محمدمصطفی نژادتپه 400 هکتاری هزارپیچ در نمایی مشرف به شهر گرگان یکی از زیباترین مناظر طبیعی استان گلستان است که از دیرباز بصورت تفرجگاهی سنتی مورد استفاده قرار میگرفته است. عبدالرضا چراغعلی، عضو شورای شهر گرگان در معرفی این تپه میگوید: تپه هزارپیچ از نظر جغرافیایی دارای قدمت بسیار بالایی است و در مستندات مکتوب 100 سال گذشته نیز آمده است که این تپه از جمله پرطرفدارترین و قابل توجهترین تفرجگاههای مورد علاقه در سطح استان بوده است اما متأسفانه در سالهای اخیر با توسعه شهر، نابودی رودخانههای مجاور و حاشیهنشینی اطراف آن امروز شاهد آن هستیم که میل مردم برای اسکان در این تفرجگاه با کاهش مواجه شده است، اما این تنها مشکل توسعه شهری نیست که امروز گریبانگیر تپه هزارپیچ شده بلکه هم اکنون این عرصه درون شهری در معرض تخریب و ساخت وساز نیز قرار گرفته است. چنانچه حدود 25 سال پیش، هشت شرکت تعاونی مسکن، اراضی هزارپیچ را با انگیزه احداث مسکن خریداری کردند و هم اکنون تا مرحله صدور پروانه نیز پیش رفتهاند. حال آنکه در زندگی ماشینی امروز، کارشناسان از این تپه به عنوان تنفس شهری یاد میکنند و استفاده از چشماندازهای زیبا و منحصربهفرد آن که مشرف به شهر گرگان است را حق همه شهروندان تلقی میکنند.فریدون فعالی، رئیسسازمان میراث فرهنگی استان گرگان به عنوان یکی از نهادهایی که به شدت مخالف هر گونه ساخت وساز در این عرصه طبیعی است در این باره میگوید: محور ناهاخوران در استان گلستان محوری با بار ترافیکی بالا در استقرار گردشگر است، بنابراین ما در پی شکستن این بار ترافیکی بوده و درصدد آنیم که گردشگران را به سمتوسوهای مختلف استان سوق دهیم. تپه هزارپیچ به عنوان فضایی پیرامونی آنجا که در مرکزیت گرگان واقع شده میتواند بخش عظیمی از گردشگران را به سوی خود جذب کند.وی در ادامه درباره معضلی که امروز گریبانگیر این تپه شده است، میگوید: اعتقاد ما بر این است که با توسعه بدون برنامه و کالبدی شهرها، نبود درایت در خصوص تأمین سرانهها و فضاهای عمومی جهت استفاده شهرواندان، تغییر کاربری گسترده اراضی در مرکزیت شهر و نیاز روزافزون شهروندان به تأمین سرانههای عمومی مانند فضای سبز، فضاهای ورزشی، فرهنگی و سایر فضاهای عمومی، اندک فرصتهای باقی مانده را باید حفظ کرد و یکی از فرصتهای باقی مانده در شهر گرگان همین تپه سبز است که به شکل خدادادی در یکی از بهترین نقاط شهرستان گرگان جانمایی شده است.فعالی در حالی از حفظ مناظر طبیعی درونشهری سخن میگوید که امروز مسأله تخریب فضاهای طبیعی درونشهری و تبدیل آنها به بنا و ساختمان در بسیاری از استانهایی که از این مواهب خدادادی بهره بردهاند دامنگیر شده است، حال آنکه اگر چنین فرصتهایی نیز از دست رود، دیگر امکانی برای تأمین سرانه عمومی باقی نخواهد ماند و به عبارتی سادهتر با افزایش ساخت وساز و تراکم شهری و تبدیل خانههای ویلایی به ساختمانهای چند طبقه روز به روز از حجم فضای سبز و تنفسهای درونشهری کاسته میشود. عبدالرضا چراغعلی در این باره میگوید: امروز به دلیل مکفی نبودن امکانات مالی، عدم همکاری مردم و... از تأمین سرانه عمومی عاجزیم و متأسفانه شاهد آن هستیم که اندک حیاطهای بزرگ ادارات و حیاطهای بزرگ خانههای تاریخی با توسعه درونی ادارات از بین رفته و باغها و چمنهای فوتبال به ساختمان اداری تبدیل میشود یا با توجیهات مختلف فرصتها یکی پس از دیگری گرفته میشود.