کمبود صنایع آب شیرین رودخانهها منشأ تنش میان دولتهای آفریقایی بوده و آب در این قاره به عامل تعیینکنندهای در روابط دولتها با یکدیگر تبدیل شده است. به عقیده برخی از نظریهپردازان در آینده نه چندان دور، منابع آبی و تأمین غذا منشأ جنگ و درگیری خواهد شد و در مقابل عدهای بر این باورند که جنگ بر سر آب ناممکن است.در همین ارتباط رسانهای شدن تنشها میان مصر و کشورهای طرف علیای رودخانه نیل نشانهها و شاخصهایی از احتمال وقوع جنگ نمایان کرد. هیدروپلتیک یا ژئوپلتیک آب حوزه رود نیل این روزها پراهمیت شده است. برخی از پژوهشگران دلیل عمده اختلافات کشورهای سرچشمه نیل با مصر و سودان را سیاسی میدانند و رژیم صهیونیستی در این میان، نقش تحریککننده دارد. با شکست اجلاس «شرم الشیخ» در پیدا کردن راهکار مناسب جهت خروج از بنبست سهمیهبندی آب نیل، گروهی از کشورهای آفریقایی که با دیدگاهها و سیاست آبی قاره مخالفند، در «انتبه» (شهری در اوگاندا) گردآمده و به توافقاتی رسیدند و آن را پایه و مبانی برای حل مشکلات آبی رود نیل دانستند، قاهره و خارطوم توافقات انتبه را مردود دانسته و خواهان مذاکره جهت راهکار جدیدی شدند. این تحول میتواند روی هیدروپلتیک دره نیل آثار گوناگونی برجای بگذارد و همزمان با تحولات جدید در دره نیل و با فرار رسیدن سال 2011 و اجرای رفراندوم تعیین سرنوشت جنوب سودان احتمال میرود جنوب سودان از آن کشور جدا شود و در این صورت و با تشکیل واحد سیاسی جدید، ژئوپلتیک آب در دره نیل دچار تحولات شدیدی خواهد شد و ممکن است منطقه دره نیل به سوی یک تنش فراگیر و حتی یک جنگ منطقهای حرکت کند. احتمالات وقوع جنگ منطقهای در ابعاد مختلف به ویژه در بعد امنیتی - نظامی به سود رژیم صهیونیستی خواهد بود.رژیم صهیونیستی بیش از شش دهه است که در دره نیل به دلایل راهبردی و حتی دینی و عقیدتی فعالیت داشته و در تحولات سیاسی و امنیتی کشورهای این دره مستقیم و غیرمستقیم نقشآفرین بوده است. افسران و جاسوسان و تجار اسلحه صهیونیستی در دهههای گذشته در میان اقوام و قبایل این دره نفوذ کرده و در حوادث جنگ جنوب سودان با دولت مرکزی سودان و جنگ منطقهای و خانمانسوز دریاچههای بزرگ و قتل عام مردم رواندا نقش بسزایی داشتهاند و در این رهگذر این رژیم با استفاده از نفوذ استعمارگران سنتی و جدید غرب توانسته است نفوذ و جایگاهی در سیاست منطقهای این دره داشته باشد. در دو دهه اخیر و پس از فروپاشی شوروی صهیونیستها به عنوان متحد و همگرا با سیاستهای آفریقایی کاخ سفید عمل کرده و در تنزل و کاهش نفوذ فرانسه در منطقه دریاچههای بزرگ به طور مستقیم و غیرمستقیم نقش بازی کرده است. دیدار و سفر آویگدور لیبرمن وزیرخارجه صهیونیستی از پنج کشور آفریقایی در سال 2009 (در این سفر دورهای لیبرمن از کشورهای عمده نیل اتیوپی، کنیا و اوگاندا دیدن کرد) فصل تازهای از تحرکات این رژیم در عرصه آفریقا و دره نیل بوده است.رژیم صهیونیستی با اغلب کشورهای منطقه دره نیل روابط سنتی و تاریخی دارد. وضعیت روابط با این کشورها چنین است:1-اتیوپی: این کشور سرچشمههای 85 درصد کل منابع آبی مصر و سودان را در خاک خود داشته و جایگاه راهبردی در منطقه شاخ آفریقا دارد. در ابعاد گوناگون با رژیم صهیونیستی روابط گسترده و تاریخی دارد. در بعد جمعیتی نیز این سرزمین وطن فلانشا یا یهودیان آفریقایی بوده که رژیم صهیونیستی از آنها در توازن جمعیتی با فلسطینیها به خوبی استفاده کرده است. 2-اریتره: پس از استقلال در نیمه دوم 90، در مناقشات منطقهای شاخ آفریقا و دره نیل حضور داشته و به عنوان بازیگر و رقیب سنتی اتیوپی ظاهر شده است. این کشور عضو ناظر در تجمع کشورهای ابتکار عمل دره نیل است و مناسبات نظامی و امنیتی با صهیونیستها دارد.3-کنیا: رژیم صهیونیستی مناسبات گستردهای با نایروبی دارد و شرکتهای سرمایهگذاری و خدماتی این رژیم در پایتخت و شهرها و بنادر مهم این کشور حضوری فعال دارند.در مسئله آبی این کشور بسان سیاست آبی اتیوپی و اوگاندا در قبال مصر عمل نکرده و با تحفظ و تأمل عضو گروه کشورهای توافقنامه انتبه شده است.4-تانزانیا: از دوره «جولیوس نایرره» و آغاز استقلال این کشور در اوایل دهه 60 صهیونیستها با این کشور مناسبات دارند. دارالسلام با قرارداد 1929 جهت تنظیم توزیع آب نیل میان مصر و انگلیس امضا شده و با حق وتوی قاهره در آب نیل مانند سایر کشورهای سرچشمه و منبع نیل مخالفت دارد. 5-اوگاندا: این کشور یکی از چند سرزمینی بوده که قرار بود وطن و سرزمین یهودیان باشد. رژیم صهیونیستی در تشکیل ارتش این کشور و حمایت از رژیمهای دیکتاتوری آن، نقش کلیدی داشته است. اوگاندا به همراه اتیوپی در این منطقه حساس و راهبردی با سیاستهای رژیم صهیونیستی همگرا هستند. این کشور میزبان کشورهای معترض به سیاستهای آبی مصر بوده و اجلاس انتبه با هزینه و اشراف این کشور برگزار شده است.6-بروندی: موقعیت حساسی در منطقه دریاچههای بزرگ (که از منابع راهبردی رودخانه نیل است) دارد. انحصار استخراج الماس و طلای این سرزمین در دستان شرکتهای صهیونیستی است و در بعد نظامی – امنیتی این کشور با رژیم صهیونیستی قراردادهای زیادی منعقد کرده است.7-روندا: این سرزمین کانون قتل عامهای جنگ منطقهای دریاچههای بزرگ بوده است. رژیم صهیونیستی با همکاری امریکا نقش مهمی در کاهش نفوذ پاریس در این منطقه داشته است.8-کنگو دموکراتیک: شرکتهای سرمایهگذاری و معادن رژیم صهیونیستی در دوران حکومت موبوتو و حاکمیت کابیلاها (لوران کابیلا و فرزندش جوزف کابیلا) اعضای استخراج، صنعت و تجارت الماس و طلا و معادن استراتژیکی چون مس و پلاتین این کشور را در انحصار خود دارند. صهیونیستها در بعد نظامی و امنیتی از رژیم جوزف کابیلا حمایت کرده و گارد کاخ ریاست جمهوری و محافظان رئیس جمهور این کشور تحت نظر افسران ارتش اسرائیل و موساد است.کنگو دموکراتیک به همراه اوگاندا، کنیا و اتیوپی نقش مهمی در تحولات جنوب سودان داشته و با رژیم صهیونیستی در این روند تحولات همکاری و همگرایی داشتهاند.9-جنوب سودان: جدایی جنوب سودان یکی از نتایج احتمالی رفراندوم ژانویه 2011 در آن کشور است. موقعیت حساس این منطقه میتواند عامل مهمی در تحول هیدروپلتیک منطقه دره نیل باشد و هرگونه تنشی در این منطقه میتواند روی امنیت منابع آبی سودان و مصر در ابعاد مختلف تأثیرگذار باشد. مقامات و رهبران کلیدی جنوب سودان با برقراری روابط و تأسیس سفارت رژیم صهیونیستی در «جوبا» (پایتخت جنوب سودان) هیچگونه مخالفتی ندارند بلکه از این رخداد استقبال خواهند کرد، زیرا روابط صهیونیستها با رهبران این منطقه تاریخی بوده است.10- سودان: رژیم «جعفر نمیری» (1985 – 1969) قرارداد کمپ دیوید و سیاستهای سادات را تأیید کرده ولی افسران اسلامگرا به رهبری ژنرال البشیر (اکنون – 1989) همواره حامی قضیه فلسطین و مخالف سیاستهای تجاوزکارانه صهیونیستها بوده اند.اشغالگران قدس تاکنون از برقراری روابط با سودان مأیوس شده، اما سعی دارند دولت سودان را با انواع فشارها و سیاستهای ایذایی به عادیسازی روابط با این رژیم وادار سازند.11-مصر: گرچه رژیم صهیونیستی در قاهره در پیانعقاد قرارداد کمپ دیوید سفارتخانه دارد ولی جهت حذف و کاهش قدرت منطقهای مصر تلاش دارد کشورهای دره نیل را علیه قاهره تحریک کند و امنیت ملی مصر را به خطر بیندازد.