
جلسه محاکمه متهم در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدیکشکولی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
روشن، نماینده دادستان در ابتدای جلسه برای متهمان(پروانه و مهدی) به جرم مشارکت در آدمربایی و معاونت در قتل«زهره» به شیوه تهدید با چاقو، جنایت به مرده با بریدن بینی و خارج کردن چشمها تقاضای مجازات کرد. پس از آنکه اولیای دم درخواست قصاص کردند متهم در جایگاه حاضر و به دادگاه گفت:«من اتهام خود را قبول دارم و از اینکه مرتکب قتل شدهام پشیمان نیستم.» متهم گفت:«من از همسرم جدا شده بودم و پس از گذشت مدتی از او درخواست کردم که به صورت صیغه با هم ازدواج کنیم. او همواره با رفتار ناشایست خود زمینه رنجش مرا فراهم میکرد. من هرگز قادر نیستم که پرده از اعمال زشت او بردارم.»
متهم ادامه داد:«پس از آنکه با هم به صورت صیغه ازدواج کردیم او همواره به رفتار ناشایست خود ادامه داد. من یک شب که داشتم گوشی همسرم را کنترل میکردم با تصاویر زشتی از او مواجه شدم و دریافتم که او با کسی ارتباط پنهانی دارد. وقتی تصاویر را به او نشان دادم ترسید و به من گفت حتماً اشتباهی روی داده است.»
متهم گفت:«یک روز مأموران پلیس به خانهام مراجعه کردند و گفتند قصد بازرسی از ماشینم را دارند. آنها در بازرسی از ماشین من مقداری مواد مخدر کشف کردند. من دریافتم که همسرم آن مواد را در ماشینم گذاشته و به پلیس خبر داده است. با توطئه او من به سه سال حبس محکوم شدم اما تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.» متهم گفت:«من در زندان نقشه قتل همسرم را طراحی کردم، چرا که قبل از بازداشت به او گفتم که خودش را باید مرده حساب کند. نقشه خودم را با دخترعمهام (پروانه) مطرح کردم و از او درخواست کمک کردم. من از هنگامی که در زندان بودم با او در ارتباط بودم و با فریب خانوادهام توانستم برای مرخصی از زندان اعتمادشان را جلب کنم، بنابراین زمانی که با مرخصی من موافقت شد، زمینه اجرای نقشهام را فراهم کردم.»
متهم گفت:«پروانه مدت دو سال بود که جدا از همسرش زندگی میکرد و من به چشم یک مرد به او نگاه میکردم. او نیز برای حمل مواد به زندان محکوم شده و در مرخصی از زندان بهسر میبرد. شب موعود فرا رسید و همسرم در خانه مادرش بود. در حالی که پروانه رانندگی میکرد همه جوانب را در نظر گرفتم و منتظر فرصت مناسب شدم. شب از نیمه گذشته بود که از راه پشتبام وارد خانه شدم. در حالی که به چاقو، شوکر و گاز اشکآور مسلح بودم، پروانه با ماشین پشت در منتظر من بود. من همسرم را در خواب غافلگیر کرده و او را از خانه خارج کردم و توانستم او را به ماشین بکشانم.» متهم گفت:«سپس از شهر خارج شده و راهی جاده شریفآباد حوالی پاکدشت شدیم. من در کنار جاده او را از ماشین به زیر کشیدم و خیانتهایش را به او یادآوری کردم، او که به شدت ترسیده بود شروع به التماس کردن کرد که من اولین ضربه را به سینهاش زدم و او نقش بر زمین شد و 18 ضربه دیگر به او زدم.» متهم گفت:«جسدش را جایی قرار دادم که به آسانی کشف شود و هنگامی که در حال کشتن او بودم پروانه از ترس کمی دورتر منتظر من بود. وقتی به سمت ماشین میرفتم به یاد خیانتهایی افتادم که با چشم و زبانش در حق من کرده بود، بنابراین بازگشتم و پس از بریدن زبانش چشمهایش را از کاسه درآوردم.»
* آنچه پروانه گفت
در ادامه جلسه قاضی کشکولی پروانه را به جایگاه فراخواند و به اتهام مشارکت در آدمربایی و معاونت در قتل تفهیم اتهام کرد. او با انکار اتهام خود گفت:«مهدی به من علاقهمند بود و همسرم را تهدید کرده بود مرا طلاق دهد تا با او ازدواج کنم. روز حادثه من مهدی را پس از آزادیاش از زندان در خانه خالهام دیدم. او به من و خالهام گفت شب قبل همسرش(زهره) را به قتل رسانده است. خالهام وحشت کرده بود اما من تصور میکردم او شوخی میکند. مهدی از من درخواست کرد با هم برایش خانهای کرایه کنیم و تا زمان پیدا کردن خانه او را جایی مخفی کنم. من او را به خانه مادرم بردم و چند روز بعد فهمیدم پلیس به خانه پدرش حمله کرده و قصد دستگیری مهدی را داشته است. پس از آن زمان بود که دریافتم حرفهایش شوخی نبوده است، بنابراین مخفیگاهش را به پلیس اطلاع دادم.»
دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهمان وارد شور شد و با بررسی محتویات پرونده جلسه دادگاه را تجدید کرد.