
ایران روزی نیست که موردی از ابزارهای خود در مذاکره با 1+5 را رو نکند. سریال ابزارهای تهران که براساس هر یک از آنها، غرب باید شروط ایران را بپذیرد و آنگاه پای میز مذاکره بیاید، غرب را به عقبنشینی وا داشته است.
با وقوع حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، غربیها دست بالاتر را از آن خود دیدند اما از اولین روزهای 2010 ورق برگشت و ایران یکییکی ابزارهای خود را برای چانهزنی در سطح بالا رو کرد. سوزاندن طرح فتنه که مستقیماً از خارج ایران خط داده میشد، آغازی بر نشان دادن ابزارهای تهران بود. غرب اما سرمست از وقایع سال 88 ایران به دنبال صدور قطعنامه 1929 رفت و با تصویب آن، خود را پیروز میدان دانست. شاه بیت شعر بدقافیه شورای امنیت، تحریم بنزین بود که از قضا به یکی از برگهای برنده ایران تبدیل شد، اما قبل از اینکه بنزین به برگ برنده ایران تبدیل شود، دبیر شورای عالی امنیت ملی نامهای به رئیس بخش سیاست خارجی اتحادیه اروپا فرستاد و سه سؤال از او و نهاد محل خدمتش پرسید؛ اینکه دوست است یا دشمن، اینکه حقوق ایران را براساس NPT به رسمیت میشناسد و اینکه نظرش درباره سلاحهای هستهای رژیم صهیونیستی چیست؟ این یعنی اینکه ایران از قطعنامه 1929 نهراسیده و به دنبال کسب حقوق خود، قاطعانه ایستاده است.
اعلام خودکفایی در تولید بنزین، عملاً قطعنامه 1929 را بیاثر ساخت و دور خوردن بند تحریمهای مالی آن توسط بانکها و مؤسسات مالی مختلف، آن را به کاغذپارهای تبدیل کرد. ایران که در فوریه سال 2010 ساخت اورانیوم 20 درصد خود را نیز اعلام کرده بود، اکنون تواناییهای داخلی خود را به خوبی به رخ کشیده بود و غرب را با این واقعیت مواجه كرد که فضای فتنه نتوانسته در عزم ایران خللی وارد کند.
سفر محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران به لبنان و استقبال باشکوه مردم و احزاب مختلف از او که بازتاب بسیاری داشت، توان منطقهای ایران را به وضوح نشان داد. اتحاد شیعیان عراق بر سر تشکیل دولت و تمکین گروههای سنی و کرد به این تصمیم از یک طرف و تلاش مثبت ایران برای رفع بحران افغانستان که با حضور در کنفرانس رم متجلی شد، دیگر ابزارهای تهران را به رخ کشید. قبل از آن امضای بیانیه تهران در مورد تبادل سوخت که با حضور ترکیه و برزیل انجام شد، عمق نفوذ ایران در حیاط خلوت گذشته امریکا را به رخ غرب کشید. حضور و نفوذ قدرتمند ایران در منطقه امریکای لاتین که در آفریقا نیز در حال گسترش است و گره خوردن سرنوشت مذاکرات سازش به اخم یا لبخند ایران، غرب را به ابزارهای قدرتمند ایران واقف کرد.
در همین حال بود که اشتون با دادن پیشنهاد مذاکره به تهران، بیاثر بودن تحریمها و مرگ قطعنامه 1929 را اعلام کرد. با این حال به رسم غربیها بادی در گلو انداخت و تاریخ هم تعیین کرد اما رئیس جمهور ایران شرط مذاکره را پاسخگویی به سؤالات نامه تیرماه ایران تعیین نمود.
اشتون که در موضعی انفعالی برای مذاکره اصرار میکند به صورت شفاهی خواستار مذاکره در 15 تا 18 نوامبر (24 تا 27 آبان) شده است اما غرب باید با توجه به دیدن ابزارهای قدرتمند ایران، پاسخ سؤالهای تهران را بدهد. به ویژه آنکه دستاورد جدید داخلی دیگری به دست آورده و آن احتمال بالای وجود اورانیوم در غرب و جنوب غرب ایران است.