
سجاد طایری - به عنوان نمونه مایکلهایدن، رئیس پیشین سیا حمله نظامی به ایران را گریزناپذیر خوانده است.وی معتقد است که اقدام نظامی علیه ایران محتملتر شده است؛ زیرا این کشور بدون توجه به اقدامهای دیپلماتیک ایالات متحده، برنامه مشکوک هستهای خود را پیش میبرد. به اعتقاد رئیس پیشین سیا، استفاده از گزینه نظامی شاید بدترین پیامد را به همراه نداشته باشد. هیدن معتقد است نزدیک شدن ایران به قابلیتهای هستهای به همان اندازه موجب بیثباتی خاورمیانه خواهد شد که این کشور به سلاح هستهای مجهز شود. این سخنان در حالی ادا میشود که بیش از ۴۰ نماینده کنگره امریکا طی لایحهای، خواستار این شدهاند که دولت امریکا در صورت عدم تغییر موضع هستهای ایران، از حمله نظامی اسرائیل به این کشور حمایت کند. پیش از این، ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل گفته بود زمانی میرسد که استفاده از زور علیه ایران، نه تنها لازم بلکه از نظر اخلاقی نیز موجه است. چنین زمزمههایی اخیراً از سوی مقامات نظامی امریکایی نیز به گوش رسیده که گفتهاند چنانکه تحریمها برای متوقف کردن برنامههای هستهای جمهوری اسلامی ایران کارگر نباشد، همه گزینهها از جمله گزینه نظامی علیه ایران روی میز قرار دارد. از سوی دیگر در روزهای گذشته، اسرائیل برای دفاع از خود به تدابیر امنیتی بیشتری دست زده است. بر این اساس مقامات اسرائیلی و امریکایی، توافقنامهای را برای ایجاد سپر دفاع موشکی توسط موشکهای موسوم به «پیکان» بر فراز خاک سرزمینهای اشغالی امضا کردهاند. نسل سوم موشکهای «پیکان» که در حال تکمیل است، مشترکاً توسط یک شرکت دولتی اسرائیل و شرکت امریکایی بوئینگ دنبال میشود. بنا بر اظهارات مقامات اسرائیلی، طرح توسعه موشکهای دفاعی پیکان میتواند موشکهای بالستیک دوربرد را که احتمالاً از سوی ایران به طرف اسرائیل پرتاب شود، در ارتفاع بالا منهدم کند. علاوه بر این در گزارش ویژهای که هفته گذشته در کانال دو تلویزیون اسرائیل پخش شد، سناریوهای مختلف حمله همراه با تصاویر جذاب گرافیکی تشریح شد. گزینههای اصلی به ترتیبی که در این گزارش وجود داشت، بر اساس محتملترین تا بعیدترین، به شرح زیر بود:1. از اسرائیل تا عربستان سعودی و از آنجا تا ایران: در این سناریو اسرائیل باید مجوز عبور از حریم هوایی تنها یک کشور (عربستان) را به دست آورد. همچنین در طول این فاصله 1600 کیلومتری، جنگندههای اسرائیلی باید بر فراز خاک عربستان سوختگیری نمایند. 2. از اسرائیل به اردن، عراق و سپس به ایران: در این سناریو اسرائیل باید مجوز عبور از حریم هوایی دو کشور اردن و عراق را کسب کند. همچنین در طول این فاصله 1600 کیلومتری، جنگندههای اسرائیلی باید بر فراز خاک عراق و نه چندان دور از مرز این کشور با ایران سوختگیری نمایند. 3. از اسرائیل به اردن سپس به عربستان و از آنجا به ایران: در این سناریو اسرائیل باید مجوز عبور از حریم هوایی دو کشور اردن و عربستان را کسب کند. همچنین در طول این فاصله 2000 کیلومتری، جنگندههای اسرائیلی باید بر فراز خاک عربستان در نزدیکی مرزهای این کشور با عراق و کویت سوختگیری نمایند. 4. از اسرائیل به سوریه سپس به ترکیه و از آنجا به ایران: در این سناریو اسرائیل باید مجوز عبور از حریم هوایی دو کشور سوریه و ترکیه را کسب کند. همچنین در طول این فاصله 1800 کیلومتری، جنگندههای اسرائیلی باید بر فراز جنوب شرقی ترکیه، نزدیکی مرزهای این کشور با عراق و ایران سوختگیری نمایند. با توجه به روابط پرتنش اسرائیل با سوریه و ترکیه استفاده از حریم هوایی این کشورها بعید به نظر میرسد. 5. از اسرائیل به سوریه سپس به عراق و از آنجا به ایران: در این سناریو اسرائیل باید مجوز عبور از حریم هوایی دو کشور سوریه و عراق را کسب کند. همچنین در طول این فاصله 1500 کیلومتری، جنگندههای اسرائیلی باید بر فراز شمال عراق سوختگیری نمایند. اگر چه این یک راه میانبر است، اما بسیار نامحتمل میباشد. با توجه به این اظهار نظرها و اقدامات، این سؤال پیش میآید که خطر جنگ چقدر جدی است و آیا امریکا و اسرائیل از توان تهاجم نظامی به ایران برخوردار هستند یا خیر؟واقعیت آن است که برنامه صلح آمیز هستهای ایران، خوراک تبلیغاتی مناسبی برای نئوکانهای امریکایی و اسرائیل به وجود آورده است. آنان سعی میکنند سیاست جمهوری اسلامی ایران در پیگیری حقوق مشروع و مسلم خود درباره فعالیتهای هستهای را اقدامی تحریکآمیز و ماجراجویانه جلوه دهند. بر این اساس مقامات امریکایی و اسرائیلی، ادبیات و واکنش رهبران ایران در مواجهه با قطعنامههای شورای امنیت را بهانهای قانونی برای موجه کردن اقدام نظامی خود میخوانند! بدین ترتیب آنها قصد دارند از یک سو زمینههای ایجاد جنگ روانی علیه ایران را فراهم سازند و از سوی دیگر با کوبیدن بر طبل جنگ، فرصت مذاکره را عملاً از بین ببرند. در این بین بهرغم تمام صحبتها و اقداماتی که برای حمله نظامی به ایران صورت میگیرد، باید توجه داشت که تهاجم نظامی به ایران بیش از آنکه یک تهدید واقعی باشد، یک جنگ روانی است. به نحوی که نه امریکا و نه رژیم صهیونیستی، هیچ یک از توان تهاجم نظامی به ایران برخوردار نیستند. اگر چه اسرائیل احساس میکند که مورد تهدید برنامههای اتمی ایران قرار گرفته است، اما مدام اصرار میکند که دیگران هم مورد این تهدید قرار دارند. اسرائیل میگوید که مجامع بینالمللی و نه خود اسرائیل باید برای متوقف کردن این برنامهها تلاش کنند. این اصرار اسرائیل به کشاندن پای دیگران به مسأله هستهای ایران نشان میدهد که رژیم صهیونیستی از توان تهاجم نظامی به ایران برخوردار نیست، زیرا با توجه به تهدیدی که از این بابت احساس میکند، اگر توان تهاجم نظامی را داشت، بدون معطلی دست به این کار میزد و دیگر در پی جلب نظر سایرین بر نمیآمد. بنابراین در شرایطی که رژیم صهیونیستی به تنهایی از توان تهاجم نظامی به ایران برخوردار نیست، میتوان چنین متصور شد که هرگونه حمله اسرائیل به ایران با آگاهی و تأیید و همکاری امریکا صورت خواهد گرفت. با این حال بررسی اوضاع ایالات متحده نیز نشان میدهد که واشنگتن درگیر مشکلات و چالشهای فراوانی است و توان آغاز یک جنگ جدید را ندارد. مشکلات پیش روی اوباما در عراق و افغانستان به همراه بحران مالی که پیامدهایی نظیر افزایش فقر و بیکاری را در داخل امریکا در پی داشته است، عملاً قدرت و توانی برای کاخ سفید جهت حمله نظامی به ایران باقی نگذاشته است. به خصوص که امریکاییها به خوبی به عواقب ناگوار چنین عملی در سطوح منطقهای و بینالمللی نیز واقف هستند، زیرا مسلما هرگونه تهاجم نظامی به ایران، نه تنها پاسخی کوبنده از سوی نیروهای نظامی را در بر خواهد داشت، بلکه میتواند احساسات ملی مردم را دامن بزند و در نهایت به تثبیت جمهوری اسلامی بینجامد. از این رو بسیاری از سردمداران کشورهای خارجی و همچنین بسیاری از مقامات داخلی در امریکا میکوشند زمینه را برای سرزنش کردن اسرائیل به سبب فشار آوردن به امریکا برای حمله نظامی به ایران مهیا سازند.