
باورها و رفتارهای دینی از مهمترین زوایای زندگی انسان به شمار میآیند که با رویکردهای جامعه شناختی، کلامی، اجتماعی و فلسفی مورد بحث و تحلیل قرار میگیرند اما هر وقت زمان نقد و آسیب شناسی و تحلیل اندیشههای اندیشوران این حوزه فرا میرسد به دنبال آن رنجشها و ناملایماتی به دنبال خود میآورد.
سؤال اینجاست که همانگونه که این روشنفکران فراغبال به نقد اندیشههای دیگران میپردازند چرا در مقابل نقدهایی که به اندیشههای آنان میشود اینگونه موضع گرفته و برافروخته میشوند مگر نه اینکه یکی از ارکان روشنفکری که خود آنها به آن معتقد هستند خویشتنداری در قبال آرا و نظرات دیگران است.
آیا این روشنفکران فقط دارای مزیتها و بالندگی فکری میباشند و نعوذبالله خود را در مقام معصومین دیده و از هرعیب و خطایی مصون میدانند.
ولی چارهای نیست باید حقایق را گفت و نقد را از هر نقطهای آغاز کرد و الا جامعه و نسل آینده مانند میوه کالی از درون میپوسد و ستون فقرات اجتماع زیر بار تهاجم افکار روشنفکران غرب زده خرد خواهد شد.
بزرگترین خطر برای اسلام در دوران معاصر یهودیت صهیونیستی میباشد به همان صورت که در صدر اسلام یهودیان با پیامبر اسلام مخالفت ورزیده و جریانهای انحرافی را درون جامعه اسلامی به وجود آوردند. به همان گونه که آیات کلام الله دشمنترین قوم به ایمان آورندگان به اسلام عزیز را یهود میشمارد امروز نیز با نگاهی کوتاه به فتاوایی که خاخامهای یهودی علیه اسلام میدهند اگر توجه شود به خوبی مشاهده میشود که هنوز بر عهد و پیمان قدیمی خود در هجمه علیه مبانی اعتقادی دین مبین اسلام استوار هستند. از سوی دیگر شاهد هستیم که عدهای روشنفکرمآب درصدد ایجاد تفرقه، اختلاف، تشنج فکری و رفتاری در جامعه میباشند و به نوعی میتوان گفت کاری که صهیونیست بینالمللی در خلوت علیه شریعت مبین اسلام برنامهریزی کرده دوستان روشنفکر خواسته یا ناخواسته بخشی از پازل هجمه فرهنگی آنان میباشند. با استعانت از ذوات مقدس معصومین بر آنیم تا با اندک توان خود به بررسی و تبیین جریان شناسی روشنفکران معاصر بپردازیم تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید.