
آنچه باعث تأسف و تأسی متدین و امت حزب الله در شرایط کنونی شده است، وضعیت حجاب و عفاف در جامعه است. وضعیتی که هر روز بدتر از دیروز میشود و متأسفانه هیچ کدام از نهادها و دستگاههای مسئول حرکتی در خور ستایش در این رابطه انجام ندادهاند.یکی از شاخصههایی که مردم در انتخابات دور نهم و دهم برای انتخاب احمدینژاد ملحوظ نظر قرار دادند، پایبندی به اصول و مبانی اسلامی و انقلابی شخصیت ایشان بود. شاخصهای که نه تنها باعث بهتر شدن وضعیت عفاف و حجاب در جامعه بعد از افتضاحات دولتهای قبلی به خصوص اصلاحات نشد بلکه آن را به مراتب بدتر و اسفبارتر کرد. اظهار نظر رئیسجمهور در این رابطه هم که باعث ناراحتی قشر متدین و اعظم جامعه شده بود به بحرانیتر کردن شرایط کمک شایانی کرد. به راستی مردمی که خواهان برپایی و رسوخ تعالیم و مبانی دینی در کشور و جامعه هستند و به خاطر همین هدف والا انقلاب کرده بودند، با چه شرایط و تمهیداتی از سوی عموم جامعه و بالاخص دولت و دستگاههای موظف میتوانند امیدوار به بهبود وضع اسفبار کنونی باشند.
دکتر شعبان حقپرست که دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی خود را از دانشکده الهیات دانشگاه تهران اخذ کرده است در این رابطه با ما به گفتوگو نشسته است. اهمیت حجاب و عفاف را در دین اسلام چگونه تبیین میفرمایید؟اهمیت بحث حجاب از اینجا شروع میشود که اسلام در راستای فرهنگ حجاب به دنبال ایجاد امنیت روحی- روانی در جامعه است. امنیت شکلهای مختلف دارد به عنوان مثال، امنیت جانی، مالی، روحی، فرهنگی، اقتصادی، عرضی وناموسی و.... در بخش امنیت جسمی و روحی میتوان گفت در اسلام روح، اصل و جسم و کالبد ظاهری فرع میباشد. بنابراین امنیت روحی – روانی مهمتر از امنیت جسمی است. ولی در عین حال اسلام در حوزه تأمین امنیت جسم مردم تأکیدات بسیار زیادی دارد و شدیدترین برخوردها را در کتاب و سنت با کسانی که امنیت جسمی و جانی مردم را به خطر میاندازند، کرده است. به عنوان نمونه براساس آیه 33 سوره مائده، کسانی که به عنوان محارب، با اغتشاش و رعب و وحشت، امنیت جامعه را به خطر میاندازند و مثلاً با بمبگذاری جان مردم را تهدید میکنند، اموال مردم را به غارت میبرند و به تخریب اموال عمومی دست میزنند، دستور اعدام، به صلیب کشیدن، قطع دست و پا در جهت مخالف و تبعید آنها را میدهد و در پایان میفرماید این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت عذاب بزرگی در انتظارشان است. یا درباره کسانی که عمداً و به ناحق انسان بیگناهی را به قتل میرسانند اولاً براساس آیه 32 سوره مائده مانند این است که تمام مردم دنیا را به قتل رسانده است و ثانیاً طبق آیات 178 ، 179 و 194 سوره بقره دستور قصاص قاتل را صادر کرده است. گرچه میان حالات جسم و روح تعامل وجود دارد بدین معنا که ناراحتی جسمی در روح انسان اثر میگذارد و ناراحتی روحی در جسم انسان مؤثر است. همچنانکه خوشی و سرور جسمی در روح تأثیر میگذارد و بالعکس اما در عین حال هر عاقلی میداند که امنیت روحی- روانی مهمتر از امنیت جسمی است. در مکتب اسلام، برای امنیت روحی- روانی مردم در جامعه ارزش خاصی در نظر گرفته شده است، به عنوان مثال لکهدار کردن حیثیت مردان و زنان مؤمن را با تهمتهای ناروا، گناه کبیره قلمداد کرده و به کسانی که زنان و مردان پاکدامن را به زنا متهم میکنند و چهار شاهد بر اثبات مدعای خود ندارند براساس آیه چهار سوره نور، فاسق نامیده و علاوه بر اینکه الی الابد شهادتشان قبول نمیشود با 80 ضربه تازیانه باید به مجازات برسند.نگاه اسلام به امنیت چگونه قابل بررسی است؟از نگاه کتاب و سنت، امنیت در هر حوزهای زاییده نظم است، نظم هم با عمل به قوانین و مقررات به وجود میآید و در سایه امنیت است که استعدادها شکوفا میشود، در نتیجه جامعه مسیر ترقی و تعالی را به سرعت طی خواهد کرد، بنابراین اگر اسلام نسبت به امنیت جسمی و روحی- روانی مردم حساس است، قبل از این قوانین و مقررات و باید و نبایدهایی را برای ایجاد چنین امنیتی طراحی کرده است. نگاه اسلام به حجاب از این زاویه قابل بررسی است، به این معنی که اگر زنان مطابق طراحی اسلام حجاب خود را رعایت کنند، امنیت روحی – روانی برای مردان به وجود میآید و خود نیز از بسیاری از خطرات حفظ میشوند. حجاب یکی از مصادیق فرهنگ عفاف در جامعه است. حفظ عفت آنقدر از اهمیت برخوردار است که پیامبر اکرم (ص) در یکی از سخنانش برای امت خود دعا میکند و میفرماید: خدایا به محمد و آل محمد و کسانی که محمد و آل محمد را دوست دارند، دو چیز ارزانی کن؛ یکی عفت و دیگری کفاف. کفاف یعنی آنقدر داشته باشند که دست نیاز به سوی این و آن دراز نکنند.امنیت جسمی از اهمیت بیشتری برخوردار است یا امنیت روحی - روانی، چرا؟متأسفانه ما در تأمین امنیت جسمی مردم حساسیت بیشتری نسبت به امنیت روحی- روانی آنها قائل شدهایم. به عنوان مثال، کمربند ایمنی را اجباری کردیم و به تدریج نهادینه شد. برای سرعت غیرمجاز، جریمههای سنگین در نظر گرفتیم، کلاه ایمنی را برای موتورسواران و معاینه فنی وسایل نقلیه نیز اجباری کردیم همه این سختگیریها برای آن است که جسم و جان مردم سالم بماند و جالب این است که مردم هم به تدریج به این مقررات عمل کردند و عموماً رعایت میکنند. چون انسان عاقل میداند که این کارها به نفعش است و به ضررش نیست و جسم و جان او سالم میماند. اما در مورد حجاب که باعث حفظ امنیت روحی- روانی مردم میشود و در بسیاری موارد از تزلزل در بنیان خانوادهها و از هم پاشیدن آن جلوگیری میکند، سرمایهگذاری نکردیم و این در حالی است که امنیت حاصل از حجاب در جامعه بسیار مهمتر و حساستر از امنیت جانی مردم در مثالهای بالاست. اگر جوانی که در آستانه ازدواج است ولی امکان ازدواج برای او فراهم نیست زنی را با ظاهر نامناسب و زننده ببیند به شدت از لحاظ روحی آسیب میبیند و زندگی او تحت تأثیر این رفتار ناشایست قرار میگیرد.معنای تحت اللفظی کلمه «حجاب» چیست، مصادیق آن کدام است و آیا فقط مختص به زنان است؟مسأله بعد این است که کلمه حجاب در لغت به دو معنای پوشیدن و پوشش آمده است، گاهی نیز به معنای هر چیزی که میان دو شیء جدایی انداخته و مانع رسیدن آن دو به یکدیگر شود، به کار رفته است چنانکه در آیه 46 سوره اعراف آمده است: وبینهما حجاب، مراد از حجاب در این آیه چیزی است که مانع از رسیدن لذت بهشتیان به اهل آتش و مانع از رسیدن آزار و اذیت اهل آتش به بهشتیان میشود. در مجموع میتوان گفت امروزه چادر حجاب برتر برای زنان محسوب میشود گرچه نمیتوانیم بگوییم اگر کسی با یک پوشش دیگری مقدار واجب را بپوشاند با حجاب نیست، منتها نوع پوشش نباید به گونهای باشد که باعث جلب نظر نامحرم شود که در چنین صورتی آن نوع پوشش حرام خواهد بود و به صورت یک قاعده کلی میتوان گفت، هرگونه رفتار و گفتار و پوششی که باعث شود نظر نامحرم جلب شود حرام خواهد بود حتی در راه رفتن، سخن گفتن، استفاده از آرایش و عطریات و مانند آن. به همین دلیل ملاحظه میکنیم که خدای متعال به زنان پیامبر اکرم (ص) میفرماید:«فلاتحضغن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض (احزاب ، آیه 32) با مردان نامحرم به گونهای هوسانگیز و با ناز و کرشمه سخن نگویید تا بیماردلان در شما طمع کنند. مسأله حجاب آنقدر از حساسیت برخوردار است که اگر کسی منکر وجوب حجاب شود و بداند این انکار او به انکار خدا و رسول برمیگردد، مرتد خواهد بود و از دین خارج خواهد شد.نقش حجاب را در تحکیم خانواده چگونه ارزیابی میکنید و آیا بدحجابی تأثیری در پدیدههایی مانند طلاق دارد؟یکی از علل اصلی طلاق، عدم رعایت دستورات اسلام در تشکیل خانواده و در تداوم و بقای آن است. اگر ایمان زن و مرد ملاک اصلی در ازدواج باشد، آنگاه به دنبال وجود ایمان، امنیت در خانوادهها ایجاد میشود و از هرگزندی مصون میشود. زنی که در ملأ عام در برابر نامحرمان حجاب را رعایت نمیکند و زیباییهای خود را برای آنها عرضه میکند، در واقع مؤمن نیست و هرجا ایمان نباشد، امنیت نیست و طلاق یکی از محصولات عدم وجود ایمان و امنیت است. در محیطی که حجاب وجود دارد، دو همسر به یکدیگر تعلق دارند و احساسات و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است، اما در بازار آزاد برهنگی و بدحجابی، مقام زن را در حد یک کالای مشترکی درمیآورد که همگان میتوانند از او استفاده کنند و پیمان زناشویی قداست خود را از دست میدهد، آنگاه رابطه محبتآمیزی که میان زن و شوهر باید باشد، سست میشود و بهتدریج بنیان خانواده از هم پاشیده میشود و خانوادهها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی میگردند، با این توضیح معلوم میشود میان بدحجابی و طلاق رابطه معناداری وجود دارد.حجاب تا چه اندازه یک امر شخصی است و تا چه اندازه یک امر عمومی و اجتماعی؟اگر ملاک در شخصی بودن امری، سلیقهای بودن آن باشد، صددرصد باید بگوییم که حجاب یک امر شخصی محسوب نمیشود. بهعنوان مثال انتخاب رنگ برای لباس یک امر سلیقهای است، یکی رنگ زرد را میپسندد، دیگری رنگ آبی و بههمین ترتیب. درعلاقه به شعر و شاعر یکی شعر حافظ را میپسندد دیگری سعدی را، بسته به سلیقه افراد است. اما حجاب اینگونه نیست که یک امر شخصی باشد، بلکه پس از پذیرش اسلام و بعد از اینکه فردی مسلمان شد، باید به این واجب الهی تن دهد و آن را رعایت کند، زیرا عدم رعایت این فریضه الهی، آثار بسیار سوئی را در جامعه میگذارد، فساد و تباهی را در جامعه گسترش میدهد، جلو رشد و تعالی انسانها را میگیرد، بنیان خانوادهها را سست میکند، باعث افزایش طلاق میشود، زنان را در حد یک کالا تنزل میدهد و مانند آن، بنابراین به این معنا یک بدحجاب نمیتواند بگوید «چار دیواری اختیاری» یا «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» زیرا اقدام اینگونه افراد شبیه مسافر یک کشتی است که در اتاقک خود مشغول سوراخ کردن کشتی میشود، او بااین کار خود، هم خود را و هم تمام مسافران کشتی را غرق میکند. قاعده کلی این است که زن باید خود را از نامحرم بپوشاند و او را تحریک نکند، خواه در داخل خانه یا مدرسه یا دانشگاه یا بازار یا در عرصه اجتماع. تنها استثنا آن است که در مقابل محارم خود آزاد است.آیا رعایت نکردن حجاب در سطح جامعه باعث تضییع حقوق دیگران میشود؟قرآن کریم میفرماید: «ولاتعاونوا علیالأثموالعدوان (مائده، آیه2) درگناه و تجاوز یکدیگر را کمک نکنید. زنی که حجاب را رعایت نمیکند در واقع به دیگران کمک میکند تا مرتکب گناه شوند، به عبارت دیگر زمینه گناه را برای دیگران فراهم میکند و حال آنکه حق هرانسانی آن است که خدا را بپرستد و از دستورات او اطاعت کند و سرپیچی ننماید و در یک کلمه گناه نکند. اینگونه زنان در واقع حقوق مردان را ضایع میکنند. یک جوان که در دانشگاه درس میخواند و در آستانه ازدواج است و امکان ازدواج برای او فراهم نیست، وقتی دختری با وضعیتی زننده در مقابلش قرار میگیرد، توان فکر و اندیشه را از او میگیرد و مانع بزرگی در مسیر ترقی او ایجاد میکند و در واقع یک ضرر بزرگ روحی ـ روانی بر او وارد میکند. آلوده کردن محیط درس و کار بهلذتجوییهای شهوانی، موجب فلجکردن نیروی اجتماع میشود و جامعه را از رشد و ترقی باز میدارد، البته منظور بنده از رشد، پیشرفت صنعتی نیست تا به ما اشکال کنند که این اتفاق در کشورهای دورچرا نیفتاده است. بلکه مراد، پیشرفت و سعادتی است که اسلام طراحی کرده است وگرنه کشورهای غربی تنها در صنعت و تکنیک و مانند آن پیشرفت کردهاند ولی در اخلاق و معنویت دائم در حال پسرفت هستند، بهگونهای که در برخی از امور از حیوانات نیز عقبتر رفتهاند که ازدواج مردان با یکدیگر از آن نمونه است. اگر پسران و دختران ما در محیط جداگانه درس بخوانند همچنان که در مدارس مشاهده میکنیم یا اگر در یک محیط درس میخوانند همچنان که در اکثر دانشگاهها مشاهده میکنیم، دختران طبق ضوابط فقهی و شرعی بدن خود را بپوشانند و هیچگونه آرایشی نداشته باشند و بهطور کلی از هر حرکتی که باعث تحریک پسران شود، خودداری کنند، قطعاً بهتر درس میخوانند و فکر میکنند و مراحل ترقی را طی خواهند کرد.علنی شدن بیحجابی و مصادیق آن چگونه شکل میگیرد و چگونه میشود از عمومی شدن آن بهصورت کارشناسی جلوگیری کرد؟مسیری که یک گناه تا علنی شدن طی میکند آن است که ابتدا مردم در مقابل انجام گناه، امر بهمعروف و نهی از منکر را ترک میکنند. وقتی که مردم در مقابل گناه عکسالعمل نشان ندهند، باگذشت زمان، قبح آن گناه شکسته میشود، وقتی قبح گناه شکسته شود، انجامش برای همگان آسان میشود. در نتیجه به صورت آشکار گناه مورد نظر به انجام میرسد. اینجاست که امام علی(ع) فرمودند: «اشد الذنوب ما استهان به صاحبه» شدیدترین گناهان، گناهی است که انجامدهندهاش آن را سبک بشمارد. علنی شدن گناه، آثار بسیار خطرناکی را درپی میآورد چنانکه در آیات و روایات به آن اشاره شده است، بهعنوان مثال میتوان به جلد 11 وسایلالشیعه مراجعه کرد که در آن روایات آمده: با علنی شدن برخی از گناهان، مرگهای ناگهانی زیاد میشود یا سبب میشود که باران کم شود یا زلزله بیاید. در فقه شیعه هم برای کسانی که متظاهر به فسق هستند یعنی علنی مرتکب گناه میشوند، احکام خاصی وجود دارد، مثلاً در روایات آمده: «لاغیبه للمعلی بفسقه» یعنی غیبت کردن پشت سر کسی که علناً مرتکب گناه میشود حرام نیست.امروزه بدحجابی بهصورت آشکار و علنی در جامعه دیده میشود. معلوم است علت این پدیده شوم که حیثیت جامعه اسلامی را لکهدار کرده است بهخاطر این است که در مقابل این گناه، امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردهایم هم از جانب مردم و هم از طرف کسانی که مسئولیت دارند. ترک این دو فریضه بزرگ الهی گاه به جایی میرسد که امام حسین(ع) برای احیای دوباره دین باید جان خود را فدا کند. امر به معروف و نهی از منکر زمینهساز تمام فرایض الهی در جامعه هستند. ما امروزه حتی در پایینترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر یعنی مرحله قلبی و زبانی نیز انجام وظیفه نمیکنیم. اگر تکتک افراد جامعه در بازار یا خیابان، در دانشگاه یا ادارات دولتی و مانند آن بهصورت تذکر زبانی از چنین منکری نهی کنند، آثارش روزبهروز در جامعه ظاهر میشود. ما با بیاعتناییهای خود کار را به آنجا رساندیم که قبح این گناه شکسته شد و ترک این فریضه بزرگ الهی یعنی حجاب، بسیار آسان شده است، بنابراین امام علی(ع) میفرماید: «و ایم الله ما کان قوم قط فی غض نعمه من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لانالله لیس بظلام للعبید» (نهجالبلاغه، خطبه 178) به خدا سوگند! هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمیدارد.برخورد با این پدیده شوم که چهره جامعه اسلامی را زشت نموده به چه شکلی میتواند انجام بگیرد؟البته قبل از برخورد، باید احکام حجاب در اسلام برای مردم اطلاعرسانی شود یعنی یک اهتمام جدی به این مسأله صورت گیرد. در رسانههای گروهی اعم از صدا و سیما، روزنامهها، مجلات همچنین در دانشگاهها و مدارس و ادارات دولتی اهمیت حجاب، آثار حجاب و شکل حجاب برای مردان و زنان تشریح شود تا موضوعاً و حکماً برای مردم روشن شود. فراموش نکنیم که این مسأله برای عموم مردم متدین جامعه روشن است، ولی ممکن است برخی هنوز در بیخبری به سر ببرند بنابراین تبلیغ و رساندن این حکم به سمع و نظر مردم بسیار مهم است. در مرحله بعد نسبت به کسانی که این فریضه بزرگ الهی را زیرپا میگذارند باید از دو کانال وارد شد: 1- امر به معروف و نهی از منکر – طبق اصل هشتم قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران،دعوت به خیر،امر به معروف و نهی از منکر وظیفهای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر،دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. اما از آنجا که این دو فریضه دارای مراتب است و مرتبه اول آن قلبی است، یعنی ناخشنودی درونی باید در چهره ظاهری و رفتار امر به معروف و نهی از منکرکننده ظاهر شود مثلاً با عبوس کردن،دست ندادن و مانند آن. مرتبه دومش زبانی است که باید امر و نهی کرد و در مرتبه سوم که یدی و اعمال قدرت است از ضرب و سپس جرح شروع میشود تا به مرحله قتل میرسد. مرتبه یدی با سه مرحله خود تنها وظیفه حکومت است و هیچکس نباید این اقدام را انجام دهد مگر با اجازه حکومت. اما مرحله قلبی و زبانی بین مردم و دولت مشترک است یعنی تمام افراد جامعه اعم از افراد عادی و حکومت شرعاً موظف هستند امر به معروف و نهی از منکر کنند. فراموش نکنیم اگر تذکر زبانی توسط یکایک مردم مسلمان جامعه به انجام رسد در آن زمان معلوم میشود که اثرش از اثر بمب اتمی کمتر نیست. منظور این است بسیاری از انحرافات از جامعه ریشهکن میشود و کمتر پیش خواهد آمد که نیاز به اعمال مراحل بعدی شود. فراموش نکنیم که ماهیت این دو فریضه، دفع است نه رفع. در نتیجه امر به معروف و نهی از منکر یعنی امر به معروفی که قرار است ترک شود و نهی از منکر یعنی نهی از منکری که قرار است، واقع شود. زیرا اگر معروف،ترک و منکر واقع شود، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن،بیمعنا خواهد بود مگر نسبت به استمرار و تداوم آن. در نتیجه این دو فریضه همیشه رو به آینده دارند. شاهد این مدعا آن است که فقها،قصد استمرار از ناحیه تارک یا مرتکب را جزو شرایط وجوب این دو فریضه میدانند به همین جهت است که حوزه این دو فریضه نسبت به حدود و تعزیرات و قصاص فرق میکند. بنابراین حضرت امام خمینی (ره) در مکاسب محرمه مینویسد: «فان النهی، عباره عن الزجرعن اتیان المنکر» (جلد 1، ص 206) با این توضیح معلوم میشود که اگر روزی تعداد قابل توجهی از مردم به یک خانم بدحجاب تذکر دهند، صد در صد در او تأثیر میگذارد. در نتیجه نیازی به اعمال قدرت نخواهد بود. 2- تعزیر و مجازاتهای بازدارنده این مرحله درباره کسانی اعمال میشود که امر به معروف و نهی از منکر در آنها تأثیر نگذاشته است. از نظر فقهی دست حاکم و قاضی نسبت به مجازات کسانی که حجاب را رعایت نمیکنند و تظاهر به بدحجابی در ملأ عام میکنند، باز است زیرا طبق قاعده هر کس واجبی را ترک یا حرامی را مرتکب شود، حاکم اسلامی حق دارد او را تعزیر کند به شرط آنکه اولاً آن گناه، گناه کبیره و ثانیاً حدی برای آن تعیین نشده باشد یعنی مجازات معینی برای آن در نظر گرفته نشده باشد و گناه ترک حجاب از این قسم است. اختیار تعزیر و انتخاب نوع آن باز هم به دست حاکم است، چه با شلاق یا جریمه نقدی یا توبیخ و عزل از مقامات دولتی و مانند آن.البته در تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی آمده است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر میشوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا به پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد. پس دولت اسلامی حق دارد در این مرحله با مجازات و کیفر، مانع زیر پا گذاشتن مقررات اسلامی توسط اینگونه افراد شود. آیا وضع جامعه معلول بیتفاوتی افراد متدین و دینمدار نسبت به ناهنجاری های اجتماعی مخصوصاً بیحجابی نیست؟البته یکی از علل همین است که بیتفاوت شدهایم و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردهایم. فریضهای که براساس سخن امام علی (ع) در مقابل تمام اعمال خیر حتی جهاد فی سبیلالله مثل دریایی عمیق در مقابل رطوبتی است که در یک نفس کشیدن انسان وجود دارد، ولی ناهنجاریها عمل دیگری نیز دارد از جمله غذای حرام و شبهه ناک. قرآن کریم میفرماید: «کلوا من الطیبات و اعملوا صالحاً» (مؤمنون،آیه 51) از غذای پاک بخورید تا موفق به عمل صالح شوید. رعایت حجاب، عمل صالح محسوب میشود. دشمنان ما هم که بیکار ننشستهاند. آنها از طریق ماهواره، سایتها، کتابها،مجلات پخش مواد مخدر و افیونی زمینه را برای انجام گناه آسان کردهاند. آیا حکومت فقط باید به شکم مردم برسد و امکانات معیشتی آنان را فراهم کند یا آنکه در مقابل دین و اخلاق آنان نیز وظیفه دارد؟اولاً باید بگوییم انقلاب اسلامی یک معجزه بوده است و ثانیاً ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی یک نعمت بزرگ الهی محسوب میشود و ثالثاً در مدت 31 سال که از این انقلاب میگذرد، گامهای بزرگی در هر دو بخش برداشته شده است. اما نقایص زیاد است و ما باید روز به روز در جهت رفع کاستیها تلاش کنیم. اما قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر ولله عاقبه الأمور» (سوره حج، آیه 41) یعنی آنها کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا میدارند و زکات را ادا میکنند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند. پس هر گاه خدای متعال به صالحان توفیق حکومت دهد،اینگونه نیست که پس از پیروزی و دستیابی به قدرت،همچون خودکامگان و جباران، به عیش و نوش و لهو و لعب بپردازند و در غرور و مستی فرو روند، بلکه پیروزیها و موفقیتها و حکومت و قدرت را نردبانی برای ساختن خویش و جامعه قرار میدهند، ارتباطشان با خدا محکم و با خلق نیز مستحکم میشود چرا که نماز سمبل پیوند با خدا و زکات، رمزی برای پیوند با خلق خدا محسوب میشود و امر به معروف و نهی از منکر نیز ضمانت اجرای تمام قوانین الهی در جامعه است. از آنجا که دین اسلام، آییننامه زندگی انسان در دنیاست که در سایه عمل به آن سعادت دنیوی و اخروی او تأمین میشود بنابراین ملاک اصلی عمل به دستورات دین است. امام علی (ع) در یکی از سخنان خود فرمودند: «لایترک الناس شیئاً من امر دینهم لأستصلاح دنیا هم الا فتحالله علیهم ما هو اضر منه» (نهجالبلاغه،حکمت 106) یعنی مردم برای اصلاح دنیا، چیزی از دین را ترک نمیکنند جز آنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت. پس هر جا در عمل به دین،کم کاری کنیم پسرفت خواهیم داشت، برعکس هرگاه بر دستورات دین پافشاری کنیم، پیش خواهیم رفت. مقام معظم رهبری در تاریخ 19/10/88 ضمن سخنان خویش به این نکته مهم اشاره کرده و فرمودند: «هر جا موفق شدیم،ناشی از تبعیت از اسلام بود،هر جا ناموفق ماندیم، ناشی از سرپیچی از اسلام بود. هر جا نابسامانی وجود دارد، ناشی از بی توجهی به اسلام است. هر جا اشکالی وجود دارد،چه زمینه اقتصادی و چه زمینه فرهنگی و اخلاقی اگر کسی دقت کند، آن اشکال برمیگردد به اینکه شیوه مخالف با اسلام مورد عمل قرار گرفته است و به آنجا منتهی شده است.»بعضیها ادعا میکنند برخورد نیروی انتظامی با بدحجابی برخلاف آیه 256 سوره بقره «لا اکراه فیالدین» است، آیا این ادعا درست است؟اولاً این آیه و آیات شبیه به آن به یک مسأله در حوزه تکوین اشاره میکند و آن اینکه دست انسان در پذیرش دین باز است. انسان آزاد آفریده شده و میتواند اسلام نیاورد، همچنان که میتواند اسلام بیاورد و مسلمان شود. پس این آیه را میتوان درباره کسانی مطرح کرد که میخواهند اسلام بیاورند. به آنها میگوییم شما در پذیرش دین آزادید. بهترین شاهد ما مطلبی است که در ابتدای هر توضیح المسائلی آمده و آن اینکه در اصول دین شخص باید خودش به یقین برسد اما بعد از اینکه فردی اسلام را پذیرفت قطعاً باید ملتزم به لوازم و بایدها و نبایدهای آن بشود. بنابراین آزادی انسان در اسلام محدود به مرز واجبات و محرمات است. یعنی واجبات را باید انجام دهد و محرمات را باید ترک کند. در صورتی که کسی واجبی را ترک یا حرامی را مرتکب شود اولاً امر به معروف و نهی از منکر او نسبت به تداومش واجب خواهد بود و ثانیاً نسبت به ترک واجب و انجام حرام،حاکم اسلامی حق دارد او را تعزیر کند تا هم خود او بازداشته شود و هم نسبت به دیگران بازدارندگی ایجاد کند. وادار کردن کسانی که فریضه حجاب را علناً ترک میکنند از نگاه فقهی ادعاء، اکراه محسوب نمیشود یا حداقل اینگونه موارد اکراه به حق خواهد بود نه اکراه به ناحق. توضیح بیشتر این بحث را میتوان در ذیل اصطلاح «حکومت» در علم اصول فقه پیگیری کرد به عنوان مثال ماده 207 قانون مدنی بر ماده 202 همان قانون حاکم است. در ماده 207 آمده است: ملزم شدن شخص به انشای معامله به حکم مقامات صالحه قانونی، اکراه محسوب نمیشود. در پایان متذکر میشوم که آزادی انسان از نگاه اسلام در سایه عبودیت حاصل میشود بنابراین کسی که واجبات را انجام میدهد و محرمات را ترک میکند، مسیر آزادی را طی میکند از آن طرف کسی که حجاب را ترک میکند. یعنی به واجب الهی عمل نکرده است در نتیجه نمیتوان درباره او از آزادی سخن گفت.