
برای اولینبار در طول تاریخ اجرای نمایشهای مذهبی به مناسبت ایام ماه محرم و حماسهآفرینی امام حسین(ع) و یاران باوفایش در صحرای کربلا، شاهدیم که برای ماه صفر که اربعین حسینی در آن قرار دارد، قرار است در تالار وحدت نمایشی با محوریت داستان عاشورا روی صحنه برود که این به خودی خود اتفاق بسیار خوشایندی برای زدودن برچسب کارهای مناسبتی به کارهای مذهبی در کشور است. از همین رو با علیرضا محمدی، نویسنده و کارگردان این نمایش موسیقایی عاشورایی پیرامون نمایش مذهبی و نوع نگاهی که در بین هنرمندان نسبت به آثار مذهبی وجود دارد و همچنین آسیبشناسی بدنه تئاتر مذهبی کشور در قالبی صریح و بیپرده، همانگونه که خود محمدی در طول صحبت به آن اصرار داشت به گفتوگو پرداختیم که حاصل آن از نظر شما میگذرد.
آقای محمدی عمده فعالیت شما در حوزه تلویزیون بوده و حال شما را در مقام کارگردان یک نمایش عاشورایی عظیم به نام «سنگ و سبو» میبینیم، چه شده که تصمیم گرفتید بعد از سالها به تئاتر برگردید و چرا انتخاب شما یک کار مذهبی بود؟
من همیشه در زندگی و در طول فعالیت کاری خود تلاش کردهام که حرکتهایم بر پایه مبانی علمی استوار باشد و تمرکز و فعالیت روی مبانی دینی و مذهبی تنها دغدغه من در تمام کارهایم است. همه کارهایی که در تلویزیون تولید کردهام یا با گروههای نمایشی آنها را به سرانجام رساندهام، ریشه دینی داشتهاند. اعتقاد قلبی من این است که دین به عنوان حلقه گمشده بشر به خصوص در جامعه مدرن، مبحثی همیشه قابل طرح بوده است. اتفاقات و بحرانهایی که امروزه در این کره خاکی در حال وقوع است و گریبان بشر را گرفته و رها نمیکند ریشه در مبانی و تعریف بشر مدرن از مباحث دینی و معرفتی دارد. امروز روزگار جامعه بشری دین را جدای از خودش میداند و بر این اصل با تمام وجود اعتقاد دارم و پافشاری میکنم که برای رهایی از این معضل باید پوششی از دین و مفاهیم معرفتی و معنوی بر تمام کارهای فرهنگی و هنری جامعه کشیده شود. من هیچگاه جدا از تئاتر نبودم و هرگاه فرصتی بین کارهای تلویزیونی پیدا کردهام به سراغ این هنر آمدهام و همانطور که گفتم دغدغه همیشه همراه من مسئله دین و نشان دادن هویت واقعی آن است.
شما در نشست خبری این نمایش عنوان کردید که مخالف حضور گروهی به نام گروه معارف اسلامی در سازمان صدا و سیما هستید، از سوی دیگر از دغدغه دین به عنوان دغدغه همیشگی خود یاد میکنید. در ارتباط با این موضوع ممکن است توضیح بفرمایید؟
بر این گفته خود اصرار خاصی دارم و حرفی نیست که صرفاً آن را در نشست خبری بیان کرده باشم. من با حضور گروه معارف اسلامی نه تنها در صدا و سیما که درهر جای دیگری مخالف هستم! این دقیقاً به معنای تفکیک هنرمند، مخاطب و افرادی است که در جریانسازی فرهنگی دخالت دارند. با وجود این تعریف و حضور چنین گروهی، من هنرمند اگر زیر چتر آن باشم، میشوم هنرمند مذهبیکار و دیگران میشوند هنرمند غیرمذهبیکار! آیا این تعریف و دستهبندی درستی است؟ مسلماً خیر! ما در کشوری زندگی میکنیم که دین اصلی آن اسلام است و همه هنرمندان و فعالیت آنها زیر این چتر معنوی معنا پیدا میکند. حرف من خیلی ساده و واضح است، میگویم در تمام کارهای فرهنگی و هنری که در ایران تولید میشود میتوانیم ردی از دین را رصد کنیم چراکه همه ما در کشور جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنیم و به سیاستهای کلی نظام پایدار و پایبند هستیم. این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که هر حرکتی که در چارچوب دین انجام شود میتواند رمز ماندگاری و مانایی آن اثر برای آیندگان باشد. چرا؟ چون انسان ماهیتاً خداجو است. درست است که بشر مدرن گاهی این ماهیت را فراموش میکند و در راستایی قدم برمیدارد که از اصالت فطری خود دور و دورتر میشود، اما حاصل کار او چه میشود. مشخص است که با حرکت معکوس او در راستای خلاف دین اگر حتی او به آفرینش یک اثر هنری نیز اقدام کند، اثرش ماندگار نخواهد بود و به دست فراموشی سپرده خواهد شد.
به دلیل همین نگاه است که در تمام آثار هنری شما میتوان رنگ و بویی از دین را رصد کرد؟
بدون شک! شما به همین واقعه عاشورا نگاه کنید. آیا میتوان انکار کرد عاشورا عاشقانهترین قصه بشر بوده، هست و خواهد بود؟ این حادثه چه به لحاظ بار تراژیک، عظیمترین حادثه تاریخ است و چه در بعد پندآموزی، بزرگترین اتفاق تاریخ آفرینش! اما نباید فراموش کنیم که واقعیت دین باید همانگونه که هست ارائه شود و برای انتقال مفاهیم دینی نیازی به حاشیهسازی نیست. حقیقت دین باید با پژوهش، مطالعه و دانش به مخاطب ارائه شود و شاید در خوشبینانهترین حالت همین دلیل است که باعث میشود دوستان هنرمند کمتر در حوزه دین اقدام به فعالیت کنند، چراکه احساس میکنند دانش کافی را در این زمینه ندارند و نمیخواهند کاری را ارائه دهند که خدای ناکرده اشتباه و غلط باشد، به همین سبب از انجام کارهای دینی پرهیز میکنند.
در پرهیز از تولید آثار دینی، بدبینانهترین حالت از نظر شما چیست؟
نگاه بدبینانه نیز میتواند این باشد که امروز بدون غلط بسمالله الرحمن الرحیم گفتن برای برخی افراد کسر شأن است. هنگام حمد و سوره و فاتحه خواندن عدهای ترجیح میدهند سکوت کنند و خواندن این آیات الهی را کسر شأن برای خود میدانند، آیا با این تفکر میتوان از آن فرد اگر هنرمند باشد انتظار تولید یک اثر دینی را داشت. این شیوه، شیوهای است که خیلیها را از دین دور میکند و این درست تأییدی بر حضور جریاناتی است که در خارج از مرزها برای از بین بردن هویت دینی و اسلامی هنرمندان ما برنامهریزی شده است. هدف غربیها این است که ماهیت هنر ایران را که یقیناً آغشته به ساحت دینی است، تغییر دهند.
همین نگاه، متأسفانه به نمایش دینی ما نیز راه پیدا کرده است، یعنی هنرمندان برای اینکه برچسب مذهبی بودن روی اثرشان نخورد از کار و تولید نمایشهای مذهبی شانه خالی میکنند.
نمایش سنگ و سبو براساس مثنوی بلندی به همین نام و به قلم افشین علا شکل گرفته است. دلیل خاصی برای این انتخاب وجود داشت یا صرفاً براساس علاقه شخصی پایه اصلی کار خود را براساس یک شعر قرار دادید؟
مثنوی سنگ و سبو دقیقاً آن نگاه من را که پیگیر آن بودم در بطن خود داشت، یعنی آن مابهازاسازی جریان عاشورا برای امروز روز مخاطب در این مثنوی گنجانده شده است، هرچند برای کمک به تصویری شدن بیشتر کار، تابلوهایی را به قلم خود نوشتهام و در خلال کار گنجاندهام، اما تأکید میکنم که نگاه این شعر بر روایات تاریخی دقیق منطبق است و این همان نگاه علمی است که عرض کردم همواره دنبال آن هستم.
با توجه به حضور اصلی شما در تلویزیون و هرازگاهی بازگشت به تئاتر، شما بهتر میتوانید رشد یا آسیبهای تئاتر کشور را ببینید، ممکن است آسیبهای نمایش کشور را بیان کنید؟
بزرگترین آسیب وارده به بدنه نمایش کشور، گرفتار روزمرگی شدن افراد حاضر در سرزمین نمایش کشور است. درگیری هنرمند نباید درگیری گذر از مشکلات روزمره باشد. ذهن هنرمند باید برای پرواز آماده باشد، اما هنرمندان تئاتر در کشور ما به دلایل متعدد گرفتار مشکلات گذران روزانه زندگیشان از حیث اقتصادی هستند. بخشی از این آسیب ناخواسته و بخش دیگری از آن از سر ناچاری است، اما در خلال این امر شاهدیم که برای برطرف شدن این آسیب هنرمندان به جای رسیدن به ادبیات مشترک با مسئولان و مجریان نمایش در کشور صرفاً به دنبال اجرای تغزلهای شخصی خود هستند. خب حاصل پیمودن این راه مشخص است!
اما خوشبختانه طی یک سال گذشته شاهد به وقوع پیوستن ادبیات مشترک بین هنرمندان و مسئولان هنری کشور بودهایم که با ادامه این روند بیشک میتوانیم شاهد روزهای خوب و پرافتخار برای تئاتر کشور باشیم.
مخاطب این اثر باید از نمایش شما چه انتظاری داشته باشد و در مواجهه با این اثر پیگیر چه پیامی باشد؟
افتخارآفرینی عاشورا، مباهات به عاشورا، مباهات به حسینبنعلی(ع) و کربلایش، وقتی میگوید امام حسین(ع)، کربلا، حضرت رقیه(س) و حضرت زینب(س) به گفته خودش افتخار کند! به این بزرگواران به چشم اسیر نگاه نکند، چراکه حاضران در کربلا پرچمدار اسلام و طلایهدار عزت مسلمانان هستند و اینکه سعی کردم گفته همیشگی خودم را در این نمایش جامه عمل بپوشانم و آن اینکه کربلا احسن القصص اسلام است و بس!