با گذشت چهار سال از زمان مرگ مغزی آریل شارون نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در 5 ژوئن 2006 میلادی، اواسط هفته گذشته منابع خبری به نقل از مسئولان بیمارستان حداثه که وی در آن بستری است، از کارافتادن قلب وی و مرگ فیزیکیاش خبر دادند.
با این حال در چند روزی که از انتشار و افشای این خبر میگذرد هنوز منابع رسمی صهیونیستی مواضعی در تأیید و یا رد این خبر اتخاذ نکردهاند.
حال سؤالی که در این خصوص مطرح است اینکه چرا مسئولان اسرائیلی از اعلام خبر مرگ شارون وحشت دارند و یا اساساً چرا بهرغم اینکه هیچ علائم جدی از حیات وی در چهار سال گذشته مشاهده نشده است اما باز برای حفظ وجود شارون در این وضعیت نیز تکاپو میشود؟ آیا این تکاپوها به منزله اهمیتی است که صهیونیستها به مسئولان خود بخصوص شخص شارون قائلند و یا دلایل سیاسی خاصی دارد؟
در پاسخ به این سؤالها که با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند باید گفت که آریل شارون به همراه شیمون پرز رئیسجمهور کنونی از آخرین افراد از نسل قدیم و بنیانگذار موجودیت رژیم صهیونیستی محسوب میشده که در حال حاضر این رژیم جایگزینی برای آنها ندارد و این درحالی است که تجربه تحولات چند سال اخیر نشان داده است که نسل جدید رهبران این رژیم با خلأ اساسی در مدیریت سیاسیشان مواجه بودهاند به گونهای که ایهود اولمرت جانشین شارون دو شکست بزرگ را در کارنامه این رژیم به ثبت رساند و یا مانند نتانیاهو و لیبرمن با اتخاذ سیاست ضد صلح بیسابقهترین تنش و شکاف را در روابط میان این رژیم و متحدان غربی ان ایجاد کردهاند.
از این رو به نظر میرسد رژیم صهیونیستی از تقلا برای جلوگیری از تبدیل مرگ مغزی شارون به مرگ فیزیکی تلاش میکند پیوندی را بین نسل جدید رهبران و رهبران قدیمی خود که نسبتاً از مشروعیت و مقبولیت بالایی در بین صهیونیستها برخوردار بودند، برقرار سازد.
علاوه بر این مرگ مغزی شارون در زمانی اتفاق افتاد که وی به شدت به علت اجرای طرح یکجانبه خروج از غزه و یا تحقق نیافتن وعده خود برای مهار انتفاضه مسجد الاقصی در سه ماه، تحت فشارها و انتقادهای شدید داخلی بود و بر همین اساس این احتمال وجود دارد که مرگ مغزی در نتیجه تسویهحساب داخلی صورت گرفته است و از این لحاظ به نظر میرسد مسئولان صهیونیستی از این نگران هستند که اعلام رسمی مرگ شارون موجب تشدید اختلافات داخلی شود.
گذشته از این در بین عوامل مذهبی صهیونیستی نیز در خصوص حفظ شارون در وضعیت بلاتکلیفی کنونی اختلاف نظر است به گونهای که گروهی از خاخامها معتقدند بودند که به رغم مرگ مغزی وی، اما تا زمانی که قلب او با دستگاه به حیات ادامه میدهد، باید تنفس مصنوعی را ادامه داد و توقف آن از نظر آنان کاری حرام است و قتل به شمار میرفت.
اما دستهای دیگر از خاخامها میگفتند با توجه به اینکه مرگ مغزی با مرگ تفاوت چندانی ندارد، بهتر است تنفس مصنوعی متوقف شود.
البته این بحثها به چند سال گذشته مربوط میشود اما آنچه که در چند روز اخیر مطرح است اینکه گویا قلب شارون نیز از کار افتاده است اما صهیونیستها در اعلام رسمی مرگ شارون دودل و نگران هستند. بر همین اساس برخی از کارشناسان معتقدند که ارتباطی معنادار بین افشای خبر مرگ شارون و حمله تحریکآمیز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان وجود دارد که بر اساس آن این رژیم میکوشید از این اقدام تحریک آمیز برای تحت الشعاع قرار دادن خبر مرگ شارون استفاده کند اما واکنش غیرمنتظره و قاطع ارتش لبنان شکست جدیدی را در کارنامه این رژیم به ثبت رساند و ابهت و هیمنه ارتش صهیونیستی را که پس از شکست در جنگ 33 روزه درصدد ترمیم آن برآمده بود، زیر سؤال برد.