
امین ارشادی-سفر رئیس جمهور ایران به بیروت با استقبال گسترده مردم لبنان مواجه شد. پیش از سفر دکتراحمدینژاد برخی گروههای داخلی لبنان در همنوایی آشکاری با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده از این سفر ابراز نگرانی کردند. تأکید رئیس جمهور ایران بر ضرورت حفظ وحدت ملی در شرایطی مطرح شد که این روزها لبنان شاهد تنشهایی در خصوص دادگاه بینالمللی ترور رفیق حریری بود. مصاحبهای که میخوانید حاصل گفتوگوی اختصاصی «جوان» با ژنرال صفوت الزیات، استراتژیست برجسته عرب در خصوص ابعاد سفر احمدینژاد است:
به عنوان یک تحلیلگر استراتژیست سفر رئیس جمهور ایران به بیروت را چگونه دیدید؟
دیدار احمدینژاد از بیروت شاهد خوبی بر پذیرش ایشان از سوی بسیاری از مردم عرب بود. ما شاهد استقبال گسترده مردم از دکتر احمدینژاد بودیم که خود نشانهای بر تأیید ایران و نقش آن در منطقه بود. شاید برای سیاستمداران گردآوردن مردم کار دشواری نباشد اما اینکه با این رضایت و خوشحالی و سرور همراه باشد بیشتر حکایت از یک دلبستگی عاطفی و برادرانه دارد تا یک اجتماع عادی سیاسی در استقبال از یک شخصیت مهم سیاسی. من بر این باورم که این دیدار و استقبال گسترده مردم پیام قدرتمندی بود که ایران یار مظلومان در موضوع صفکشی حق در برابر باطل و عدل در برابر ظلم است. پیامی قوی برای همگان که نقش ایران با اقبال بسیار بالایی همراه است چه در میان مردم لبنان و چه در ملتهای عرب.
تأثیر این دیدار را در تقویت جایگاه مقاومت تا چه حد میبینید؟
مقاومت چه در بعد سیاسی و چه در بعد نظامی آن با حمایتی بیش از گذشته همراه شد. سفر احمدینژاد در کنار دیدار با مسئولان لبنانی و سفر او به جنوب لبنان به ویژه بنت جبیل که حساسیت ویژهای دارد و زمانی تحت اشغال صهیونیستها بوده است و بعدها آزاد شد تأکیدی قوی بر ادامه حمایت از مقاومت در برابر اشغالگری بود. تأکید دکتر احمدینژاد رئیس جمهورایران بر تشکیل محور مقاومت با همراهی سوریه، ترکیه، لبنان و به شکل خاصی عراق نشان دهنده این است که خط حمایت و کمک به مقاومت همچنان باز است. این سفر به معنای آن بود که خط مقاومت و محور آن در برابر هر گونه ماجراجویی به قویترین شکل ممکن عمل خواهد کرد و هر کس گمان کند که مقاومت شکستپذیر است و میتوان به راحتی بر آن پیروز شد و با یک جنگ سنتی نسخه آن را پیچید، دچار اشتباه بزرگی است. خط مقاومت از بعد استراتژیک در یک جبهه خلاصه نمیشود بلکه از ایران به عراق، سوریه و لبنان کشیده شده است.
علت نگرانی های برخی طرفهای داخلی از سفر دکتر احمدی نژاد چیست؟
جز برای یک عده اندک این موضوع نه تنها نگران کننده نبود بلکه خوشحال کننده هم بود و این محدود به خود لبنان نمیشد و ملتهای عرب و کسانی که همواره مظلوم واقع شدهاند از این اتفاق خرسند هستند اما طبیعی است که گروهی که مرتبط با منافع امریکا و اسرائیل در منطقه باشند از این سفر احساس نگرانی کنند. در واقع نگرانی آنان این است که با تقویت مقاومت منافع خودشان در لبنان به خطر بیفتد. احساس حالت هشدار و نگرانی را کسانی داشتند که با طرح امریکایی - اسرائیلی در منطقه گره خوردهاند. حتی بسیاری از بهانههای آنان را دکتر احمدینژاد گرفته بود و سخنرانی وی یک کلام جامع بدون گرایش مذهبی یا نژادی یا گروهی بود. او از حقوق ملتهای عرب و حقوق انسانی و قانونی سخن گفت. سخنرانی وی الگوی خوبی برای تعامل با همه طیفهای لبنان بود. من به جرأت میتوانم بگویم که بسیاری از کارشناسان، صحبتهای رئیس جمهور ایران را گامی مثبت و سازنده در تعامل با گروههای لبنانی میدانند.
یکی از مسائلی که این روزها در عرصه پرتنش لبنان مطرح میشود بحث دادگاه بینالمللی ترور رفیق حریری است. از سوی دیگر شاهدانی وجود دارند که تحت پیگرد هستند و شهادت دروغ در این باره دادهاند چرا کسی به دنبال محاکمه این شاهدان دروغین نیست؟
به نظر من محاکمه شاهدان دروغین گام مهم و اساسی در روشن شدن حقیقت کارکرد دادگاه بینالمللی دارد. دادگاه بینالمللی در واقع باید در اقدامی بیطرفانه شاهدان دروغین را به دادگاه بکشد تا معلوم شود چه کسانی در پشت پرده شهادتهای فریبنده بودهاند. اینها کشور را در آستانه جنگ داخلی و تنش قرار دادهاند و اتهامات را متوجه حزبالله لبنان کردهاند. بدین ترتیب شاهدان دروغین تنها مستند موجود برای شناخت قاتلان واقعی رفیق حریری هستند و از طریق آنها میتوان طرفهای ذینفع در ترور حریری را شناخت. این درخواست حزبالله و گروههای متعدد داخل و خارج لبنان است تا معلوم شود چه کسانی شاهدان دروغین را پیش انداختهاند و این اقدام قطعاً دادگاه بینالمللی را سریعتر به قاتل یا قاتلان واقعی رفیق حریری خواهد رساند. پیش از این شاهدان دروغین سوریه را متهم میدانستند و حالا طرح دیگری علیه حزبالله شکل گرفته است تا مقاومت را مهار کنند و هیچ بعید نیست که این اقدامات از خارج لبنان هدایت شود. از بحث شاهدان دروغین تاکنون تنها امریکا و اسرائیل بهره بردهاند. شواهد توطئهها علیه لبنان نیز گویای همین مسئله است.
چرا از مسلح شدن ارتش در لبنان جلوگیری میشود؟ مگر آنها پیش از این نمیگفتند لبنان به جای مقاومت باید یک ارتش مجهز رسمی داشته باشد؟علت کارشکنیها چیست؟
توجیه این مسئله یعنی اجازه ندادن به ارتش لبنان برای تجهیز خود دقیقاً همان توجیهی است که در مورد همه ارتشهای عرب پیرامون اسرائیل به کار میبرند. این یک طرح امریکایی است که همه ارتشهای اطراف اسرائیل ضعیف بمانند. حتی در مورد ایران که فاصله بیشتری از اسرائیل دارد این ملاحظات را دارند، بنابراین ضعیف ماندن نیروی نظامی یک استراتژی است که تنها درباره لبنان اجرا نمیشود. هیچ کشوری در اطراف اسرائیل نباید مسلح باشد تا اسرائیل تنها قدرت تعیین کننده نظامی در منطقه بماند. توجیه آنها هم این است که ممکن است سلاحها به دست حزب الله برسد و این امر را بهانه عدم تسلیح ارتش میکنند.