
مهمترین عامل در نهادینه شدن یک رفتار عمومی استمرار، استدلال آن برای همگان و ضمانت قاطع اجرایی آن در عرصه اجتماع است.به طور نمونه وقتی پلیس میخواهد فرهنگ استفاده از کمربند ایمنی را به رانندگان وسایل نقلیه القا و نهادینه کند نمیتواند با برخورد ضربتی با رانندگان این وسایل بگوید که در کنار آموزش مثلاً با ده روز یا شش ماه و حتی یک سال برخورد با رانندگان فاقد کمربند ایمنی یا استفاده نکرده از این وسیله توانسته این امر را احیا کند. چنان که میبینیم که با کمتوجهی پلیس به این تخلف شاهد استفاده نکردن از کمربند ایمنی در خیابانها و بزرگراهها هستیم.
واضح است که در مقولههای فرهنگی و دینی حساسیت اصلاح رفتار بیشتر از مقولهای مانند کمربند ایمنی خودنمایی میکند. یعنی اگر موضوعی بدون استدلال محکم توقیف و جلوگیری شود یا در این توقیف و جلوگیری نوسانی دیده شود اثرات این نوسان در اعتقادات مردم به سایر پدیدههای مقدس نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
از جمله همین نوسانها برخوردی است که چندین سال است توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و نیروی انتظامی برای جمعآوری تمثالهای موهوم ائمه و همچنین جلوگیری از حرکت علمهای سنگین و پولادی و آهنی دستههای عزاداری در طول خیابان و کوچه صورت گرفته بود.
البته پشتوانه این حرکت هم فتوای برخی از آیات عظام مبنی بر خرافی بودن استفاده از وسایل مذکور و ضررهایی بود که استفاده از آن اقلام میتواند بر جسم یا روح عزاداران ایجاد کند. اما امسال در کمال تعجب دیدیم که مراسم عزاداری دوباره با علمهایی به مراتب سنگینتر و باشکوهتر از علامتهای فلزی قبلی در خیابان به راه افتاد، با این استدلال که در ضوابط سال جاری هیئتهای عزاداری، حرفی از ممنوعیت حرکت علامت فلزی سنگین در خیابان وجود ندارد. نیروی انتظامی هم مظلومانه مانند سالهای گذشته با مدیریت ترافیک سنگین خودروهایی که باید پشت علامتهای عریض خیابان را به آهستگی رد کنند، به اجرای قانون میپرداخت.
باید توجه داشت این اتفاق و ممنوعیت و رفع ممنوعیت برای نوجوانان و جوانانی که در سالی میشنوند علامت فلزی چیز بیپایه و اساسی است و ضرورتی ندارد و در سالی میبینند گروههای مختلف مردمی برای تبرک و تیمن گرد علامتهای هیئت جمع میشوند و نذر و نذورات میکنند و احشام را مقابل آن ذبح میکنند و... جای علامت سؤال بزرگی است که بیشک ممنوعکنندگان قبلی و آزادکنندگان بعدی باید پاسخ آن را بدهند. زیرا اعتقادات مردم به نمادهای دینی چیزی نیست که به خاطر سلیقه یک مسئول و سلیقه دیگر مسئول دیگر قابل دستکاری باشد. بنابر این موقع آن است که نهادهای فرهنگی با استدلال لازم و کافی نگاه پختهتری به اصلاح رفتار مردم در عزاداریها داشته باشند تا خدای نخواسته اعتقادات مردم دستخوش سلیقهها و بخشنامههای مقطعی و موقت نشود.