
اخوانالمسلمین اردن و بازوی سیاسی آن یعنی جبههالعملالاسلامی مشارکت در انتخابات نوامبر 2010 را به دلایل مختلف از جمله مداخله و اعمال نفوذ دولت «سمیر رفاعی» تحریم کرد.
احزاب و گروههای سیاسی و سازمانهای جامعه مدنی اردن نیز از اخوانیها پیروی کردند. تحریمها و بایکوتها نشانههایی از بنبست دموکراسی و مشارکت سیاسی واقعی در اردن است.
بسیاری از ناظران سیاسی اردن و منطقه با کوتاه بودن عمر دولتهای این کشور آشنا هستند ولی از افزایش سقوط دولتهای اردنی در دوران حکومت ملک عبدالله دوم شگفت زده شده و به دنبال دلایل سیاسی، امنیتی و اقتصادی هستند. عمر دولتهای اردنی در عهد عبدالله دوم که در سال 1999 به تخت نشسته کوتاهتر و روند مشارکت سیاسی مردم و احزاب بحرانی شده است.
کثرتگرایی حزبی و سیاسی در این کشور که در سایه 1989 و در دوران ملک حسین آغاز شده اینک به بحران هویدا و پیچیدهای تبدیل شده و به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران مسائل این کشور کوچک خاورمیانهای، بنبست سیاسی این کشور را معلول عوامل زیر میدانند:
1-تبعات و تأثیرات تحول منطقه و جهان پس از حادثه 11 سپتامبر 2001
2-تأثیرات سیاسی، امنیتی، اقتصادی سقوط رژیم صدام حسین در آوریل 2003
3-عواقب و تبعات امضای قرارداد وادی عربه با رژیم صهیونیستی در نیمه دهه 90
4-کاهش ارزش و جایگاه اردن در معادلات منطقهای در پی اشغال عراق
5-کاهش اهمیت نقش بازیگری این کشور در طرحهای خاورمیانهای امریکا و رژیم صهیونیستی
6-تحولات سیاسی – امنیتی فلسطینیها پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و رخدادهای غزه.
با این حال برخی از آگاهان به مسائل اردن علل و ریشههای بنبست سیاسی در این کشور را به عوامل دیگری ارجاع میدهند از جمله:
الف- سیاست جدید ملک عبدالله دوم در قبال نیروها و متحدین داخلی خود از جماعت اخوانالمسلمین.
ب-تغییر رفتارهای نظام سیاسی اردن در قبال فلسطینیها پس از امضای قرارداد وادی عربه
ج- تدوین قوانین و مصوبههای حقوقی جهت مشخص کردن اردنی بودن شهروندان این کشور (که بر اساس آمارهای رسمی و غیررسمی بیش ازنصف جمعیت این کشور، فلسطینیتبار یا از آوارگان فلسطینی هستند).
د- تغییر تعامل نظام پادشاهی اردن در قبال بازیگران فلسطینی به ویژه در قبال حماس و دولت خودگردان.
ه- فشارهای اقتصادی به ویژه در پی جنگ آزادی کویت و اشغال عراق و افزایش هزینههای امنیتی این کشور در پیحوادث 11 سپتامبر.
و- واکنش طبقه متوسط در قبال سیاستهای اقتصادی و رفاهی دولتهای اردنی.
ز- از منظر برخی از پژوهشگران سیاسی نوسانات مناسبات میان اخوانیها و دولت اردن، نقش برجستهای در ایجاد بنبستهای سیاسی و اجتماعی داشته و دارد.
راز دوستی و دشمنی اخوانالمسلمین و حکومت اردن
اخوانالمسلمین اردن که در سال 1946 با حمایت از ملک عبدالله اول (جد پادشاه فعلی) و در دفاع از قضیه فلسطین و مبارزه با صهیونیستها پا به عرصه سیاست و فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، نهاد به طور سنتی طرفدار سیاست دربار بوده و در مقابله و مبارزه با کمونیسم و ناصریسم هم سنگر پادشاه اردنی بوده است.
با نگاهی به تاریخ مناسبات میان اخوانالمسلمین اردن و دربار هاشمی اردنی درمییابیم که پادشاه اردنی (چه ملک حسین (1999 - 1951) و چه پادشاه فعلی) از اخوانیها همچون یک ابزار علیه مخالفان خود استفاده کرده و اخوانیها از بابت این خدمات، گستره نفوذ و قلمرو سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را در میان جامعه اردنی توسعه میدادند. اخوانیهای اردن نفوذ سنتی در میان عشایر اردنی و شخصیتهای مذهبی و ملی فلسطین داشته و به همین خاطر آنها در دربار، دولت و نهادهای پارلمانی و قانونگذار نفوذ داشتهاند. تحولات اردن پس از امضای قرارداد وادی عربه با رژیم صهیونیستی نقش کلیدی در مختل شدن روابط سنتی و تاریخی میان اخوانیها و دربار داشته و این قضیه معلول عوامل زیر بوده است:
1-ارتباط تاریخی و سنتی اخوانیهای اردن با اخوانیهای فلسطینی و رهبران حماس و شخصیتهای ملی فلسطینی.
2-مخالفت اخوانیها با روند سازش دولت اردن با رژیم صهیونیستی.
3-فشارهای سیاسی - امنیتی دربار روی فعالیتهای اسلامی و مذهبی اخوانیها و دیگر جریانات اسلامی با دستورات امریکا به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر.
4-افزایش نقش عامل رژیم صهیونیستی در تحولات داخلی اردن و اعمال نفوذ این رژیم در دولت و دربار اردنی جهت تنگ کردن عرصه فعالیت اخوانیها و جریانات اسلامی مخالف این رژیم.
مشارکت نکردن اخوانالمسلمین اردن به مشروعیت انتخابات پارلمانی نوامبر 2010 آسیبهای گوناگونی خواهد زد و روند دموکراسی و مشارکت سیاسی مردمی در این کشور را به زیر سؤال خواهد برد و زمینهها و بسترها را برای افزایش گستره فعالیت جریانات معارضه جدید، آماده خواهد ساخت. دولت اردن و دربار اینک نگران مخالفان و معارضه سنتی نیستند بلکه بیشتر از فعالیت و حضور اپوزیسیون جدید در صحنه در هراس هستند، زیرا آنها قابل پیشبینی نیستند.