
الناز خمامی زاده- حدود دو هفته پیش، معدن هجدک راور در کرمان، طعم حادثه تلخی را چشید که مشابه آن 4 ماه پیش با بازتاب فراوانی در معدنی واقع درکشور شیلی اتفاق افتاد، اما تنها تفاوت بین دو حادثه این بود که معدن هجدک تا به امروز رنگ گزارشگران رسانه ملی را به خوده ندیده است.
در حادثه ریزش معدن هجدک راور، 4 معدنچی کرمانی زیر خروارها خاک مدفون شدند؛ اگرچه در ساعات اولیه ریزش معدن، امدادگران موفق به خارج کردن جسد یکی از جان باختگان از معدن شدند اما هنوز 3 نفر دیگر در عمق 600 متری این معدن مدفون هستند و همچنان گزارش تصویری چندانی از تلویزیون ملی برای نمایش آخرین وضعیت معدن و بازماندگان یا جان باختگان احتمالی آن پخش نشده است.
وقوع دو حادثه مشابه در ظرف مدت 4 ماه میتواند زمینه مناسبی برای ارزیابی عملکرد حرفهای رسانههای ملی کشورمان و رسانههای شیلی باشد؛ که اگر بگوییم نقش زیادی در نجات 32 معدنچی شیلیایی از زیر خروارها خاک ایفا نکردند، در نجات آنان بیتأثیر نیز نبود.
حضور رسانه شیلی در محل حادثه و بازتاب لحظه به لحظه آن باعث شد که این حادثه، مرزهای ملی را بشکند، به رویدادی فراملی تبدیل شود، تمام نگاهها را در سرتاسر جهان به خود معطوف کند، بالاترین مقامات اجرایی این کشور را تا پای محل حادثه بکشاند و با ایجاد حس همدردی در نهایت ناامیدی را به امید تبدیل کرده و نجات معدنچیان شیلیایی و محبوبیت آنها را رقم بزند.
این تأثیر مثبت یک رسانه ملی در بازتاب یک حادثه و تبدیل آن به دایره تمرکز است تا جایی که فیلمسازان را به ساخت فیلمی با عنوان «32 نفر» سوق میدهد. اکنون نوبت به 4 معدنچی ایرانی میرسد که حتی به اندازه تصاویر پخش شده از معدنچیان شیلیایی در رسانه ملی سهمی نداشتند.
جای خالی پخش گزارشهای تصویری انساندوستانه از معدن کرمان در رسانه ملی کشورمان در حالی احساس میشود که شاید نتوان میان سطوح کیفی رسانهای دو کشور ایران و شیلی تفاوتی قائل شد، اما اگر رسانه ملی کشورمان با همان انگیزه شیلیاییها، نقش انساندوستانه خود در برابر هموطنان مدفون در اعماق معدن هجدک را به خوبی ایفا میکردند، شاید سرنوشت دیگری برای سرانجام این حادثه رقم میخورد.