
ایزد مهرآفرین- ظریفی میگفت جامعه ما جامعه نخبهکشی است. یعنی همین که کسی پیدا میشود و با تلاش و پشتوانه خودش نام و آوازهای برای خودش کسب میکند. تازه کار ما شروع میشود. ما یعنی تقریباً اکثریت مردم. چنان بدگویی و شایعه درست میکنیم که بیشک آن پدیده یا آن نخبه به خودی خود یا حذف میشود یا اینکه اگر بخواهد سربلند از این میدان بیرون بیاید باید خیلی از قواعد و قانونهای نانوشته را درهم بشکند. نمونه فوتبالیاش علی دایی کاپیتان سالهای نه چندان دور فوتبال کشورمان. زمانی علی دایی بهترین مهاجم فوتبال ایران و آسیا بود و با تلاش و پشتکار خودش را به عنوان پرافتخارترین فوتبالست ایرانی در جهان معرفی کرد. و امروز فوتبال ایران را جهان با دایی میشناسد. ولی ما بعد از جام جهانی چگونه با او رفتار کردیم و چه بر سر او آوردیم. بعد از این نخبهکشی حالا حسرت این را میخوریم که ای کاش روزی مهاجمی در فوتبال ما پیدا شود که یک صدم توانیهای دایی را داشته باشد. نقدی بزنیم به برنامه هفت این هفته، برنامهای که با جنجالهایی درخصوص دستمزد ستارگان سینما آغاز شد و در پایان راه با دلخوری یک فیلمساز از این برنامه به پایان رسید. چنان که دهنمکی در اعتراض به جیرانی و برنامهاش اعلام کرد «دیگر پایش را به هفت نخواهد گذاشت»!
در بخشی از برنامه این هفته «هفت» نام فیلمهایی مثل چارچنگولی، توفیق اجباری، پوپک و مشماشاءالله و «اخراجیها2» در سؤال نظرخواهی این برنامه آمده بود که کدام یک از این فیلمها مخاطب زیاد خود را مدیون بازیگرانش است که در جدول این برنامه، «اخراجیها2» بالاترین درصد پاسخ را داشت.
حدس اینکه این سؤال را چه کسانی و با چه نیتی طراحی کردهاند کار زیاد سختی نیست. کافی است سری به مطالب روزنامهها و سایتهای سینمایی که این روزها مثل قارچ سر بیرون میآورند بیندازید و ببینید که چه کسانی در مورد دهنمکی و فیلمهایش چه چیزها نوشته و مینویسند. چه آن زمان که اخراجیهای1 و 2 ساخته شد و چه آن زمان که ده نمکی سریال دارا وندار را ساخت. واقعاً چرا با گذشت 2 سال از اکران اخراجیهای 2 هنوز کسانی هستند که به تخریب دهمکی و اخراجیها میپردازند. اساساً هدف طراحان این سؤال چه چیزی است؟ به نظرمی رسد آنها میخواهند به مخاطب این موضوع را القا کنند که فروش بالای اخراجیها فقط به دلیل حضور بازیگرانش است و نه چیز دیگری، و با این کار عملاً کارگردانی ده نمکی را زیر سؤال برده و آن را بیارزش جلوه دهند در حالی که بررسی دلایل پرفروش شدن این فیلم، ضروری است.
فاصله بین مخاطب و منتقد
به راستی آیا «اخراجیها» فیلم بیارزشی است؟ مردم از تماشای اخراجیهای 1 و 2 احساس رضایت داشتند، چرا؟ چون روابط انسانیاش به زندگی ایرانیان نزدیک بود. مثل اکثر خانوادههای ایرانی و برخلاف آنچه در فیلمها و سریالهای این سالها، هویت و جایگاه زن و مرد مورد بیاحترامی قرار نگرفت. برادران نسبت به خواهران خود غیرت داشتند و زندگی و عشقشان، به سادگی روایت میشد. مردم فیلم اخراجیهای 1 را دوست داشتند چون از بچههای خود برای تماشا کردن این فیلم خجالت نمیکشیدند و شاید همینها دلیل فاصله منتقدان و مخاطبان را توضیح دهد.
درست است که یک دو جین ستاره در فیلم ده نمکی حضور دارند ولی به قول خود ده نمکی همین بازیگران در فیلمهای دیگری نیز بازی کردهاند، پس چرا آن فیلمها به اندازه «اخراجیها» نفروختهاند؟ یا اینکه فیلمهایی دیگری هستند که به مراتب بازیگران بیشتری دارند فیلمهایی که به مراتب از اخراجیها پرستارهتر بودهاند ولی فروش خوبی نداشتهاند آیا اساساً مگر ایرادی دارد که فیلمی پر ستاره باشد.
تحلیل به جای تخریب
«مسعود دهنمکی» یک فرد جنجالی است. دهنمکی جذابیت خبری دارد و این جذابیت خبری به حدی هست که کوچکترین حرکاتش در روزنامهها با استقبال و کنش و واکنش مواجه میشود. در کنار همه اینها بیشک انتقادهای فراوانی که به شخصیت، گذشته و بوجه فیلمش در رسانههای مخالف او منتشر شده بود، اثری مستقیم در شکستن رکوردهای فروش داشته است. مردم اسم ده نمکی را در ناخودآگاه خود فراموش نکردهاند.
حال بهتر است جیرانی و دوستانش به جای اینکه بخواهند هر روز به فکر تخریب این و آن باشند به دوستانشان امتیاز بیدلیل بدهند و نظرسنجیهای هدفدار طراحی کنند، به این فکر کنند که چگونه اخراجیها با همه ایراداتی که منتقدان به آن میگیرند توانسته خود را به عنوان یک پدیده در سینما و جامعه ایران مطرح کند.
گرچه در پایان برنامه هفت جیرانی از ده نمکی دلجویی کرد و گفت: فیلمهایی که از اول تاریخ سینمای ایران فروش بالایی داشتهاند، وجه سرگرمیشان غالب بر مسائل دیگر فیلمهایشان بود و این مورد از نظر من اشکالی نداشته، زیرا مخاطب در هر شرایطی از فیلمهایی دیدن میکند که وجه سرگرمی بالایی دارند.