کد خبر: 396008
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۸۹ - ۱۶:۲۸
حس درونی دعوت به ولگردیمهسا کلانکیکتاب «برو ولگردی کن رفیق»، بیانگر یک حس درونی است؛ حسی که دنیای ناآرام انسا‌ن‌های امروز را در روابط ماشینی نشان می‌دهد. مهدی ربی نویسنده این کتاب در نخستین مجموعه‌اش «آن گوشه‌ی دنج سمت چپ» نام خود را ‌در شمار نویسندگان جوان ثبت و با انتشار دومین مجموعه‌اش «برو ولگردی کن رفیق» موفقیت خود را در داستان‌نویسی برای منتقدان و مخاطبان به اثبات رساند. برو ولگردی کن رفیق شامل چهار مجموعه داستان است که اتفاقاتی را از نوع روابط بین انسانی بیان می‌کند که در جنوب کشور رخ می‌دهد. شاید نخستین هدف نویسنده از نگارش این مجموعه‌داستان، گذری بر رویای آد‌م‌ها در دنیای مدرن و روزمرگی‌های، زندگی‌های امروز باشد. داستان‌های این مجموعه ـ در عین اطناب که در برخی موارد به داستان بلند نزدیک شده است ـ کامل و گیرا است هرچند که در خلال روایت داستان‌ها، نویسنده دریچه نگاهش را به سختی‌های امروزی یک انسان می‌گشاید و خمیرمایه‌هایی از واقعیت‌های اجتماعی را با داستان‌های خود همراه می‌کند، اما این موضوع از روح لطیف و در برخی موارد همراه با طنز تلخ داستان‌ها نمی‌کاهد. نویسنده در هر چهار داستان در نقش یک راوی ظاهر می‌شود و با بیان جزئیات، تمامی تلاش خود را برای همراه شدن خواننده تا پایان داستان به کار می‌برد. مهدی ربی در این کتاب از بیان تکنیک‌ها نیز غافل نبوده و تاجایی که توانسته است تکنیک‌ها را در خدمت داستان‌نویسی قرار داده است که این موضوع در نخستین داستان این مجموعه یعنی «شما صدو‌یازده هستید» تا حد بسیاری مشهود است. شما صد و یازده هستید به عنوان نخستین داستان این مجموعه، شاید بیش از باقی داستان‌ها ارتباط انسان‌ها را در یک زنجیره به هم متصل قرار می‌دهد. ماجرا از یک تماس تلفنی با مرکز مشاوره آغاز می‌شود. تماسی که حکایت از رابطه پنهانی یک پزشک با «خورشید» همسر صمیمی‌ترین دوستش «بابک» دارد و در این میان داستان با دو شماره «صد و یازده» شخصیت اصلی داستان و «دویست و هشتاد» یعنی مشاور ـ که زن جوانی است ـ ادامه می‌یابد. بنای بازگویی این داستان بر دیالوگ شکل می‌گیرد، اما در پایان مخاطب نمی‌تواند به واکاوی مشخصی از ارتباط میان پزشک، خورشید، بابک و مشاور برسد. در داستان دوم «لطفا اجازه بده هواپیماها پرواز کنند» ربی فضای تازه‌ای را در داستان ایجاد می‌کند و فضایی که ابتدا از المان‌هایی چون، گلبول‌سفید و پلاکت برای بیان بیماری لاعلاج راوی داستان بهره می‌برد تا می‌رسد به مشکلات یک سرباز در پادگانی در دزفول. آغاز این داستان با بیماری مادر راوی آغاز و با شلیک گلوله ژ3 به بال راست یک هواپیما که منجر به لغو پروازها می‌شود ادامه می‌یابد و در پایان همه چیز به گردن رسومات قبیله‌ای می‌افتد که در هنگام مرگ بزرگ خاندان، قبیله تیر هوایی شلیک می‌کنند. . . به همین سادگی. ربی داستان سوم یعنی «تو فقط گرازها را بکش» را با سبکی متفاوت آغاز می‌کند و سپس به بیان فاصله اجتماعی زندگی انسان‌ها و عزل و نصب مدیران نالایق و پارتی‌بازی‌های کاری و چنبره انداختن آنان بر محصول نیشکر خوزستان می‌پردازد و به قتل‌عام گرازها که انگار تنها آفت مزارع هستند اشاره می‌کند. آنچه توجه خواننده را در این داستان جلب می‌کند توصیف صحنه کشتار گرازها و صدای جیغ‌هایشان است که پس از خواندن داستان مدام در گوش می‌پیچد و نویسنده، این صحنه‌ها را به قدری اثر گذار توصیف کرده که خواننده گویی خود در آنجا حاضر بوده و همه چیز را به چشم دیده است. «برو ولگردی کن رفیق» آخرین داستان این مجموعه است؛ شخصیت‌های این داستان به ترتیب عبارتند از: راوی، لاله همسر دوست راوی، آیدا زن راوی و سیامک دوست راوی. سیامک یک شخصیت فرعی به تمام معناست جوری که انگار، حتی در داستان هم به‌عنوان شوهر چندان توجه زنش، لاله را جلب نمی‌کند. اما، معرفی آیدا، زن راوی به‌عنوان زنی معمولی با ظاهری اجتماع پسند. لاله که زنی ایده‌آل به نظر می‌رسد در یک حادثه آتش‌سوزی می‌میرد، اما نویسنده با به تصویر کشیدن صحنه‌های زمان زندگی او، به او جان بخشیده، هرچند، انگار زن ایده‌آل در چنین داستانی که محتوایش آزاد گشتن و رها بودن است، یا باید متعلق به دیگران باشد یا مرده قلمداد شود. ربی در دومین مجموعه داستانش با به کار بردن زبانی ساده و تاحدی عامیانه فاصله شخصیت‌های اصلی را با خواننده کم و سعی کرده است تا پایان دست خواننده را بگیرد؛ هرچند که در این بین تعهد خود را به عنوان یک نویسنده اهوازی فراموش نکرده و در بسیاری از صحنه‌ها به سنت و آداب و رسوم مردم خطه جنوب اشاره می‌کند. اما در این میان بردن فضای داستان به فضای سیاسی در میان جوانان دانشجوی دهه هفتاد به گونه‌ای، وصله ناجوری برای این مجموعه داستان به شمار می‌آید. خلاصه اینکه ربی در داستان‌هایش می‌خواهد اثبات کند آواره ادبیات است و روزی از این جهان خواهد رفت. «برو ولگردی کن رفیق» در زمستان 88 به قیمت 2500 تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار