کد خبر: 396864
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۱
عبدالله کاردان منشجناب معاون فرهنگی سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیهر چند که این روزها در حوزه فرهنگ و به ویژه در حوزه کتاب، در کشور ما حذف کردن و ندیده و دیده نشدن موضوعی ساده و به یک روال عادی تبدیل شده است، اما آنچه امروز نگارنده را بر این داشت که چند کلامی را در ارتباط با شما و نیز عزل ناگهانی‌تان از معاونت فرهنگی ارشاد بنویسم، مصاحبه کوتاه شما با خبرگزاری خودتان بود که اظهار داشته بودید این تغییرات در حوزه اجرایی طبیعی است و نمی‌شود گفت باعث خسران عظیمی می‌شود، ‌در برخی مواقع در بعضی از کارها مشکل ایجاد می‌کند و موجب توقف کارها و در برخی دیگر از مواقع نیز موجب رشد و پویایی می‌شود. حال به این فکر می‌‌کنیم که این روال عادی تغییر مدیریت در مناسب فرهنگی و نیز اصرار برخی از مدیرانی که خود می‌‌دانند موقعیتی نااستوار دارند بر جریان فرهنگی نشر در کشور ما که از زیر شاخه‌های اصلی مدیریت معاونت متبوع سابق شماست چه ثمراتی می‌‌تواند داشته یا نداشته باشد. می‌دانیم که آفت افراط و تفریط در جریان تولید و نقد آثار ادبی در کشور ما هنوز خودنمایی می‌‌کند و می‌‌دانیم که مدیران تأثیرگذار در سمت و سو دهی به جریان‌های فرهنگی که از جانب معاونت فرهنگی انتخاب شده‌اند همواره از طیف و‌ اندیشه‌ای خاص بوده‌اند که به گفته خود شما به خود نگارنده در زمره خودی‌های ادبیات هستند. غافل از اینکه عدم خلق نگاه و تفکر مدیریتی سیال در ادبیات تا به امروز باعث شده است که ادبیات انقلاب اسلامی نه تنها در داخل مرزهای جغرافیایی ایران در برابر ادبیات وارداتی، پدیده‌ای مظلوم و نوپا به شمار بیاید بلکه حضور ادبیات انقلاب در خارج از مرزهای جغرافیایی آن نیز تنها در حد یک آرزو باقی بماند و البته شما ظاهراً باز با انتشار و ترجمه و ارائه گزیده‌ای از آثار سی سال پیش همان به زعم شما تنها خودی‌های ادبیات انتقلاب، می‌‌گوید که در نمایشگاه‌های خارج از کشور نماینده‌هایی از ادبیات انقلاب اسلامی را معرفی کرده‌ایم. جناب معاون فرهنگی سابق! یادتان هست که هر که اعم از روزنامه نگار و منتقد و نویسنده و ناشر در این سال‌ها فریاد برآورد که نوع نگاه شما به مدیریت در حوزه توزیع کتاب و نیز برپایی نمایشگاه‌های کتاب، چندان منطقی نیست، تنها او را به کم اطلاعی‌اش حواله دادید و سیل مصاحبه‌ها و آمارها و نمودارهایی بود که از جانب شما و نهاد‌های ذیربط برای اثبات آن ارائه می‌‌شد و در نهایت هم تنها چیزی که واقعاً و در عمل به چشم می‌‌آمد، ضعف نهادهای محلی و بومی توزیع و فروش کتاب در این عرصه بود و مردمی که مشتاقانه تنها کتاب می‌‌خواستند و خب لابد چه چیزی از این بهتر که با تخفیف خودمان به آنها بفروشیم. یادتان هست که با چه سر و صدایی جشنواره‌های ریز و درشت ادبی در کشور ایجاد شد به این امید که بخش‌های هدف را در حوزه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی تقویت کند و اما در نهایت و در این سال‌ها تنها به دلیل کمی انتقاد از شما و یا دبیر جشنواره، شاهدیم که تنها کسانی که به آن نامحرم بوده‌اند، همان پدید آورندگان حقیقی ادبیات انقلاب هستند. از این دست سخن، حرف بسیار است اما اگر زبان شما و‌ اندیشه شما تنها به قول خودتان باج ندادن را برمی‌‌تابد بد نیست یک بار دیگر با هم این اصل را مرور کنیم که آن فرد و جریان فکری که هیچ اعتقادی به حضور‌ اندیشه انقلاب اسلامی در بستر ادبیات داستانی ندارد، این روزها خبر عزل شما را همچنان که می‌‌شد حدس زد، با آب و تاب و زبان طنز می‌‌نویسد، اما بیشتر از آن سر به سکوت فرو می‌‌برد و باز مثل روال سابق به کار خود ادامه می‌‌دهد. در مقابل اگر احساس می‌‌شود که در سال‌های اخیر ما به نوعی عرصه را در این نبرد واداده‌ایم او به پیشروی خود ادامه داده است نه به خاطر قدرت حریف بلکه به خاطر دست کم گرفتن خودمان بوده است. جناب معاون فرهنگی سابق، اگر چه تلاش‌های شما در ماجرای حذف کاغذ و یارانه‌ها و تغییر مسیر این کمک‌ها به مخاطبان، قابل ستایش است، اما مقداری کم اعتنایی به بچه‌های انقلاب دیده شد. به نظر می‌رسد که فقط اعتماد کردن به حلقه انجمن قلم، بزرگراه ادبیات کشور نبود. معاون فرهنگی یک وزارتخانه، در جایگاهی والاتر از این حلقه‌ها باید می‌ایستاد و البته دوست و دشمن را هم باید مدنظر می‌داشت و غفلت نمی‌کرد. جریان‌های فرهنگی متضاد با فرهنگ انقلاب اسلامی هرگز خود را دست کم نمی‌گیرند اما نمی‌دانم شما چه اصراری داشتید که بعضی از نیروهای بدنه انقلاب و جریان‌های منتقد را دست پایین نگاه دارید و... بگذریم. دیگر چه سود! حالا دیگر فقط می‌‌توان امیدوار بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار