ایزد مهرآفریندر شرف انتشار فراخوان چهارمین دوره جشنواره «سینما حقیقت»، خبر انتقال جشنواره از تهران به اصفهان چالشها و اعتراضات زیادی را پیش پای این جشنواره قرار داده است. شفیع آقامحمدیان مدیرعامل تازه وارد مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی اواخر خردادماه امسال در نشست هماهنگی و برگزاری چهارمین جشنواره بینالمللی سینما حقیقت که با حضور علیرضا ذاکراصفهانی، استاندار اصفهان برگزار شد، از توافقهایی برای برگزاری این جشنواره در اصفهان خبر داد. واقعاً جای تعجب و سوال دارد که چرا در کشور ما تا مدیری بر صندلی جدیدی تکیه میزند، به یکباره قصد دارد همه زمین و زمان را به هم بریزد و بی توجه به کارها و پیریزیهای صورت گرفته در مدیریتهای پیش از خود به اصطلاح «طرحی نو» در اندازد. طرح تقسیم مکان برگزاری جشنوارهها بین تهران و شهرستانها برنامهای است که معاونت جدید سینمایی از زمان روی کار آمدنش همواره بر روی آن اصرار داشته و محقق شدن این کار را سخت پیگیری میکند. مدیران سینمایی در تلاش هستند تا از این طریق عملاً سینما را در شهرستانهای مختلف زنده و فضای رشد فیلمسازان فعال در این شهرها و ارتباط مستقیم مخاطبان را با رویدادهای سینمایی به وجود آورند. ولی نکتهای که مدیران سینمایی به آن بیتوجه هستند این است که آیا این شهرها ظرفیت و زیرساختهای برگزاری چنین جشنوارههایی را دارند یا نه؟ و اساساً اگر هزینهای که قرار است صرف برگزاری جشنوارهای در شهر یا منطقه خاصی بشود، بهتر نیست صرف آموزش و ساخت فیلم توسط فیلمسازان همان منطقه بشود. به تجربه جشنواره فیلم کودک و نوجوان نگاه کنید. این جشنواره تا زمانی که در اصفهان برگزار میشد ارزش و امتیازی ویژه داشت، اما به محض تغییر مکان برگزاری جشنواره دیگر هیچگاه آن اعتبار سابق را بهدست نیاورد. جشنواره سینما حقیقت در طول این سه سال برگزاری توانسته است جایگاه مناسب و درخوری برای خودش در بین جشنوارههای داخلی و حتی جشنوارههای خارجی بهدست آورد. مستندسازان در این سه دوره عرق و علاقه خاصی به جشنواره سینماحقیقت پیدا کردند و البته این جشنواره نیز در همین مدت کوتاه به نحوه شایستهای هم در داخل و هم خارج از کشور مورد توجه مستندسازان قرار گرفت. سخن گزافی نیست اگر بگوییم سینماحقیقت در بعد بینالمللی بسیار سریعتر و بهتر از جشنواره فیلم فجر مطرح شده است. این را میشود از خیل فیلمها و فیلم سازان مطرح خارجی در این جشنواره فهمید. واقعاً حیف است جشنوارهای با این مختصات و این میزان از اعتبار که ظرف مدت کوتاهی بهدست آمده با یک حرکت نسنجیده از دست برود. همه جای دنیا جشنوارهها را به نام شهر و محل برگزاری آن میشناسند. جشنوارههایی چون مسکو، کن، برلین، ونیز، رم و... مثالهای خوبی برای اثبات این ادعا هستند. بیشک این جابهجایی برای جشنوارهای که یک دورهاش در سطح ملی و دو دوره آن به شکل بینالمللی برگزار شده، اتفاق چندان جالبی نیست.