
در هفتهای که گذشت طی ابلاغیه جدید از سوی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آییننامه جدید خرید کتاب از سوی این وزارتخانه ابلاغ شد که طی آن آنچه کتابهای مناسب منتشر شده از سوی ناشران نامیده شده است از خریدی بیشتر و در عین حال سریعتر برخوردار خواهد شد.
براساس آنچه در این اطلاعیه منتشر و در اختیار رسانههای عمومی قرار داده شده است، هیئت خرید کتاب معاونت فرهنگی وزارت ارشاد با تغییر آییننامه مبنای کار خود از این پس بر مبنای رتبهبندی وزارت ارشاد از ناشران و نیز افزایش میزان حمایت از ناشران متعهد قرار خواهد داد که با توجه به افزایش موضوعات مورد توجه این هیئت برای خرید کتاب به عقیده این معاونت میتواند موجب کوتاه کردن فرآیند اداری خرید کتاب و همچنین تسریع در پرداخت وجه به ناشران و نیز کاهش قیمت کتاب باشد.
پیش از آنکه بخواهیم به این آییننامه جدید نگاهی داشته باشیم، بد نیست که یادآور شویم چه بدمان بیاید و چه نیاید و چه آییننامهها اجازه بدهند یا ندهند، موضوع حمایت دولتی از نشر و خرید کتاب در این راستا در کشور ما همواره اسیر سلایق بوده و در هر دوره مدیریتی با اعمال دیدگاه خاصی به کام عدهای از ناشران بوده و به ضرر عدهای دیگر.
آنچه اجرای درست چنین آییننامههایی را ناممکن میکند در سادهترین وجه ممکن عدم تعریف حقیقی و حقوقی از ناشرانی است که میتوانند در زمره بهره مندان از این آثار قرار بگیرند.
شکی نیست که معاونت فرهنگی وزارت ارشاد با حمایتی از جنس خرید کتابهای ارزش مدار منتشر شده در کشور و توزیع عمومی آن در کتاب خانهها میتواند نقش ویژهای در تحول فرهنگی کشور داشته باشد، اما آیا هر ناشری که یک یا دو عنوان کتاب مورد پسند این وزارتخانه برای خرید را تنها به صرف بهرهمندی از سود اقتصادی با بدترین کیفیت ظاهری و محتوایی منتشر کند، آیا متعهد است؟
در این میان ناشران ضعیف عمدتاً شهرستانی که نیازهای بومی را به تبعیت از کارشان باید مورد توجه قرار دهند در کدام رتبه و مرتبه قرار میگیرند.
از سوی دیگر آیا نیاز سنجی حقیقی از علاقهمندیهای مخاطب کتاب در جامعه امروز کشورمان و نیازهای او برای مطالعه انجام شده است که بر مبنای آن موضوعات مورد توجه برای خرید حمایتی کتاب دستخوش تغییر و تحول شده است.
اساساً آیا میزان کارکرد آییننامههای سابق در ارتباط با خرید کتاب از سوی نهادهای دولتی و تأثیر آن در میزان کتاب خوان کردن جامعه مطالعه گریز ایران مورد توجه و در معرض افکار عمومی قرار داده شده است که امروزه به استناد با آن دست به تغییر آییننامه خرید کتاب زد؟
از سوی دیگر آییننامه جدید شناسایی این دسته جدید از ناشران و خرید کتاب از آنها را موجب کاهش قیمت کتاب دانسته است اما به درستی ارتباط این دو موضوع با هم را مشخص نمیکند. فعالان بازار نشر در ایران موضوعاتی از جمله افزایش قیمت کاغذ و نیز عدم صرفه اقتصادی زمان لازم برای انتشار یک کتاب را در کشور را از جمله مهمترین دلایل گرانی کتاب عنوان میکنند که اگر این آییننامه با توجه به این دو موضوع فرآیندی را برای کاهش قیمت کتاب عنوان میکرد میتوانست کمی کاربردیتر و تأثیرگذارتر نمایان شود که خوب نشده است.
کوتاه کلام اینکه به نظر میرسد فرآیند تصمیم گیریهای پشت درهای بسته در حوزه فرهنگ و کتاب در کشور ما کماکان به مذاق مدیریت فرهنگی در کشور ما خوش نشسته است و تغییرات ناشی از آن صرفنظر از کمیت آن را راهگشای وضعیت رکود موجود در بازار کتاب میدانند.
در این میان سهم و قدرت رسانه نیز گویا تذکر این چند نکته است و یاداوری آن به مخاطب؛ باشد که راهگشا شود. انشاءالله.