کد خبر: 413346
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۸۹ - ۱۷:۱۳
تمام رؤیاهای یک نویسنده
مجید پورولی کلشتری - پیش از آنکه یک کتاب با هزار سلام و صلوات و نذر و قربانی به مرحله نهایی خود یعنی چاپ و توزیع برسد‌، نیازمند تعامل میان نویسنده و ناشر است‌. یعنی دو طرف باید در دو سوی میز مذاکره نشسته و بر سر چگونگی چاپ و چگونگی پرداخت مبلغ حق التحریر صحبت کنند یا حتی کشتی بگیرند‌. باور کنید اگر بگویم قراردادی که یک ناشر با عزّت و احترام جلوی یک نویسنده می‌‌گذارد چیزی کمتر از عهدنامه ترکمنچای نیست اغراق نکرده‌ام‌. حقیر به عمر کوتاه خود با نویسنده‌های زیادی حشر و نشر داشته و از حرف دل عده‌ای دیگر نیز از دور خبر دارم‌. باور کنید هنوز نویسنده‌ای ندیده‌ام که از پرداخت ناشر راضی باشد‌. اصلا این ناشر و نویسنده انگار باجناغ‌هایی هستند که عقد دعوایشان را در آسمان‌ها خوانده‌اند! یعنی این اصل در صنعت کتاب است که نویسنده از مبلغ دریافتی خود به هیچ وجه راضی نیست‌. اما خوب راضی نیست که نیست ! مگر رضایت نویسنده شرط است ؟! اصلا تقصیر خودش است‌، می‌‌خواست نویسنده نشود‌. می‌‌خواست عقلش را کار بیندازد و بشود علی دایی ! یا بشود علی کریمی ! یا همین آقای هدایتی صاحب باشگاه کوچولوی استیل آذین‌. که هر سه قدر هزار نویسنده خدمت کرده‌اند به فرهنگ مملکتشان‌. چاپ کتاب تجارت است، تجارتی که در آن قرار است تا هم ناشر و هم نویسنده به سود برسند‌. خیلی از نویسنده‌ها این سوال تکراری را از خود می‌‌پرسند که چرا در کشور ما حق و حقوق نویسنده بیچاره در حد بخور نمیر است ؟ تلخ تر آنکه همین مبلغ بخور و نمیر را عموماً بعد از چاپ کتاب و آن هم در چند قسط به نویسنده پرداخت می‌‌کنند‌. تازه هیچ تعهدی هم ندارند که خوش قول باشند ! شاید خدای ناکرده و زبانم لال یادشان رفت پرداخت کنند‌. بالاخره ناشر جایز الخطاست‌. اینکه عجیب نیست‌. این همه تهیه‌کننده تلویزیون هستند که یادشان می‌‌رود پول فیلمنامه‌نویس را بدهند‌. اما نکته تلختر و تعجب برانگیزتر در اینجاست که نویسنده‌های انقلاب اسلامی که طبق تکلیف خود و بنا بر تعهدات شخصی خود به انقلاب قلم می‌‌زنند از اوضاع بدتری برخوردارند‌. یعنی همان ماجرای کوزه‌گر و کوزه شکسته‌. به یاد بیاورید آن نویسنده‌هایی را که در انزوا و تنهایی و در اوج غربت جان سپردند و هیچ کس هیچ کجای این کشور نفهمید که یک نویسنده انقلابی هم یک جایی از این مملکت نفس آخرش را کشیده و الفاتحه‌. نویسنده هر چه انقلابی‌تر باشد تنهاتر است‌. البته بگذریم از سه چهار تا از این آقایآنکه نانشان در روغن که چه عرض کنم ! در عسل است و حسابی دارند با آن دمشان گردو می‌‌شکنند و بشکن می‌‌زنند‌. البته بشکن سنتی نه بشکن شیش و هشت و پاپ ! واقعاً چرا نباید از مسئولان انتظار داشت ؟ چرا نباید گلایه کرد ؟ چگونه در زمانی که نویسنده انقلابی و وزیر انقلابی و رئیس جمهور انقلابی در کنار هم جمع آمده‌اند‌، هنوز ته جیب نویسنده انقلابی سوراخ است‌. چشم‌هایمان را باز کنیم‌. تعارف را کنار بگذاریم‌. ما نه تلوزیون واقعاً انقلابی و اسلامی داریم و نه سینمای واقعاً انقلابی و اسلامی‌. در داستان هم که شرایط عیان است‌. من نمی خواهم خدای ناکرده حرف بدی بزنم یا سؤال خطایی طرح کنم‌، فقط می‌‌خواهم با لحنی التماسی بپرسم پس این همه پول و سرمایه که قرار است برای هنر انقلاب خرج شود کجا و برای کدامین هدف خرج می‌‌شود ؟ آیا سینما و ادبیات هنر نیست ؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار