
رژیم صهیونیستی که در رسیدن به اهداف خود با شکست مواجه شده بود 7 دی ماه 1387 حملات گستردهای را به غزه آغاز کرد که به جنگ 22 روزه مشهور شد. 29 دی ماه به عنوان دومین سالگرد پایان جنگ 22 روزه غزه را میتوان روز بزرگ در مقاومت ملتی در برابر دشمنی دانست که از همه امکانات حتی سلاحهای کشتار جمعی برای نابودسازی آنها بهرهبرداری کرد اما در نهایت در برابر مقاومت این ملت با شکست مواجه شد.
در کنار سایر تحولات غزه و سایر مناطق فلسطین نکته قابل توجه در دومین سالگرد پایان جنگ 22 روزه غزه، عملکرد دو ساله کشورهای عربی است. شاید بتوان گفت از نتایج جنگ 22 روزه غزه ایجاد شکاف میان کشورهای عربی به عنوان حامیان و مخالفان غزه باشد که نمود آن را در نشستهای متعدد کشورهای عربی میتوان مشاهده کرد.
در این طیف کشورهایی مانند سوریه، لبنان، قطر و لیبی در ردیف حامیان مقاومت بوده و در مقابل کشورهایی مانند مصر، اردن، عربستان، امارات و... در تقابل با فلسطینیها قرار گرفتهاند. با تمام این تفاسیر ارزیابی کارنامه دو ساله برخی کشورهای عربی نشان میدهد که این کشورها در چرخهای قرار گرفتهاند که میتوان آن را تغییر جایگاه دوست و دشمن برای آنها دانست.
برخی کشورهایی که در طول جنگ 22 روزه غزه به جای کمک به فلسطینیها در کنار صهیونیستها قرار داشتند در این دو سال گذشته نیز تحرکات قابل توجهی داشتهاند. عدم اجرای بیش از یک میلیارد دلار وعده برای بازسازی غزه، عدم تلاش بینالمللی برای شکستن محاصره غزه و محاکمه رژیم صهیونیستی به عنوان جنایتکار جنگی، چالشآفرینی در روند آشتی ملی گروههای فلسطینی، بازی با برگه امریکا برای آغاز روند سازش در منطقه در حالی که ضمن نادیده گرفتن حقوق فلسطینیها حتی خواستار سازش آنها با صهیونیستها با کنار نهادن آرمانهایشان شده است، رویکرد به برقراری برخی روابط پنهانی و آشکار با صهیونیستها نظیر اقدام امارات در پذیرش وزیر صهیونیست در نشست به اصطلاح بینالمللی انرژی، سکوت در برابر دیوار فولادی مرزهای مصر و غزه که عملاً این منطقه را به زندان مبدل میکند و. . . را میتوان از اقدامات برخی کشورهای عربی دانست. سکوت این کشورها موجب شده تا صهیونیستها همچنان به جنگ و کشتار علیه فلسطینیها ادامه دهند هر چند که ملت فلسطین با تمام توان در برابر این متجاوزان ایستادگی میکنند.
روند این تحولات نشان میدهد که متأسفانه برخی کشورهای عربی با فراموش کردن تهدیدات و جنایات صهیونیستها، اکنون با تغییر جایگاه دوست و دشمن و گرایش به رژیم صهیونیستی به جای حمایت از فلسطین عملاً در مسیر خواست امریکا و دشمنان ملت فلسطین گام برداشتهاند جالب توجه آنکه این کشورها یک بار طعم شکست سیاستهای خود در جنگ 22 روزه را چشیدهاند، اما همچنان به مسیر اشتباه گذشته ادامه میدهند.
از نکات قابل توجه در این عرصه آغاز تحرکات جدید برای اجرای روند سازش میان فلسطینیها (تشکیلات خودگردان) با رژیم صهیونیستی است. در این چارچوب در روزهای اخیر از یکسو ابومازن رایزنیهایی با سران کشورهای عربی داشته و از سوی دیگر مقامات ارشد اردن، مصر نیز تحرکاتی داشتهاند که دیدار نتانیاهو نخستوزیر صهیونیستها با مبارک رئیسجمهور مصر در این چارچوب بوده است. همچنین منابع خبری از طرح جدید امریکا برای روند به اصطلاح صلح در خاورمیانه خبر دادهاند که به صورت پنهانی در حال شکلگیری است. طرحی که همچنان در آن نامی از فلسطین وجود ندارد. علاوه بر این صهیونیستها نیز از آغاز این مذاکرات حمایت کردهاند که سخنان نتانیاهو در این چارچوب است. حتی اروپا نیز با اعزام کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی خود به سرزمینهای اشغالی نقشی در این حوزه به عهده گرفته است. تحرکات مذکور به نام فلسطین و صلح خاورمیانه در حالی صورت میگیرد که در حاشیه اقدامات اعراب و کشورهای غربی چند سؤال اساسی مطرح است:
نخست آنکه اگر کشورهای عربی و غربی واقعاً به دنبال کمک به ملت فلسطین هستند چرا پس از گذشت دو سال از جنگ غزه به وعدههای خود برای بازسازی این منطقه که با بحران انسانی مواجه است عمل نکردهاند؟ وعدههای مطرح شده بیش از پنج میلیارد دلار است که هرگز محقق نشده است.
دوم آنکه چرا اعراب و غربیها که ادعای تحقق اهداف فلسطینیها را دارند در برابر اشغال اراضی فلسطینینشین، اخراج فلسطینیها از کرانهباختری و قدس و شهرکسازی صهیونیستها، راه سکوت در پیش گرفته و به محکومسازی بسنده کردهاند؟
سوم آنکه چرا اعراب به ویژه مصر که ادعای سردمداری روند به اصطلاح کمک به ملت فلسطین را دارد با ساخت دیوار فولادی در مرز غزه و ممانعت از ورود کاروانهای امدادرسانی به این منطقه عملاً در محاصره و کشتار دستهجمعی فلسطینیها مشارکت میکند؟
چهارم آنکه اعراب که شکست روند سازش و پیروزی مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی را درک کردهاند چرا به جای قرار گرفتن در کنار مقاومت برای تحقق اهدافی چون بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن و آزادسازی اراضی اشغالی و بیتالمقدس باز هم گرفتار بازی سازشکاری شدهاند؟
پنجم آنکه برخی کشورهای اروپایی در کنار امریکا در حالی از روند سازش در فلسطین و اجرای طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه به نام حمایت از ملت فلسطین سخن میگویند که همین کشورها چندی پیش در شورای حقوق بشر سازمان ملل و مجمع عمومی این سازمان در برابر گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل (گزارش گلدستون) موضعگیری و به مخالفت با آن پرداختند. اکنون این سؤال مطرح است که آیا میشود از صلح و سازش سخن گفت در حالی که در عمل از احقاق کوچکترین حقوق ملت فلسطین در مجامع جهانی جلوگیری به عمل میآید؟
پاسخ به این سؤالات بیانگر این حقیقت است که از یکسو کشورهای غربی به ویژه امریکا باردیگر در چارچوب خدمت به صهیونیستها به دنبال ایجاد بازی روند سازش در منطقه هستند در حالی از نام فلسطین برای رسیدن به این امر بهرهبرداری میکنند و از سوی دیگر متأسفانه کشورهای عربی از آرمانهای اصیل خود دور شده و اکنون با برگه امریکا به بازیگری روی آوردهاند که مسلماً برای آنها جز تخریب بیشتر جایگاه در عرصه منطقهای و جهانی و افزایش فشارهای غرب و صهیونیستها برای امتیازگیری از فلسطینیها و اعراب، دستاوردی نخواهند داشت. این در حالی است که ملت فلسطین با ایستادگی و مقاومت روی تمام این سازشکاری خط بطلان میکشند.