
علی خدایی بیجاری- چندی پیش در راستای انتصابها و نشستهایی که در معاونت سیمای سازمان صدا وسیما صورت گرفت، شورای راهبردی شبکه تهران تشکیل جلسه داد. در این نشست دکتر «علی دارابی»، معاون سیما در راستای سیاستهای جدید این معاونت، مبنی بر مقابله با جنگ نرم و جذب مخاطب، از برنامهریزی سیما برای ارتقای برنامههای شبکه تهران در روزهای پنجشنبه و جمعه هر هفته خبر داد و گفت: «قرار است بهترین برنامههای سیما در این دو روز در جدول پخش قرار گیرد و با بازنگری کنداکتورهای شبکه با تلاشهای گسترده مدیران شبکه، شبکه پایتخت مفیدتر از گذشته ضمن حفظ مخاطبان موجود، مخاطبان جدیدی را جذب کند و این عملکرد در مدت مشخص قابل اندازهگیری باشد.» وی در بخش دیگری از صحبتهایش انتظارات خود را از شورای راهبردی شبکه تهران اینگونه بیان کرد: «برای ارتقای کیفیت برنامهها، توجه به نقشه راه و سند چشمانداز شبکه مهمترین انتظارات از شورای راهبردی شبکه تهران است.» همچنین در برنامهای دیگر معاون سیما از نیاز سالیانه تلویزیون تا سقف 300 تله فیلم و سریال خبر داده بود که به خاطر کمبود بودجه مشکلات درون سازمانی تولید سالیانه را بالغ بر 100فیلم برآورده کرده بود.
با شنیدن این خبر چند نکته متناقض به ذهن متبادر میشود و سؤالهایی مطرح میشود.
1) به نظر میرسد که یکی از مشکلات اصلی سیما که معلول کاستیهای دیگر است، نداشتن تعریفی جامع برای برنامه بهتر یا به قول آقای دارابی «بهترین برنامه» است و تا تعریف درستی از این مقوله ارائه نشود، باقی ماجراها آب در هاون کوبیدن است.
2) چرا تنها شبکه تهران ؟ مگر مخاطب تلویزیون تنها در تهران اقامت دارد؟ و مگر هجمههای فرهنگی کنونی و تأثیرات شوم جنگ نرم، تنها مخاطبان و مردم پایتخت را تهدید میکند و آیا تنها وظیفه مقابله با جنگ نرم وجذب مخاطب وظیفه شبکه تهران است؟
3) ناگفته پیداست که تولید برنامه خوب مستلزم تخصیص بودجهای چشمگیر است که با اوضاع موجود در این سازمان و بازدهی و بازخورد سریع پخش این برنامهها، که یکی از مهمترین انتظارات معاون سیماست، نیل به چنین هدفی مشکل و حتی محال به نظر میرسد به طوری که با هیچ معادلهای، نتیجهای عقلانی حاصل نمیشود.
با این اوصاف از بازخورد اخبار و احوال چند مدت اخیر پیرامون رخدادهای معاونت سیما به نظر میرسد که مدیران و مسئولان سیما در پی تحولی عظیمند و به استناد این مصرع، برآنند که دست به کاری زنند که غصه سرآید وکاری بسیار بزرگ را به انجام برسانند. این امر به خودی خود امری قابل تقدیر است، ولی اخبار فوق حاکی از آن است که سرعت پیموده شدن این راه دشوار، مسئولان را از دیدن و تأمل درکاستیها و مشکلات کوچکتر و شاید به زعم آنان«مشکلات بیاهمیت» مانند رابطههای تنگاتنگ تولید، تسهیل هنرمندان در ملاقات با مدیران و. . . محروم ساخته است. در حالی که همین مشکلات حکم پله شکسته نردبانی را دارند که تا زمانی که تعمیر نشود، کسی توان پیمودن پله بالاتر را نخواهد داشت، چرا که به قولی پیمودن راههای بلند با قدمهای کوچک آغاز میشود.