معصومه دیودار | مسعود پاکدل متولد 1350 در اصفهان است و عکاسی را از سال 71 با عکاسی خبری آغاز کرد و سپس وارد کار سینما و تلویزیون شد. وی از سال 77 عکاسی تئاتر را آغاز کرد و همزمان در دیگر ژانرهای عکاسی نیز مشغول به فعالیت شد. وی تاکنون بیش از 35 سریال را عکاسی کرده است که از آن جمله میتوان به «شلیک نهایی» (محسن شاهمحمدی)، «کهنهسوار» (اکبر خواجویی)، «همسایهها» (حسین لطیفی)، «سفر سبز» (حسین لطیفی)، «مشق عشق» (بهرام بهرامیان) و «مختارنامه» (داوود میرباقری)... اشاره کرد. در کارنامه کاری او تاکنون عکاسی بیش از 600 تئاتر از 1376 تا 1383 به چشم میخورد. وی درخصوص حضور خود در سریال مختارنامه میگوید: از سال 82 که بخش پیش تولید سریال مختارنامه در جریان بود به گروه پیوستم و از ابتدای سال 83 که این سریال کلید خورد با گروه همراه بودم و این همکاری تا نیمه سال88 ادامه داشت. نمایشگاه عکسهای مسعود پاکدل از سریال تاریخی-مذهبی مختار نامه به مناسبت ایام محرم و صفر و به پیشنهاد حسین پارسایی، مدیرعامل بنیاد رودکی و با اجازه داوود میرباقری، کارگردان و محمود فلاح، تهیهکننده کار برگزار شده است و تا 10 بهمن در طبقات همکف و سوم تالار وحدت، پذیرای علاقه مندان خواهد بود. در این نمایشگاه 72 قطعه عکس به نمایش درآمده که این 72 قطعه به جز 55 قطعه عکس کوچکی است که از پرتره بازیگران این سریال گرفته شده است.در سالن پایین تالار وحدت با 12 قطعه عکس در ابعاد 15 متر مربع روبهرو میشویم که به صورت چند لتهای ارائه شدهاند و به گفته پاکدل با توجه به روشهای جدیدی که برای چاپ و ارائه عکسها در چند لته باب شده این کار صورت گرفته است. عکسهای طبقه همکف تالار وحدت در ابعاد بزرگ ارائه شدهاند به گونهای که گویی مخاطب نظارهگر اتفاق و آن فضایی است که در تصویر ثبت شده و با قرار گرفتن در جلوی پیکرههایی که گاه هم قد خود اوست میتواند خود را در آن فضا باز یابد. بیشتر عکسهایی که در این نمایشگاه دیده میشود از نماها و پلانهایی است که در سریال میبینیم و تنها با چند قطعه عکس که پشت صحنه را تصویر میکنند روبهرو میشویم و آن هم روند کار را توضیح میدهد و به گفته پاکدل در این نمایشگاه قصد بر آن نبوده که به پشت صحنه و آنچه در آن اتفاق افتاده است، پرداخته شود. این عکسها طی چند گزینش انتخاب شدهاند. پاکدل میگوید: تعداد عکسهایی که از سریال مختارنامه گرفتم بسیار زیاد است و شامل ثبت لحظاتی از گریم، پشت صحنه، تصویربرداری، دکورها، بازی و... میشود. در انتخاب اولیه خود از میان بیش از 70هزار قطعه عکس 4 هزار قطعه را برگزیدم و از بین آنها نیز بیش از 1300 عکس را انتخاب کردم که در نهایت سیفالله صمدیان در انتخاب عکسهای این نمایشگاه به من کمک کرد. وی همچنین از چاپ کتاب فیلمنامه سریال مختارنامه، همزمان با برگزاری نمایشگاههای اینچنینی که در راستای سریال هستند خبر میدهد و میگوید: این کتاب نیز مصور است و تعداد زیادی از عکسهای سریال را در بر میگیرد. همچنین قرار است کتاب عکسهای سریال نیز به صورت کتابی جداگانه منتشر شود و در آن کتاب نیز مخاطبین میتوانند عکسهای متعدد و متنوعی را از این سریال شاهد باشند و سعی ما بر آن است که عکسهای این کتاب با نمایشگاه حاضر متفاوت باشد. خاطرات نهفته در عکسهاعکسهای متعددی از صحنههای سریال مختارنامه در این نمایشگاه به نمایش درآمده است. پاکدل در این خصوص میگوید: کلیت تمام سریالها اینگونه است که از پلانها، مکانها و صحنههای متعددی تشکیل شدهاند و حضور و تعدد بازیگران در سریالی مانند مختارنامه و وجود بیش از 16 هزار پلان که در 40 قسمت یکساعته به نمایش در میآید سبب شد تا صحنهها و تصاویر بسیاری را برای عکاسی پدید آورد. سعی من بر آن بود تا از تمام زوایای این سریال یک پلان را نشان دهم؛ چراکه انتخاب زوایایی که فضاها و بازیگران را تصویر کند، کار دشواری است. در این نمایشگاه شاهد عکسهایی هستیم که هرچند بیشتر آنها با زاویهای یکسان گرفته شدهاند و در نگاه مخاطب تخت به نظر میآیند ولی برخی از عکسها نیز تحرک و پویایی لازم را به همراه دارند از آن جمله میتوان به اولین عکسی که به محض ورود به سالن با آن روبه رو میشویم، اشاره کنیم. این عکس در سمت راست سالن قرار دارد و حمله سپاهی را نشان میدهد که بر اثر کوبیده شدن سم اسبهایشان روی زمین، گردوغبار تمام زمینه را پوشانده است و چون از نمای دور این صحنه گرفته شده است سواران سپاه همچون لکههای سیاه رنگ روی زمینهای سفید رنگ خودنمایی میکنند و تنها لکههای رنگی که در تصویر دیده میشود، پرچمهای سرخ و سبزی است که در دست سپاهیان وجود دارد. پاکدل درخصوص این عکس میگوید: این عکس یکی از عکسهایی است که به آن علاقه بسیاری دارم، چراکه عظمت و بزرگی یک سپاه را به نمایش میگذارد و گرد وغباری که تمام صحنه را در بر گرفته بر عظمت آن افزوده است. حین بازدید از نمایشگاه با صحنه جنگ مکه و آتش زده شدن کعبه توسط سپاه یزید روبهرو شدم. این صحنه در جمعه گذشته پخش شد و با دیدن آن، تصاویر و آنچه در سریال میگذشت دوباره در جلوی چشمانم تداعی شد. به گفته پاکدل پشت هر یک از این تصاویر و کلیک شاتر دوربین او خاطرات بسیاری نهفته است. او به این عکس اشاره میکند و میگوید: خاطرهای که از گرفتن پلانهای آتش زده شدن مکه در خاطرم بسیار روشن و واضح است، سرمای هواست. وی میافزاید: این صحنهها را حدود سه سال پیش در احمدآباد مستوفی در شهریار گرفتیم و شبهای بسیار سردی را پشت سر گذاشتیم و در برخی از مواقع به دلیل سرمای زیاد هوا و بادی که میآمد، دوربین من هنگ میکرد. یادم میآید هنگامی که پرده کعبه را آتش میزدند آن را خیس میکردند تا گر نگیرد و سعی بر آن بود تا تمام آن نسوزد. حین خیس کردن آن به دلیل سرمای هوا یخ میزد و سفید میشد و نمیتوانستند صحنه را فیلمبرداری کنند یا آبی که برای خاموش کردن آتش میآوردند، یخ میزد و ناچار به گرم کردن آن بودیم. وی از نگذاشتن عکسهایی که مربوط به صحنههای نشان دادن چهره حضرت ابوالفضل است، اشاره میکند و میگوید: در این راستا تابع پیشروی سریال بودم و نمیتوانستم عکسهای مربوط به آن صحنه را به نمایش بگذارم ولی اگر توافقات لازم برای پخش این صحنهها انجام شود، در نمایشگاههای بعدی این تصاویر را به نمایش خواهم گذاشت. در ادامه بازدید از نمایشگاه با عکسی روبهرو شدم که سواری را روی تپههای شنی به نمایش گذاشته بود هرچند این زاویه و نگاه برایم تکراری بود ولی در زیبایی و جذابیتی که کویر و رمل و شنهای روان میتواند بر مخاطب بگذارد هیچ شکی نیست کما آنکه در همان لحظاتی که با پاکدل نمایشگاه را میدیدم چند نفر از مخاطبان برای چگونگی دسترسی و دریافت این عکس از پاکدل سؤالاتی را پرسیدند. وی از خاطراتی که از گرفتن این عکس دارد برایم میگوید: این پلان در فروردین سال 83 گرفته شد و من برای گرفتن عکسی از عوامل پشت صحنه این سکانس روی حرهای که این سوار بر رویش قرار دارد، دویدم و عکس خود را گرفتم و بازگشتم. در این زمان بود که آقای میرباقری به من گفت: میخواستم از این زاویه پلانی بگیرم ولی شما به دلیل دویدن روی شنها و باقی ماندن جای پایتان روی آنها این صحنه را خراب کردی. به این سبب دو روز بعد آن پلان گرفته شد. در این نمایشگاه، عکسهایی به چشم میخورد که گویای اتفاقات بعدی است که در مختارنامه به وقوع خواهد پیوست. از آن جمله میتوان به صحنههای شهادت مختار توسط پسران زبیر و دفاع او در مقابل زبیریان و به میخ کشیدن یاران مختار اشاره کرد. نگاه سریالیپاکدل درخصوص دید و نگاهی که به عنوان یک عکاس به این سریال داشته میگوید: وظیفه اصلی کسی که از یک سریال یا فیلم عکاسی میکند ثبت لحظات و سکانسهای خود سریال است ولی در عین حال در برخی از زوایا دید عکاس نیز میتواند وارد این کار شود، حال آنکه یک عکاس تا چه اندازه میتواند در آن زاویه و کادر دوربین، دید و نگاه خود را وارد کند، تجربهای است که در نگاه مخاطب و آنچه از ایشان به عکاس منتقل میشود، معنا پیدا میکند. من نیز تمام سعی خود را کردم تا با چنین نگاهی از پلانهای این سریال عکاسی کنم. وی به استقبال و بازخوردهای بسیار خوب مخاطبان نسبت به این نمایشگاه اشاره میکند و میگوید: تصور نمیکردم تا این اندازه از این نمایشگاه استقبال شود. در روز افتتاحیه بیش از هزار نفر در نمایشگاه حضور داشتند و تاکنون نیز تعداد بسیاری از مخاطبان از این نمایشگاه دیدن کردهاند. متفاوت اما واقعیتمامی تصاویر به نمایش در آمده در این نمایشگاه از صحنههای نهایی تصویربرداری این سریال بود و تقریباً میتوان گفت هیچ عکسی از پشت صحنه کار به چشم نمیخورد. در گوشهای از نمایشگاه که راه پلهها را برای رفتن به طبقه سوم در پی گرفتیم با عکسی چند لتهای در ابعاد بزرگ روبهرو شدم که به نوعی معرفینامه این نمایشگاه و سریال مختارنامه بود و تنها در این چند لته بود که با عکسهای پشت صحنه این سریال روبهرو شدم، تصاویری از گریم و چهرهپردازیهای بسیار عالی مسعود ولدبیگی، فیلمبرداریهای گروه عظیم جوانروح، پلانهایی از فضاهای کاخ مدائن، مسجدالحرام، دکور مکه، گروه کارگردانی و... در طبقه سوم تالار وحدت نیز مجموعهای شامل 60 قاب عکس 100 در 70 که در قالب دو ردیف پشت به پشت همچون دیواری از 30 قاب خیمه زده شده در کف سالن چیده شده بود. چیدمانی که شاید کمی متفاوت از آنچیزی است که مخاطب در بازدید از یک نمایشگاه عکس انتظارش را دارد. به گفته پاکدل در چیدمان این عکسها قصد بر آن بود تا شکل کلاسیکی که برای نمایش آثار اینچنینی مد نظر است، حذف شود و با مشورتهایی که با سیف الله صمدیان داشته به این نتیجه رسیدهاند که این عکسها را کمی پایینتر از نگاه مخاطب و روی زمین ارائه دهند تا مخاطب از بالا و با کمی فاصله به این عکسها بنگرد. وی معتقد است: اگر عکس روی دیوار و روبهروی مخاطب ارائه شود، بیننده به آن نزدیک میشود و این هدفی نبود که مدنظر ما باشد. ما میخواستیم بیننده با فاصله و با نگاهی دورتر از آنچه عرف است این آثار را ببیند. پاکدل در خصوص ترتیب چیدمان عکسها در کنار یکدیگر میگوید: در ترتیب و چیدمان این تصاویر بیشتر به جنبه بصری توجه شده است نه قصه. اگر در کلیت داستان بنگریم به دلیل فلش بکهایی که به گذشته دارد کلیت آن پراکنده است از اینرو در چیدن عکسها، توالی و حضور مختار در جاهای مختلف را مدنظر قرار دادم و به این نکته توجه داشتم که جوانی آن کجاست، پیری مختار کجاست و تا به شهادتش رسیدیم. همچنین با توجه به شخصیتهای مختلفی که در سریال حضور داشتند و با توجه به توالی زمانی حضور آنها این عکسها چیده شدهاند. وی به یکی از عکسها که فرهاد اصلانی را در پس پنجره مشبکی نشان میدهد، اشاره میکند و میگوید: این فضا جزء فضاهای کاخ است که به اصلانی گفتم در پس این پنجره بایستد و با نورپردازی که در کار میبینید چنین عکسی را گرفتم ولی این عکس جزء سکانسهای فیلم نیست. در ادامه با دو عکس روبهرو شدم که قرارگیری آنها کنار یکدیگر به لحاظ ترکیب رنگی و فرم بسیار زیبا بود. یکی از آنها صحنه نماز ظهر عاشورای یاران امام حسین(ع) و سجده آنها به نمایش گذاشته بود که رنگ سبز در آن غالب بود و دیگری گودال قتلگاه را به نمایش گذاشته بود که کشته شدگان سپاه یزید به دست امام حسین(ع) را تصویر میکرد و رنگ غالب آن قرمز بود. ایستادگی و سجده یاران امام در کنار فرود و افتادگی یزیدیان تضادی زیبا را به وجود آورده بود که در دو عکس جداگانه ولی در کنار یکدیگر شاهدش بودیم. به گفته پاکدل قرارگیری این تصاویر در کنار یکدیگر تصادفی بوده و تنها با توجه به توالی زمانی این صحنهها انجام شده است. بسیاری از این عکسها تصاویری را در ذهن بیننده تداعی میکند که طی هفتههای گذشته از تلویزیون دیده است و در این نمایشگاه یکبار دیگر با صحنهای ثابت و صامت از آن روبهرو میشود و گذری دوباره روی آنچه تاکنون دیده در ذهن او عبور میکند. این مهم میتواند یکی از عواملی باشد که مخاطب میتواند با این تصاویر ارتباط بهتری برقرار کند، چراکه برای او واقعی هستند. نگاه عکاس از دریچه دوربینپاکدل طی این شش سال از دوربینهای متعددی برای عکاسی بهره جسته است. وی به چند حلقه عکس نگاتیوی که از این سریال گرفته است، اشاره میکند و میگوید: در آن زمان که کار را آغاز کردم استفاده از دوربینهای دیجیتال به قوتی که امروزه مورد استفاده است، نبود، ولی بیشتر این عکسها را با دوربین دیجیتال گرفتهام و تا پایان سریال در واقع شش دوربین عوض کردم. وی درخصوص شرایطی که طی آن عکاسی کرده است، میگوید: با توجه به شرایطی که در سریالهای اینچنینی حکمفرماست، وجود صحنههای پر گرد و غبار و خاکآلود و باد و باران و... لنز و دوربین خیلی زود از بین میرود. از سوی دیگر چون این سریال صدابرداری سر صحنه بود باید برای هر لحظه کلیک و صدای شاتر خود تمهیداتی میاندیشیدم تا برای فیلمبرداری مشکل ایجاد نکند. درکل شرایط عکاسی این کار دشوار بود. گفتنی است که اگر حمایتهای ارگانهای ذیربط متوجه هنرهای تجسمی بشود این تنها نمایشگاهی نخواهد بود که از عکسهای این سریال یا سریالهای دیگر برگزار میشود بلکه شاهد برگزاری نمایشگاههای اینچنینی در سراسر کشورمان خواهیم بود که بتوانند با زبان مردم برای مردم سخن بگویند.