محمد ابویی مهریزیگرچه بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی مقرر شده که به زودی بساط کنکور برای همیشه از کشور جمع شود و با بالاتر رفتن ظرفیت دانشگاهها و همچنین پایینتر آمدن تعداد متقاضیان ادامه تحصیل (به واسطه کاهش رشد جمعیت) از روشهای مؤثر و عادلانهتری برای گزینش دانشجو استفاده شود. اما تا آن زمان نمیتوانیم از بررسی جوانب فرهنگی کنکور یا همان برنامه ملی اضطراب جوانان خودداری کنیم. زیرا زمزمههایی برای تعویق اجرای این قانون شنیده میشود و از طرفی مضرات وجود چنین چالشی به ویژه در حوزه فرهنگ آن گونه که باید و شاید معرفی نشده است. کنکور که بنا به محدودیتهای امکاناتی و رشد جمعیت یک پدیده اجتناب ناپذیر آموزشی تلقی میشود گرچه توانسته بسیاری از افراد و سرمایهداران قانونی و غیر قانونی را بدون هیچ زحمتی و در مدت کوتاهی ثروتمند کند و بساط رمالی و برنامههای ریاضت بار درسی را برای موفقیت در یک رقابت کمتر علمی و بیشتر احساسی و بخت آزمایی رونق بخشد اما دارای اثرات مخربی است که شاید تا سالها نتوان ابعاد آن را مورد اندازهگیری و ارزیابی قرار داد. بسیاری از این ابعاد، روانی و بالینی است اما برخی دیگر از این ابعاد نیز قطعاً فرهنگی است و در روح پندار و رفتار عمومی خانوادهها و جوانان اثرات مشهود و غیر مشهودی دارد. شاید مهمترین اثر سوءمشهود کنکور و کنکوریها خارج شدن کتاب و کتابخانه از سرگرمیهای اوقات فراغت تابستان باشد. به طوری که فشار روانی و ازدحام کنکوریها در ابتدای تابستان از طرفی اجازه برنامهریزی برای کتابخوانی سایر قشرها در کتابخانههای عمومی را نمیدهد و از سوی دیگر با پایان کنکور کتابخانههای شهرهای بزرگ به قدری خلوت میشوند که زیبنده یک تابستان، اوقات فراغت نیست. از سوی دیگر اضطراب بی پایان کنکور برای پسران و دختران به قدری بالاست که کمتر کسی میتواند ذهن و رفتار یک کنکوری ( یعنی حدود 5/1 میلیون جوان در هر سال ) را تا مدتها عادی ارزیابی کند. بنابراین نباید از دیدن عکسهایی که این روزها از سیگار کشیدن و وقت گذرانی جوانان کنکوری در پارکها در سایتها و خبرگزاریها گرفته میشود متعجب شد. به هر حال کنکور این روزها زمینهساز معضلات فرهنگی بسیاری در خانوادهها شده که بسیاری از آن عامل و برخی دیگر معلول برخی از تفکرات غلط فرهنگی و آسیبهای شدید در فرهنگ عمومی گردیده که برخی از آن عبارت است از:گریز از کتاب و کتاب خوانیبررسیها در رفتار کنکوریها نشان میدهد که تمرکز بیش از حد کنکوریها روی کتابهای بیتنوع و کم فایده تست زنی اثرات نامطلوبی را بر نگاه و عادات مطالعاتی دانشآموزان میگذارد به نحوی ایشان برای همیشه از کتاب و کتابخوانی زده میشوند و تصویر ذهنی نامطلوبی از آن پیدا میکنند. مدرک گرایی و علماندوزی تستیمدرک گرایی یک ناهنجاری فرهنگی است که خود زائیده و آبستن کنکور است. تجربههای کشورهای خارجی نشان میدهد که درهای باز دانشگاهها رغبت یا حداقل نوع نگاه به مدرک گرفتن را متفاوت میکند به نحوی که این میل در راستای برنامهریزی زندگی قرار گیرد. این در حالی است که پدیده کنکور به مصداق حدیث شریف(الناس حریص بما منعوا) مردم نسبت به چیزی که از آن منع میشوند حریص هستند. ورود به دانشگاه را به عنوان هدفی که زندگی را تعیین مسیر میکند قرار میدهد و به همین دلیل سرنوشت و سبک زندگی افراد میشود تابعی از درست و غلط زدن اتفاقی چند تست. زمینهسازی برای گرایش به مواد افیونیمتأسفانه باید گفت،رژیم غذایی،استفاده از مواد انرژی زای غیر مجاز و حتی بیخواب کنندههایی مانند شیشه و کراک در کنکوریها در حال افزایش است. ناهنجاری اجتماعی که دلیلی جز کنکور و اضطرابهای رقابت ناسالم حاصل از آن ندارد. نابودی، شالوده تعلیم و تربیت در دوره متوسطه به ویژه در بسیاری از مدارس غیر انتفاعی و حتی دولتی از دوم دبیرستان به بعد همه آموزشها،حضور و غیاب دانش آموزان و بالاخره برخورد تربیتی که با آنان میشود معطوف به موفقیت در کنکور است. مسأله تا جایی پیچیده میشود که گروهی به خاطر استفاده از کلاسهای تستزنی قید تحصیل در دوره پیش دانشگاهی را میزنند و همه درسها را به صورت غیر حضوری میگذرانند. این یعنی ذبح موضوع پرورش در مسلخ کنکوریزه شدن تحصیلات. پرخاشگری و کج رفتاریبدبینی به ارزشهای ملی و فرهنگی متضاد با کنکوردر میان پسران جوان کنکور مانعی از ورود به خدمت مقدس سربازی است. موفقیت در کنکور یعنی سربازی نرفتن و شکست در آن گویی با سربازی رفتن مجازات میشود. چه کسی است که نداند سربازی به مصداق، نمادی از تعلق ما بی میهن و آئین است و این کنکور است که دارایی فرهنگی ما یعنی آموزش و تمرین مجاهدت در راه خدا را به یک ضد هنجار و خطر تبدیل میکند.