
امین خرمی- ورود به فصل زمستان برای فضای ادبی کشور به منزله رو به رو شدن با انواع و اقسام جشنوارهها و جوایز ادبی مانند، جشنواره داستان انقلاب، جایزه کتاب فصل، جایزه شهید حبیب غنیپور، جایزه یوسف، جشنواره شعر فجر، جایزه «واو» و. . . میباشد، اما متأسفانه شاهدیم که نویسندگان ادبیات طی یک دهه اخیر راهی را در پیش گرفتهاند که سینماگران طی دهه 70 آن را پیمودند و نتیجهای جز افت آثار سینمایی نصیب آنها نشد، آن راه هم چیزی جز حرکت به سمت تولید اثر جشنوارهای نبود! گزارش زیر نگاهی به دلایل چرخش قلم نویسندگان از نوشتن درباره دغدغههای ذهنی خود و مشکلات جامعه به سمت شعارها و اهداف جشنوارههای رنگارنگ است که تا جایی که توانسته مخاطب کتابنخوان ایرانی را کتابنخوانتر کرده است.
ستارههایی که زود خاموش میشوند
در حالی که بعد از انقلاب اسلامی جریان ادبی کشور فارغ از تمام بیراه رفتنهای سایر شقوق هنری به حرکت رو به رشد خود ادامه داد اما متأسفانه از یک سو با شکل گرفتن جشنوارهها و جوایز رنگارنگ ادبی و جایزههای متفاوت آن و از سوی دیگر اعتباربخشی آن جشنوارهها به آثار برگزیده برای رسیدن به تیراژهای بالاتر از چاپ اول و کمک به میزان فروش کتاب در کشور ما سبب شد که نویسندگان قلمهای استوار در راه اهداف شخصی و دغدغههای اجتماعی را به سوی شعارهای برخی از جشنوارهها بچرخانند و رفته رفته حرکت عمیق ادبیات در کشور ما راه سطحینویسی را پیش گرفت.
امیرحسین فردی، نویسنده شناخته شده و مسئول واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری با تأیید این تغییر سطح نویسندگی از عمق به سطح به خبرنگار «جوان» میگوید:«اصل اول نگارش برای هر نویسنده اصالت به رسالت قلم است و اگر یک نویسنده بیتوجه به این مهم صرفاً برای رضایت یک جریان یا جشنواره ادبی قلم روی کاغذ بچرخاند، باید گفت که او به خود و نه به ادبیات پشت. کرده است و اگر پیشرفتی هم کند، مقطعی خواهد بود و به زودی ستاره اقبالش به خاموشی خواهد گروید. فراموش نکنیم اگر نویسنده در راستای دغدغههای ذهنی خودش و برای عموم مردم جامعه ننویسد، اثرش با اقبال مواجه نمیشود. به شخصه اعتقاد دارم که با نویسندگی و جوایز ادبی نمیتوان امرار معاش کرد اما میتوان با رسالت قلم به حدی از توانایی رسید که فارغ از سفارشنویسی به نویسندهای بدل شد که با اعتبار و آبرو زندگی کرد.»
اما فیروز زنوزیجلالی، برگزیده بخش داستان جایزه جلال نظرش قدری متفاوت است. او به خبرنگار «جوان» میگوید:نفس نوشتن برای یک جشنواره کار اشتباهی نیست اما تبدیل شدن ادبیات جوششی به کوششی برای اهداف یک جشنواره راه به بیراه رفتن است، چراکه با ادامه این راه آن هدف برای نویسنده درونی نمیشود و تا نویسنده درونی به اثرش ننگرد، نمیتواند عمیق بنویسد. از طرف دیگر فراموش نکنید که عموم نویسندگان ما به دنبال رنج کشیدن برای نوشتن نیستند و راه کوتاهتر را انتخاب میکنند، و الا کمترین کار برای نوشتن تحقیق است نه اینکه نویسنده قائم به دانش محدود خود باشد، اما بیش از 90 درصد نویسندگان ما اصلاً کار تحقیقی و پژوهشی تا به حال انجام ندادهاند، به همین سبب جشنوارهای نوشتن را راحتتر میاندیشند و مینویسند.»
نویسندگی مثل ورزشکاری
مبحث دیگر در اینباره کمک به افزایش شمارگان کتاب برای نویسندگانی است که لوگوی جایزه برنده شده را روی جلد کتابشان میآورند و اعتقاد دارند که برند یک جشنواره میتواند در این آشفتهبازار اقتصاد نشر کتاب آنها را به چاپ دوم و سوم برساند.
در این ارتباط احمد شاکری، نویسنده و عضو هیئت داوران جشنوارههای ادبی مانند «یوسف» در گفتوگو با «جوان» تأکید میکند: قانون نانوشتهای در ادبیات کشور ما حاکم است که هر نویسندهای اگر یک کتاب به نسبت موفق نوشت، دیگر نام حرفهای را تا پایان عمر باید یدک بکشد. در حالی که نویسندگان باید مانند ورزشکاران هر سال در یک مسابقه رسمی شرکت کنند و موفقها و قویترها برای سال بعد عنوان حرفهای را یدک بکشند، اما چون این مسئله رعایت نمیشود، نویسندگان سعی میکنند با چرخاندن جهت قلمشان در راستای دغدغههای مردم، درباره هدف جشنواره بنویسند و نامی دست و پا کنند و دیگر هر چه دلشان خواست بنویسند و بفروشند! این تنها کمک منفی است که برخی جشنوارهها در حق نویسندگان و آینده ادبیات کشور انجام دادهاند.»
نویسنده اصیل
«فردی» اما نوشتن برای کسب نام، فارغ از دغدغه نویسنده برای خلق یک اثر ادبی را جنایت به ادبیات میداند و آن نویسنده را اصالتاً نویسنده نمیداند و میگوید:«نویسنده اصیل پای امضای نامش میایستد و برای نان هر چراکه از او بخواهند به پیکان قلمش برای شلیک روی کاغذ نمیافزاید» همچنین رنوزی جلالی نیز تأکید میکند: حساب زرد نویسها را باید از ادبیات متعهد جدا کرد، این درست است که امروزه کسی از نوشتن نمیتواند اقتصاد خانوادهاش را پاسخگو باشد اما نویسنده متعهد قلمش را برای نان حراج نمیکند. اما تا زمانی که راهی برای تامین امنیت اقتصادی نویسندگان سنجیده نشود باید شاهد حضور قلمها در راستای اهداف جشنوارهها باشیم و دوری نویسندگان را از رسالت قلمشان به نظاره بنشینیم. »