کد خبر: 429150
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۴
تازه‌‌ترین قسمت از فیلم نیمه انیمیشن «نارنیا» توانست جدید‌ترین قسمت از سری فیلم‌های «هری پاتر» را پس از هفته‌ها یکه تازی پشت سر بگذارد و در مقام نخست فروش فیلم‌های سینمای جهان جای بگیرد. فیلمنامه بخش سوم «نارنیا» نیز مثل بخش‌های قبلی براساس مجموعه قصه کلاسیک «سی‌اس لوئیس» به نگارش درآمده است.
کارگردان این فیلم چهره قابل اعتمادی به نام مایکل آپتد است که قابلیت‌های خود را یک سال پیش با مجموعه مستند «7up!» به همگان نشان داد. او اکنون تجارب پیشین و طرز فکر شخصی خود را با فیلم «نارنیا3» (سفر مسافر سپیده دم) برای بینندگان به ارمغان آورده است. تجربه‌ای که بیش از هر چیز می‌توان آن را در انتخاب بازیگر جوان «ویل پولتر» مشاهده کرد. صداپردازی بسیار قوی این فیلم، مشخصا تنها برای ایجاد سرگرمی نبوده، بلکه هدف خلق بیش‌ترین میزان لطافت و اثرگذاری در فیلم است.
آقای پولتر غیرمنتظره‌‌ترین عنصر ماجراست. نقش‌آفرینی پرتکاپوی او در نقش آدمی روده دراز و وراج تا اعماق جان تماشاگر نفوذ می‌کند. وی نخستین‌بار در فیلم مستقلی به نام «پسر رامبو» دیده شد. او در این فیلم اخیر در نقش اوستاک اسکروب، پیر عموی لوسی و ادموند، ظاهر شده است که به همراه برادرش «پیتر» و خواهرش «سوزان» نارنیا را کشف می‌کنند. چند سال بعد، در بحبوحه جنگ بریتانیا لوسی و ادموند توسط خانواده‌شان مخفی می‌شوند و این امر وراجی‌های ناامیدانه اوستاک را افزون می‌سازد.
او به غرولندهایش ادامه می‌دهد تا آنکه در تخیلاتش یک نقاشی دیواری با تصویری از دریا به آبشار نیاگارا تبدیل می‌شود و سیل روان آب او را با خود می‌برد و سرانجام لوسی و ادوارد را درون دریا می‌یابد. آنها خیلی زود توسط یک رفیق قدیمی به نام شاه کاسپین نجات می‌یابند. شاه کاسپین در کشتی خود که مسافر سپیده دم نام دارد، یک خدمه وراج و جانوران سخنگوی بسیار دارد. از جمله یک موش به نام ریپی شیپ که صحنه‌های زد و خورد طنزآمیزی را می‌آفریند: از جمله صحنه ی شمشیربازی با اوستاک. آنها جملگی سفری پر مخاطره را آغاز می‌کنند و وقایع و رویدادهای عجیبی را پشت سر می‌گذارند.
اصلی‌‌ترین چالش در این فیلم ایجاد توازن و هماهنگی میان صحنه‌های انیمیشن و بازیگران بوده است. از این رو جلوه‌های ویژه از نقشی بسیار کلیدی و اثرگذار برخوردارند و البته گفتنی است که این جلوه‌های ویژه بسیار قوی اجرا شده‌اند و کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند. به عنوان مثال می‌توان به صحنه‌ای اشاره کرد که اوستاک به یک اژدها تبدیل می‌شود. در این صحنه و به هنگام اشک ریختن او، تنها شاهد گریستن یک اژدها نیستیم بلکه از ورای اشک‌های او می‌توانیم به خوبی شاهد جلوه‌های انسانی وی باشیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار