
شاید سفر نخستوزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن در هفته جاری را بتوان به بغضی تشبیه کرد که در جریان تحولات چند ماه گذشته روی داده و هر آن ممکن است در دیدار با اوباما بترکد و ماجرای چند ماه قبل دیدار این دو که منجر به دلخوری نتانیاهو نیز شد و در رسانهها به سوژهای خبری تبدیل شد تکرار شود.
پشت پرده ماجرای سفر نتانیاهو را میتوان از سه زاویه بررسی کرد که شاید مهمترین آن را بتوان نگرانی و در عین حال دلخوری سران تلآویو از بیانیه پایانی کنفرانسNPT برشمرد، چرا که در بیانیه پایانی کنفرانس انپیتی، 189 کشور امضاکننده پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای پس از یک دهه بنبست، اقدامات تازهای را برای خلع سلاح اتمی و ایجاد خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای پیشنهاد کردند و برای اولین بار توانستند یک طرح عملیاتی درباره خاورمیانه عاری از سلاحهای اتمی ارائه دهند، اقدامی که نیازمند یک جهتگیری مجدد استراتژیک عمیق در این منطقه بسیار ناپایدار است.
این بند از بیانیه از رژیم صهیونیستی میخواهد که به این پیمان بپیوندد؛ پیمانی که این رژیم را موظف به برچیدن تسلیحات هستهایاش میکند. رژیم صهیونیستی که مخالف ایجاد یک منطقه عاری از تسلیحات هستهای تا زمان دستیابی به صلح خاورمیانه است، هرگز تایید نکرده که سلاح هستهای در اختیار دارد. در سند پایانی کنفرانس نیویورک، همچنین به اهمیت الحاق رژیم صهیونیستی به این پیمان و قرار گرفتن تمام تاسیسات هستهای این رژیم تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تاکید شده است و این امر به شدت رهبران این رژیم را عصبانی و نگران کرده است.
سران تلآویو بر این عقیدهاند که آمریکا برای به نتیجه رساندن این کنفرانس این رژیم را قربانی کرده است و در واقع تلآویو سپر اهداف آمریکا در این کنفرانس شده است هر چند مقامات آمریکایی بسیار تلاش کردند که این گونه تلقی شکل نگیرد و در این راستا هم باراک اوباما، مخالفت صریح خود را با دست گذاشتن روی اسراییل در گفتوگوهای ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه اعلام کرد و همزمان گری سامور، مشاور منع گسترش هستهای کاخ سفید، گفت که مقامات آمریکایی به کشورهای عربی گفتهاند که در این سند از اسراییل نام نبرند چرا که انجام این کار باعث میشود اسراییل ناراحت شود و در این نشست شرکت نکند.
در واقع مقامات آمریکایی از همان ابتدا متقاعد شدن رژیم صهیونیستی به شرکت در این کنفرانس را زیر سوال بردند. ژنرال جیمز جونز، مشاور امنیت ملی آمریکا، در بیانیهای گفت که آمریکا درباره این کنفرانس تردید جدی دارد و تصمیم برجسته کردن اسراییل در بخش خاورمیانه این سند را تقبیح میکند.
بیانیه تهران و مسأله هستهای ایران نیز از دیگر اهداف سفر نتانیاهو به واشنگتن است. رژیم صهیونیستی اولین واکنش شدید را پس از اعلام توافق تهران از خود نشان داد. صهیونیستها که همواره تلاش دارند برنامه هستهای ایران را تهدیدی برای صلح جامعه جهانی جلوه بدهند به دنبال پیشبرد دور چهارم تحریمها علیه ایران بودند که این بیانیه معادلات آنها را بر هم زد و منجر به واکنش تند مقامات این رژیم نسبت به توافق تهران شد و در نتیجه از همان لحظات اعلام بیانیه تهران تلاش دوچندانی را شروع کرد تا افکار عمومی را نسبت به این بیانیه بدبین کند، به طوری که یکی از مقامات ارشد اسراییل بعد از امضای این بیانیه میان ایران، ترکیه و برزیل، تهران را متهم کرد که با توافق انتقال بخشی از اورانیوم غنی شده خود به ترکیه، این کشور و برزیل را «بازیچه» دست خود قرار داده است.
حال نتانیاهو نگران از این که مبادا توپی که ایران به زمین غرب انداخته تبدیل به گل پیروزی شود خود را به آب و آتش میزند. اسراییل به خوبی از تقسیمبندی دو تفکر در کاخ سفید آگاه است و میداند که اوباما و شورای امنیت ملی آمریکا بر خلاف کلینتون و همفکرانش چندان ناراضی نیستند که موضوع هستهای ایران از طریق دیپلماتیک حل شود و ترس از اینکه مبادا جریان متعادل موجود در کاخ سفید در قبال برنامه هستهای ایران بر بازی غلبه کند خواب را بر رهبران تلآویو آشفته کرده است و از این رو نتانیاهو با توپی پر به واشنگتن عزیمت میکند تا به رهبران کاخ سفید گوشزد کند که باید موضعشان را در قبال برنامه هستهای ایران مشخص کنند.
یکی از محورهای مورد بحث نتانیاهو در سفر به واشنگتن که نسبت به دو موضوع قبلی در حال حاضر از اهمیت کمتری برخوردار است رویکرد آمریکا در قبال صلح خاورمیانه است باوجود تلاشهای باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، برای احیای گفتوگوها در منطقه، برخی از یهودیان آمریکایی به شدت به انتقاد از اوباما پرداختهاند زیرا به نظر آنها، اوباما به صورت کامل از اسراییل حمایت نکرده است. به نظر بسیاری از تحلیلگران این تنشها ریشه در تنش میان آمریکا و اسراییل بر سر موضوع شهرکسازیها و تلاش آمریکا برای تقویت امنیت هسته ای دارد.
برخی از تحلیلگران دیگر میگویند هرگونه تغییر در سیاستهای آمریکا در قبال اسراییل سبب خواهد شد حمایتهای علنی آمریکا از این متحد قدیمیاش تغییر کند و پیامدهایی را درباره حضور نظامی آمریکا در عراق و افغانستان به همراه داشته باشد و این امر سران رژیم صهیونیستی را نگران و ناراحت کرده است و از سوی دیگر رهبران تلآویو انتظار دارند اوباما از میزان فشارهایش بر این رژیم بر سر صلح خاورمیانه بکاهد و نرمش بیشتری از خود نشان دهد.
با توجه به این سه محور ذکر شده حال این سوال باقی است که نتانیاهوی عصبانی که چندان از رفتارهای اخیر آمریکا راضی نیست با سفر به واشنگتن آیا میتواند تغییری در روند تحولات به نفع خود انجام دهد و تغییر برخی ادبیات سیاسی آمریکا در قبال این رژیم را جبران کند به عبارتی آیا آب رفته از جوی به جوی بر میگردد؟ و آمریکا که در کنفرانس انپیتی در سال 2005 حتی حاضر نشده بود از اسراییل نامی برده شود اکنون چگونه متنی را امضا کرده است که دو بند آن آشکارا از اسراییل میخواهد مسأله هستهایاش را تا سال 2012 روشن و شفاف کند. آیا این سفر میتواند مانع از این شود که واقعیتها بیان نشوند و افکار عمومی آن را نپذیرند.