
ترجمه: سیمین غلامی - پس از آنکه فیلم «کودک کاراته» تمام انتظارات و پیشبینیها را به هم ریخت و ظرف یکماه به فروشی معادل 7/55 میلیون دلار دست یافت، «داستان اسباببازی 3» محصول کمپانی پیکسار با فروشی معادل دو برابر آن رقم یعنی با 109 میلیون دلار آغازی خیرهکننده داشت و رکورد فروش افتتاحیه فیلمی در تاریخ شرکت پیکسار را شکست. «داستان اسباببازی3» تا به امروز با فروشی نزدیک به یک میلیارد دلار توانسته خود را بهعنوان پرفروشترین انیمیشن تاریخ سینما معرفی کند.
اما با همه اینها، باید توجه داشته باشیم که «داستان اسباببازی1» محبوبیت فراوانی یافت و این ساخته تازه در حقیقت ادامهای است بر آن اثر اوریجینال، بنابراین توقع نداشته باشیم که فیلمی افسانهای ببینیم، اگر چه این کار نیز در میان منتقدان با استقبال مواجه شده است و طبق محاسبات 99 درصد نقدهای آن تا به امروز مثبت بوده است.
اسباببازیهای زنده
فیلم «داستان اسباببازی3» انیمیشنی است با قدرت تخیلی بیقید و رها که هیچ مرزی را نمیشناسد. چند صد هنرمند و تکنسین با چهار سال کار بیوقفه و خستگیناپذیر و با بودجهای بالغ بر 200 میلیون دلار فیلمی درباره بازیها و باورهای کودکانه ساختهاند.
فیلم «داستان اسباببازی3»، یازدهمین تولید کمپانی پیکسار است؛ کمپانیای که هر 10 محصول پیشین آن موفق و درخشان بودهاند. آنکریش (تدوینگر فیلم داستان اسباببازی1 و کارگردان مشترک داستان اسباببازی3 ) با تاکید میگوید: «ما فقط برای کودکان فیلم نمیسازیم. هدف ما ساخت فیلم برای همگان است.» نویسنده این فیلم نیز مایکل اَرِند نام دارد که به خاطر فیلم «لیتل میس سان شاین» برنده اسکار بهترین فیلمنامه شده است.
سازنده اثر جان لستر، کارگردان و از جمله نویسندگان فیلم داستان اسباببازی نخست بوده و اصرار فراوانی به استفاده از کاراکترهای پیشین در این محصول جدید داشته است. او معتقد است:«من به استفاده از شخصیتهای جذاب «داستان اسباببازی 1» اصرار داشتم، چراکه آن کاراکترها هنوز در وجود ما زنده هستند. ما هنوز به آنها همچون عضوی از خانواده یا اقواممان میاندیشیم و میخواهیم آنها را در اتفاقاتی تازه و پر هیجانتر ببینیم تا احساساتی عمیقتر نسبت به آنها پیدا کنیم.»
این فیلم به شیوه 3D کار شده است. آنکریش در این باره میگوید: «از یک سو میخواستیم همه چیز عالی به نظر برسد و از سوی دیگر اصرار داشتیم که شبیه داستان اسباببازی1 باشد.»
«داستان اسباببازی3» کاراکترها و مخاطبانش را در موقعیتهای بحرانی طاقتفرسایی قرار میدهد و سرانجام آنها را همچون قهرمانانی پیروز از دل بحران به بیرون میکشد. لستر جلسهای را به یاد میآورد که طی آن برای نخستینبار فیلمنامه در جمع اعضای گروه قرائت شد:«در پایان داستان صورتم خیس از اشک بود. نگاهی به همکارانم که دورتا دور میز نشسته بودند کردم. صورت همه ما خیس از اشک بود.»
اسباببازی بازنشسته
کارگردانان کمپانی پیکسار که به خوبی راه نفوذ و اثرگذاری در ذهن مخاطبان کودک را میدانند، در این فیلم استفاده مجدد و هوشمندانه از کاراکتر اندی کردهاند. اندی- همچون کارگردان خلاق و باهوش فیلم، جان لَسِتِر- کودک باهوشی است که هرگز باورهای کودکانهاش را انکار نمیکند و باور دارد که هر چیزی امکانپذیر است. در داستان اسباببازی3، اندی اکنون نوجوانی است آماده رفتن به کالج. او نمیداند با عروسکهایی که تمام کودکی او را ساختهاند چه کند. اندی چند سالی است که دیگر با آنها بازی نکرده است. آنکریش میگوید:«او و همکارانش با چنین وضع دشواری روبهرو نبودهاند. اما در پیکسار افراد بسیاری هستند که نمیدانند با عروسکهای دوران کودکی خود چه کنند.»
لستر در دفتر کار خود، که با خرت و پرتهای فراوان فیلم هایش پر شده است، درباره راز عروسکها چنین میگوید: «عروسک میخواهد کودک با او بازی کند تا موجب شادی او شود. اگر عروسکی گم شود، میتواند پیدا شود. اگر دست عروسکی بشکند، میتواند تعمیر شود. اما وحشتناکترین و بزرگترین نگرانی عروسک آن است که صاحبش بزرگ شود و دیگر با او بازی نکند.»
عروسکهای غمگین
عروسکهای اندی به کمک نیاز دارند. وودی (همچنان با صدای تام هنکس) رهبر و مهمترین عضو گروه و همچنین عروسک مورد علاقه اندی است. کابوی از مشکل کم بودن باتری رنج میبرد و دیگر عروسکها نیز عبارتند از هَم، جسی، آقای پوتیتو هِد، رکس دایناسور، سگ اسلینکی و غیره. مثل کارمندان بازنشسته، این عروسکها با بزرگ شدن اندی، شغل خود را از دست دادهاند و اکنون زمان آن است که به جای دیگری فرستاده شوند. با رفتن اندی به کالج ممکن است آنها به اتاق زیرشیروانی یا بدتر از آن، به کامیون زباله فرستاده شوند.
اما دوستان به نیمه پُر لیوان بنگرید: این انیمیشن فیلمی برای کودکان است و عروسکان را اینگونه تنها و غمگین رها نخواهد کرد. چه پایان خوشی میتواند برای یک عروسک رقم بخورد؟ شاید آنکه به کودکان نسل بعد برسد. احتمالا پیکسار هم چنین پایانی را مد نظر دارد.
حشرات و هیولاهای اسکاری
کمپانی بزرگ و موفق پیکسار در سال 1995 نخستین فیلم انیمیشن کامپیوتری را به نام داستان اسباببازی تولید و به دنیا ارائه کرد. «نمو» و «وال ای» از دیگر تولیدات موفق این کمپانی هستند که با استقبال فراوانی از سوی مخاطبان مواجه شدند.
در 15 سال گذشته کمپانی پیکسار تنها 11 فیلم تولید کرده است. ده فیلم اسبق این کمپانی که عبارتند از: داستان اسباببازی، زندگی حشره، داستان اسباببازی2، کمپانی هیولاها، یافتن نمو، باور نکردنی، ماشینها، رتتویی، وال ای و آپ (بالا) نه تنها از بهترین نمونههای فیلمهای انیمیشن کامپیوتری هستند، بلکه برخی از آنها از جمله بهترین، درخشانترین و اثرگذارترین انیمیشنهای یک دهه گذشته نیز میباشند. علاوه بر این، این فیلمها از جمله پر فروشترین انیمیشنهای سالهای گذشته نیز هستند که تاکنون درآمدی بالغ بر 6/5 میلیارد دلار، نصیب کمپانی پیکسار ساختهاند.
مخاطب فیلمهای کمپانی پیکسار کودکان و والدین آنها هستند و البته هرکسی که ذهنش میتواند با دیدن فانتزیهای فیلم به پرواز درآید. تقریباً اکثر فیلمهای پیکسار توسط شخصی کارگردانی شده است که از آغاز تاسیس این کمپانی همراه آن بوده است، به جز دو فیلم «باورنکردنی» و «رتتویی» که توسط براد بِرد کارگردانی شدهاند که او هم از همکاران لستر و همچنین از اعضای قدیمی کمپانی پیکسار است.
آنها ایدههای خود را از دنیای واقعی و از زندگی خصوصیشان وام میگیرند و بدین ترتیب، اکنون، فیلمهای آنان و از جمله مجموعه فیلمهای داستان اسباببازی به اتوبیوگرافیهای به هم پیوستهای تبدیل شده است.
پنج اسکار از 9 اسکاری که تاکنون به بهترین فیلمهای انیمیشن تعلق گرفته، از آن کمپانی پیکسار است. پیکسار سالانه یک فیلم تولید و به نمایش در میآورد. این امر موجب شده تا کیفیت آثار بسیار بالا بوده و خلاقیت و فانتزی در آنها حرف نخست را بزند. حضور انیماتورهای جوان که هر ساله نیز بر تعداد آنها افزوده میشود و ایجاد فرصتهای برابر حتی برای بانوان جهت کارگردانی انیمیشنهای جدید، این باور را به ذهن متبادر میسازد که این کمپانی، چشمانداز و افق دید بسیار گستردهای را مدنظر دارد و همانگونه که آنکریش نیز خاطرنشان کرده یکی از اساسیترین اهداف پیکسار پرورش نسل آینده انیماتورهاست.