کد خبر: 430810
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۵
در کلامی خلاصه باید معترف بود که امام حسین(ع) متعلق به فرد خاصی نیست، او و مکتبش به همه دنیا تعلق دارند همچون خورشید که کسی نمی‌تواند در جهان آن را متعلق به خود بداند. او متعلق به همه است بدون اینکه تعلق داشتنش به فردی ذره‌ای از تعلق داشتنش به دیگری بکاهد. با این وصف به نظر می‌رسد ایجاد مرکزی جهانی که عاشورا نگری، عاشورا پژوهی را سرلوحه کار خود قرار دهد می‌تواند این تعلق داشتن را به دیگر بخش‌های جهان تسری دهد.
از سوی دیگر مسئله امروز، مسئله تصحیح نگاه ما به واقعه عاشوراست.
انسان‌های بزرگ که به خداوند و نیز اندیشه‌ها و باورها و اندیشه‌های رهایی بخش متصل هستند، وطن‌های معمولی و پیش پا افتاده ندارند. دنیای ما برای آنها بسیار کوچک است و مانند قفس می‌ماند. در نگاه به چنین انسان‌هایی و وصف آنها منتسب کردنشان به جهان را باید نوعی ظلم کردن در حق آنها پنداشت.
به عقیده من بیان حالاتی که نوعی حس ملی گرایانه را نسبت به این افراد ایجاد کند، نوعی ظلم به آنها محسوب می‌شود. به نظر من در مواجهه با این افراد باید با اندیشه «خدا وطنی» به معرفی آنها پرداخت و از این زاویه امام حسین(ع) همه هستی است و عاشورا تمامی کلاسی است که ما به عنوان ساکنان زمین با گذر از آن می‌توانیم تغییر کنیم. عبور و تغییری آگاهانه از زنده مانی به زندگانی.
زنده مانی به تعبیر من یعنی اینکه ما خود تصمیم گیرنده نیستیم و در زنده ماندنمان مؤثر نیستیم در حالی که زندگانی چیزی است که حتی در آن رنج کشیدن نیز نوعی لذت محسوب می‌شود و عرفان موجود در زندگی امام حسین(ع) از جنس همین زندگانی است.
در نگاه به عرفان عاشورا با عرفانی حماسی و مثبت روبه‌رو هستیم که همه نوع بشر را دوست دارد و خواهان رساندن همه آنها به منزل مقصود است. در این اندیشه انسان به اندازه‌ای دارای منزلت است که حتی بهشت نیز برای او هدف کوچکی است. این اندیشه بهشت را جایی نمی‌داند که انسان را به آن ببرند بلکه در آن بهشت جایگاهی شدنی دارد.
در نگاه به این اندیشه باید دانست که وقتی بهشتی می‌شود، همه جهان و هر آنجا که بر آن پای می‌گذاری بهشتی می‌شود و انسان به مقام کیمیاگری هستی دست می‌یابد. انسان در اندیشه عاشورا بهشت ساز است بنابراین اگر حس کند هنوز قادر به مواجهه با رنج‌ها و مشکلات نیست به خاطر عدم وسعت یافتن برای درک این جایگاه است.
انسان برای درک جایگاه خودش از منظر فلسفه عاشورا و برای نوشتن از آن نیاز به بزرگ شدن دارد. کسی که به این جایگاه برسد اساساً گله‌گذاری نمی‌کند. فرهنگ عاشورا دقیقاً مبتنی بر چنین حسی است. همچنان که شخص امام حسین(ع) نیز هر چه در حرکت خود جلوتر می‌رود خود را بیشتر از پیش ذره ذره فدا می‌کند زیرا که او تولید‌کننده یک اندیشه است و نه مصرف‌کننده آن.
کوتاه کلام اینکه آنچه در درک عاشورا امروزه بیش از پیش به آن نیازمندیم، تصحیح و ویرایش نوع نگاهمان است. در حدود و نگاه‌های سطحی این روزهامان نمی‌توان به جست‌وجوی عاشورا بپردازیم. به اعتقاد من وجود شخصیت حضرت ابوالفضل(ع) و بیان حقیقی او برای جهان می‌توانست ادبیات ما را در جهان امروز صاحب حرف کند اما ما حتی در مقام آگاهی از این داشته خودمان هم هنوز عقبیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار