشأ دینی دارد و از علایق اسلامی مردم ناشی میشود.خاستگاه فرهنگی جنبش هابا توجه به خاستگاه جنبشهای منطقه عربی میتوان یقین حاصل کرد که این حرکتها از اندیشهای اسلامی تأثیر پذیرفته است، بنابراین میتوان آن را جنبشهایی با گرایش تفکرات اسلامی دانست. سر دادن شعار وحدت بخش اللهاکبر و اقامه فریضه نماز جمعه در میادین اصلی شهر گواه روشنی بر ادعای ماست و این نمادهای اسلام خواهی است که به شدت از طرف رژیمهای منطقه مورد هجوم قرار میگیرد.البته این به معنای حذف سایر عوامل و علل همچون حضور مؤثر اجتماعی، مشارکت سیاسی در نهاد قدرت، استبدادستیزی، غرب گریزی و آزادی خواهی نخواهد بود. فساد، دیکتاتوری، انحصارطلبی و خودکامگی از یک سو و وابستگی و خود فروختگی دولتمردان از سوی دیگر، از دولتهای منطقه چهرههای منفوری ساخته است که مردم را به واکنش در برابر آن ترغیب میکند. مقام معظم رهبری در تحلیلی جامع پیرامون انگیزههای موجود در قیامهای کشورهای منطقه میفرمایند:« این مردم یک انگیزه مهمشان اسلامخواهى است. لذا دیدید به مجرد اینکه این خائن(بن علی) از کشورش فرار کرد و اوضاع به هم ریخت، دخترهاى دانشجو با حجاب رفتند دانشگاه. این نشاندهنده انگیزه عمیق اسلامى است؛ این را تحلیلگران غربى میخواهند کتمان کنند، مخفى نگه دارند. انگیزه بعد هم وابستگى به امریکاست که بسیار مهم است. امریکایىها مایل نیستند گفته بشود که علت قیام مردم تونس در اول و بعد اوج آن در مصر، وابستگى است؛ این حقیقت قضیه است.» هویت فرهنگیاز دیگر عوامل مهم که در قیامهای مردمی و به ویژه در انتفاضه مصر میتوان مشاهده کرد، حس حقارتی است که از سوی حاکمان بر مردم القا میشد. مقام معظم رهبری در اینباره میافزایند: «عامل اصلى این حرکت عظیم مردم، اول در تونس و بعد اوج آن در مصر، احساس تحقیرى است که در مردم از وضعیت سران خود به وجود آمد. مردم تحقیر شدند، احساس کردند به آنها توهین شده است. این نامبارک مصر، ملت مصر را ذلیل کرد.»دیکتاتورهای حاکم در منطقه مانند محمدرضا پهلوی و در شکل اخیر آن زینالعابدین بنعلی، علی عبدالله صالح، حسنی مبارک و معمر قذافی به شرط حفظ منافع نفتی قدرتمندان و بیتفاوتی نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی، مجوز یافتند مردم ایران، تونس، یمن، مصر و لیبی را از کمترین حقوق ارزشی اسلام و حداقلهای زندگی محروم کنند. به عبارتی همه کشورهای عربی، دولتهایی غیرپاسخگو و نظامی دارند که بودجه آنها به جای صرف شدن در راه توسعه اقتصادی و بهبود وضعیت زندگی مردم، صرف امکانات نظامی و فضای رقابتی خاورمیانه شده است. در این کشورها مردم جایی در سیاست نداشته، سطح مشارکت سیاسی مردم پایین است و پولهای مردم یا صرف خریدهای نظامی میشود یا در قالب رانتهایی که یک سر آن در خارج است، هدر میرود. این مسئله که به تدریج در کشورهای عربی و خاورمیانه با نفوذ غرب استقرار یافت موجب شد این کشورها دچار بحرانهایی نظیر:بحران هویت، بحران مشروعیت، سوء حکومت نخبگان و فشار و سرکوب، تضاد طبقاتی، ضعف نظامی و بحران فرهنگ و مدرنیزاسیون شوند. در چنین وضعیتی، آستانه تحمل تودهها از بین رفته و خشونت جامعه را فرا میگیرد. در این میان تردیدها و محافظهکاری روشنفکران و گروههای ناسیونالیستی و پان عربی نمیتوانست پاسخگوی مطالبات مردم و احیای حقوق فراموش شده آنان باشد. در حالی که در قرن حاضر شکست برخوردهای منفعلانه خیزشهای وابسته و غیراسلامی را شاهد بودیم، حرکتهای اسلامگرایانه رو به افزایش نهاد و پایگاه مردمی یافت. از جمله این نهضتها که از تفکرات سید جمال الدین اسدآبادی، شیخ محمد عبده و رشید رضا در بدنه فرهیختگان و جوانان انقلابی طرفدار یافته است، در حرکت اخوان المسلمین در مصر و جنبش «نقابت» در تونس قابل مشاهده است. این تفکر در اندیشه سید قطب نیز به وضوح دیده میشود: ایده اصلی قطب در طرح اسلامیاش، شامل این مسئله بود که اسلام همه پتانسیلهای سیاسی - اجتماعی را برای اداره یک جامعه دارد و باید با روی آوردن به چشمانداز گذشته باشکوه اسلامی، الگویی این زمانی از حکومت اسلامی بسازیم.انتقال فرهنگی در حقیقت انقلاب اسلامی ایران تحقق آرمانهای ملتهای مسلمان منطقه در سدههای اخیر بوده است که به عنوان الگویی موفق از جنبشهای دینگرایانه نزد کشورهای منطقه مطرح شد. انقلاب اسلامی ایران ثابت کرد که آزادی ملتها و سرنگونی ستمگران امکانپذیر است. از همین رو بیش از خود انقلاب، این حس آرمانخواهی و آزادیخواهی برای منافع امریکا و متحدانش دشوار مینمود. به همین دلیل با تحلیلی عمیق میتوان انقلابهای منطقه را بازتاب انقلاب اسلامی ایران و به نوعی ضربهای سهمگین بر پیکر امریکا دانست. انقلاب اسلامی مردم ایران با رمزگشایی از سه آرمان هویت، بیداری و دینمداری توانسته به تبیین و تثبیت گفتمان قدرت منطق در اعماق دلها و باورها کمک رساند. مقاومت سطوح مختلف اجتماعی مردم به قول یک مبارز مصری فصل مشترک این انقلابات است: «پیروزی خون بر شمشیر وجه مشترک اساسی انتفاضه مردم مصر با انقلاب اسلامی ایران است.»بدین ترتیب با الهام گرفتن از حرکت مردمسالارانه مردم ایران و حتی جهت گیریها و استقامتورزیهای مشابه، اساس اندیشه این انقلابات مردمی، برائت جستن از استکبار، اسلامستیزی و رسیدن به آزادی سیاسی و اجتماعی و احیای ارزشهای فرهنگی بر اساس آموزههای اصیل اسلامی و دینی است. از همین منظر و با نگاه مدبرانه میتوان اعتراف کرد در گسترش و تداوم جنبشهای مردمی در سطح خاورمیانه، رسانهها نقش جدی و مؤثری را ایفا کردهاند. البته این تأثیرگذاری به صورت دوگانه و متضاد جلوهگر شده است. این ابزارهای جهان مدرن هم اثری منفی و معکوس داشته و هم در راستای همبستگی اجتماعی و وحدت مردم گام برداشتهاند. به طور کلی میتوان اشاره کرد که رسانههای ذی نفوذ غربی مانند سی ان ان، بیبیسی و الجزیره شبکههای تساهلگر و مخالف تحول بودهاند و شبکههای مردم نهاد و مجازی در راستای اهداف مردمی انقلاب گام برداشتهاند.بیداری عمومی در فقدان رسانههای بیداراز یک طرف رسانههای جهانی که در انحصار قدرتهای غربی هستند در شکلگیری خاورمیانه جدید با بازیگری امریکا وارد میدان شده و به صورتهای گوناگون درصدد خنثیسازی اهداف انقلاب و انحراف در مواضع انقلابیون گام برمیدارند. این رسانهها با بیاعتنایی به ارزشهای حاکم بر اعتقادات مردم هجوم آورده و در رأس جبهه فرهنگی ضد اسلامی و سکولاریسم قرار دارند. جهانىتر شدن رسانههاى غربى و دسترسى سهل و آسان به آنها، موجب ظهور«نوعى انسان اقتدارگریز»، اخلاق گریزى و چند پارگى و تنوع در فرهنگ سیاسى جوامع اسلامى شده است.رسانههای غربی همان نقشی را پذیرفتند که در انقلابهای آسیای میانه پذیرفته بودند. رسانهها با انحراف مسیر انقلاب ها در انقلاب گل رز در گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراین، انقلاب گل لاله در قرقیزستان قدرت خود را به نمایش گذاشته بودند. آنها با تحریف، بزرگنمایی یا کوچکنمایی اخبار، تبلیغات، بازیهای کلامی، جادوی تصویر و شاهدسازی و سایر فنون رسانهای در مواجهه با مسائل قرار میگیرند و معادلات را تغییر میدهند. در واقع آنها سربازان جنگ نرم غرب در تقابل با اسلام خواهی ملتها هستند. البته سابقه آن را میتوان در شایعه سازیها و هجمه رسانهای با ادبیات کلامی جدید در قالب بنیادگرایی، خشونتطلبی، ایران گریزی، اختلاف میان شیعه و سنی مشاهده کرد. رسانههای غربی این روش را در دستور کار خود قرار داده بودند تا حصاری برای عدم ترغیب جوانان آزادی خواه منطقه باشد.اما همین رسانهها که خادمان بنگاههای صهیونیستی هستند به صورت اعجاب انگیزی تغییر ماهیت داده و در جهت آگاهسازی و انتشار اطلاعات و اخبار منطقه، البته ناخواسته به میدان آمدند. نقش مثبت رسانهها به خصوص رسانههای مجازی در فضای سایبری در روند معرفی ریشههای انقلاب، حوادث و اخبار مردم بسیار پررنگ بوده است. مطمئناً وجود فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و در رأس آنها شبکه اینترنت با محوریت شبکههای اجتماعی، در سرعت و وسعت پیدا کردن قیامهای مردمی در منطقه مؤثر بوده است. به بیان دیگر، مردم این کشورها توانستند بهرغم تلاش گسترده رژیمهای مستبد در جلوگیری از تبادل اطلاعات، با استفاده از فناوری اطلاعات و کمک گرفتن از شبکههای ماهوارهای همسو، نه تنها به تبادل اطلاعات بین خود بپردازند بلکه با پخش قوی و سریع اخبار، گزارشها و اطلاعیهها، به نوعی از این طریق قیامها را مدیریت کنند. این حرکت موجب شد جبههای پنهان و با سرعت فزاینده در فضای مجازی ایجاد شود و این تیغه دو لبه با دانایی و آگاهی انقلابیون برای دستیابی به پیروزی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. جبهه سایبری جوانان 6 آوریل مصر در دعوت از مردم برای حضور و پایداری در میدان التحریر نمونه چنین تأثیری است. البته باید توجه داشت ابزارهایی که امروز مسلمانان منطقه برای پیشبرد اهدافشان مورد استفاده قرار میدهند عمدتاً از سوی غربیها برای تهاجم فرهنگی، جنگ نرم یا جاسوسی علیه مسلمانان و جریانهای ضداستکباری در عالم طراحی و راهاندازی شده است، اما امروز به خواست خدا این ابزارها علیه خودشان مورد استفاده قرار میگیرد. ولی در هر حال باید با تجهیز به ابزار و فناوریهای نوین مردم مسلمان هوشیارانه مراقب تاکتیکهای جدید دشمنان در عرصه جنگ نرم و به انحراف کشیدن انقلاب باشند و در صورت تهدید یا تغییر، آن را رهگیری کرده و به شدت با آن به مقابله برخیزند. به دست گرفتن قدرت به وسیله عناصر وابسته، تطمیع و تزویر یا سرکوب از جمله حربههای دولتهای وابسته پس از تحولات اخیر است.به طور خلاصه میتوان ندای جنبشهای مردمسالارانه خاورمیانه را پیامی دانست که برای ملتها دارد. این ندا با فطرت این ملتها سازگار است: فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها( روی خود را خالصانه متوجه آئین حقیقی خدا یعنی اسلامی کن. این فطرتی است که خداوند مردمان را بر آن سرشته است) این جنبشها فطرت و سرشت ملتها را مخاطب قرار میدهند، به همین سبب پیام و خطاب آنان با وجود انسان و حقیقت آن هماهنگ است به همین سبب جنبش اسلامی دائماً در حال گسترش است و توجه همگان را به سوی خود جلب کرده است تا آینده به خواست خداوند متعال از آن آنان باشد و این وعده خداوند متعال است: لیحق الحق و یبطل الباطل و لو کره المجرمون(تا حق را پیروز و باطل را نابود گرداند، اگر چه مجرمان آن را خوش ندارند).با اطمینان میتوان گفت در صورت هوشیاری امتهای مسلمان دوباره شاهد مجد و عظمت جهانی اسلام و مسلمانان و ارزشیافتن جهانی انسان خواهیم بود:«ألیس الصُّبْحُ بِقَریبٍ».