
قاسم غفوری - هر چند که دو کشور در بعد اقتصادی روابط گستردهای دارند اما در عمل در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامیدر تقابل آرام و بعضاً تهدید آمیز با یکدیگر قرار دارند. هر چند که چین بر اساس خطوط قرمز خود با محوریت حفظ تمامیت و یکپارچگی چین واحد و نیز بازیگری فعال سیاسی و اقتصادی در جهان در برابر تحرکات آمریکا ایستادگی میکند اما واشنگتن هر روز بر محاصره بیشتر پکن اصرار میورزد. بر اساس سیاستهای راهبردی شورای روابط خارجیایالات متحده، پکن در سالهای آینده به عنوان مهمترین رقیب امریکا ایفای نقش خواهد کرد بنابر این هم اکنون باید به مقابله آرام با آن پرداخت هر چند که تقابل نظامی میان طرفین نبایدایجاد شود. هانتینگتون نظریه پرداز بزرگ آمریکایی نیز در نظریه برخورد تمدنها تأکید میکند که مکتب کنفسیوس با محوریت چین در کنار اسلام قدرت آینده جهان را در دست خواهند گرفت بنابر این مهار جداگانه هرکدام از این تمدنها و حتی اختلاف افکنی میان آنان امری ضروری است.
هر چند اوباما رئیسجمهور امریکا با سفر به چین و نیز هوجین تائو رئیسجمهور چین با حضور در واشنگتن گامهایی برای کاهش تنشها برداشتهاند اما همچنان تقابلها میان طرفین ادامه دارد. نکته قابل توجه در تقابلها میان امریکا و چین تحرکات گسترده واشنگتن برای محاصره و به عبارتی مهار نظامی چین است. ادامه دخالت در امور تبت و سین کیانگ، افزایش مبادلات نظامی با تایوان با فروش بیش از 6 میلیارد دلار تسلیحات به این منطقه، تکرار ادعاها در زمینه حقوق بشر در چین، تأکید امریکا بر حفظ 47 هزار نیرو در ژاپن و بیش از 30 هزار نیرو در کره جنوبی، تأسیس پایگاه نظامی در هند و پاکستان، ادامه اشغال افغانستان، احداث پایگاه جدید نظامی در قرقیزستان و. . . از جمله فعالیتهای امریکا برای توسعه ظرفیتهای نظامی در مرزهای چین میباشد. در شدیدترین تهدید علیه امنیت ملی چین، امریکا و ویتنام دو دشمن دوران جنگ سرد همزمان با ورود ابرناو هواپیما بر هستهای جورج واشنگتن به آبهای ساحلی ویتنام-17 مرداد- روابط نظامیرو به شکوفایی خود را نشان دادند و یک پیام آشکار را ارسال کردند که چین تنها بازیگر بزرگ این منطقه به حساب نمیآید. ماه گذشته در جریان یک جلسه امنیتی آسیایی در هانوی، پایتخت ویتنام هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه امریکا با درخواست غیر منتظرهاش از چین مبنی بر اینکه این کشور باید اختلافات ارضی با کشورهای همسایه خود در جنوب شرق آسیا بر سر جزایر دریای چین جنوبی را حل کند پکن را خشمگین کرد. امریکا با این اقدامات رسماً منافع چین را در دریای زرد به چالش کشیده است.
همچنین امریکا برای تشدید اعمال فشارها بر چین با عنوان مقابله با کره شمالی به برگزاری رزمایش مشترک با کره جنوبی پرداخت. کره جنوبی و امریکا رزمایش مشترک دیگری موسوم به «اولچی فریدم گاردین» قرار است 16 تا 26 سپتامبر در دریای زرد برگزار کنند تا نشانگر تشدید فشارها بر پکن باشد. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که امریکا و متحدان آن در ناتو به بهانههای مختلف بهویژه ایجاد بحرانهای امنیتی و مبارزه با تروریسم به دنبال توسعه نفوذ در شرق آسیا هستند که هدف نهایی آنها نیز سلطه بر چین میباشد. این کشورها دریافتهاند که پکن با ظرفیتهای اقتصادی در سالهای آینده به قطب اول جهان مبدل میشود بنابر این از هم اکنون با نظامیگری به دنبال مهار آن هستند.
تحرکات نظامی امریکا و ناتو در منطقه چند هدف را پیگیری میکند اولاً سوق دادن چین به خریدهای تسلیحاتی که عملاً این کشور را از مسیر اقتصادی به مسیر نظامی سوق میدهد که میتواند به اقتصاد و جایگاه جهانی آن لطمه وارد سازد. این امر میتواند سایر کشورهای منطقه را نیز به خرید تسلیحات از امریکا و اروپا وادار سازد که در شرایط کنونی برای اقتصاد این کشورها بسیار مهم است. ثانیاً، ایجاد چالشهای منطقهای با همسایگان با هدف مشغول داشتن پکن به تحولات منطقهای و دور شدن از اهداف بینالمللی. ثالثاً اعمال فشار بر چین برای پذیرش اهداف منطقهای آنها. رابعا، برخی ناظران سیاسی نیز تأکید دارند که اوباما و حزب دموکرات برای جلب رضایت افراطیون در انتخابات میان دورهای کنگره ( آبان ماه) تشدید فشارها بر آنچه دشمنان امریکا نامیده میشوند را در پیش گرفتهاند که بخشی از آن شامل چین میشود. آمریکا در حالی با تشدید محاصره چین به دنبال این اهداف است که پکن نیز با برگزاری رزمایشهای نظامی، استفاده از ابزار اقتصادی برای عقب راندن اروپا و امریکا در منطقه و در نهایت ایجاد اتحادیههای منطقهای برای مقابله با این روند فعالیت میکند. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که برخی عقب نشینیهای پکن در برابر غرب از جمله در عرصه پرونده هستهای ایران از عوامل افزایش فشارها بر چین عنوان کردهاند. پکن همچنین با توسعه روابط با قاره آفریقا، خاورمیانه و آمریکای لاتین به دنبال سعی در یافتن متحدانی برای مقابله با تهدیدات امریکا و اروپا است که تا حدودی موفق بوده است. در جمع بندی کلی از تحولات شرق آسیا میتوان گفت که در کنار تقابلها و چالشهای اقتصادی و سیاسی، رقابتی نظامی میان چین و امریکا در حال شکلگیری است که تحرکات کنونی امریکا در منطقه گواهی بر این مسأله است. امری که میتواند تقابل طرفین در سایر عرصه را نیز به همراه داشته باشد هر چند که طرفین در ظاهر بر بهبود مناسبات و کاهش تنشها تأکید میکنند.