
رمان «شب آفتابی» از نوشتههای نسرین ثامنی بهانهای شد تا نشرآموت که این روزها جسورانه به کتابهای عامهپسند میپردازد، عصر پنجشنبه در محل این نشر، نشستی برگزار کند؛ نشستی که سومین برنامه از این دست است.
به گزارش «جوان»، نشست نقد این کتاب که بدون حضور نویسنده برگزار شد، منتقدانی را به عنوان مهمان در برنامهاش داشت که برخی از ایشان تواناییشان در درک و تحلیل اینگونه ادبی جای تردید است. (درنشست آموت محمدرضا گودرزی، حمیدرضا امیدیسرور، میثم نبی و رسول یونان حاضر بودند و سخن گفتند.)
از میان حاضران و منتقدان، کیفیت و سنخیت نقدها و تحلیلهای رسول یونان (شاعر و مترجم اشعار ترکی) مقرون به دقت و صحت بود که گفت: اگر شاعران و نویسندگان عامهپسند نبودند ما همین 2 هزار مخاطب جدی را نداشتیم.
ادبیاتی که پایه است
یونان همچنین به اهمیت این نوع ادبی برای جلب وجذب مخاطب برای آنچه ادبیات جدی نامیده میشود، اشاره کرد و افزود: ادبیات عامهپسند رکن و پایه ادبیات دیگر است. همین طور موسیقی عامهپسند، رکن و پایه موسیقی دیگر است. همینطور سینما. با دقت در خوانندگان ادبیات عامهپسند میتوان به میزان سنی آنها دست یافت. یک خواننده 17 و 18 ساله نمیتواند از اول از «اتاق شماره 6» آنتوان چخوف شروع کند یا از رمانهای جدی دیگر. بعضی رمانها سن دارند. فکر نکنم در مملکت 70 میلیونی ما 100 نفر رمان «جاده فلاندر» کلود سیمون را خوانده باشند. گاهی وقتها رمانهای عامهپسند از حرکتهای اجتماعی و نیازهای جامعه نشأت میگیرند. بعضی جامعهها داستانساز هستند. جوامع آمریکای لاتین داستانساز هستند. جوامع ما بیشتر خاطرهساز است.
این شاعر آثار ترک با انتقاد از برخی بیانصافیهای اهل ادبیات تأکید کرد: به نظر من بعضی وقتها دوستان میآیند و عینک زرد میزنند و به رمانهای عامهپسند نگاه میکنند، این حرکت غیرمنصفانه است. ما باید تمام ژانرهای ادبی را در ژانر منحصر به فرد خودشان بررسی کنیم. خانم «باربارا کاتلن» وقتی مُرد، خبر ِ اول روزنامهها و خبرگزاریهای جهان شد با 800 رمانش. بعضی اوقات نویسندههای عامهپسند رفتار به شدت حرفهای دارند و نویسنده هستند اما بعضی وقتها ما نویسندههایی داریم که تمام زندگیشان میشود 80 یا نهایت 200 صفحه. اینها باید حتی در گروه نویسندگان جدی و نخبه قسم بخورند ما نویسندهایم تا پذیرفته شوند.
یونان گفت: نویسندههای عامهپسند در ایران کتابخوان تربیت کردهاند. آنهایی که سنشان بالاست میدانند روزنامه کیهان و اطلاعات با پاورقیهایشان فروش کردند. باید با احترام از نویسندههای عامهپسند در ایران یاد کنیم. هنوز مثل آقای «امیر عشیری» در ایران پلیسینویس نداریم. باید پای صحبت این مرد نشست تا به شما بگوید فیلمهای پلیسی ایران و جهان از نظر کارشناسی چه مشکلاتی دارند.
نظریهپردازیهای غیرعلمی
یونان به مقایسههای بیمنطق در ادبیات و برخی منتقدان پرداخت و اضافه کرد: ما متأسفانه 20 سالمان است یا 30 سالمان و نظریه ادبی «تری ایگلتون» را خواندهایم و آن وقت میآییم و با این نوع نگاه، به رمان عامهپسند نگاه میکنیم. به نظر من اصلاً این حرکت درست نیست. اگر شاعران و نویسندگان عامهپسند نبودند ما همین 2000 مخاطب جدی را نداشتیم. من خودم را میگویم، من با خواندن «آخرین طناب» نوشته امیر عشیری، کتابخوانی را یاد گرفتم.
وی خطاب به نویسندگان بیمخاطب که مدعی جدی بودن هستند، افزود: آیا میخواهید با چاپ هزار نسخه کتابی که به زعم خودتان هنری است و 100 نسخهاش را مفت بخشیدهاید و 900 تایش زیر پله خانه پدرخانمتان هست، این کار را بکنید؟