کد خبر: 388332
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۸
زنده شدن سنت تبلیغ قرآن در گفت‌وگوی «جوان» با جواد فروغی
سن كمی داشت ولی صدایش شفاف و گیرا بود. وقتی قرآن را قرائت می‌كرد همه سرتاپا گوش می‌شدند. با صدای جذاب و شیرینش گویی همه این جعبه جادو را تسخیر كرده بود. كودك بود و جویای نام! جالب بود، لبخند رضایت رهبری را می‌گویم در هنگام قرآن خواندنش. با چه شوقی می‌خواند. از آن زمان كه «جواد فروغی» با صدای داوودی‌اش قرآن را قرائت می‌كرد سال‌ها می‌گذرد و كمتر كسی ا‌ست كه بداند او الان دیگر مبلغ است. شاید دیگر قرآن خواندنش را تلویزیون پخش نكند ولی تفسیر قرآنش به زبان انگلیسی هر هفته از شبكه سحر پخش می‌شود. این كار را از دل و جان دوست دارد و تمام زندگی‌اش را وقف آن كرده است. قرآن خواندن را از حفظ دو سه سوره كوتاه از قرآن شروع كرده بود ولی الان شده یك مبلغ تمام عیار قرآن. همه موفقیتش را حاصل تلاش پدر و نیكوكاری مادر می‌داند. او دیگر الان ازدواج كرده. در رشته مهندسی كامپیوتر تحصیل كرده و همه وقتش را صرف قرآن می‌كند. در گفت‌وگویی خواندنی با او درباره كار و زندگی‌اش پرسیدیم. گفتیم و شنیدیم!
از دوران كودكیتان بگویید. از سن سه سالگی قرآن خواندن را با حفظ چند سوره كوتاه از جزء سی قرآن شروع كردم و با تمرین و تكرار زیاد و شركت در جلسات قرآنی كه در شهر مشهد بود توانستم به لطف قرآن پیشرفت كنم. 6 سال پیش بود كه در رشته مهندسی كامپیوتر فارغ‌التحصیل شدم. در دوران تحصیل دانشگاه با چند تا از اساتید روحانی آشنا شدم كه دروس حوزوی مربوط به تفسیر را در كنار آنها آموزش می‌دادیم كه تا به امروز هنوز این كار ادامه دارد. در یك خانواده فرهنگی رشد كردم. پدرم مسئول دو مدرسه بزرگ در مشهد بودند. هر چه پیشرفت در این زمینه دارم مدیون تلاش‌های ایشان هستم. در باغ راه‌آهن مشهد یك سری جلسات قرآن برگزار می‌شد كه افراد می‌آمدند و قرآن قرائت می‌كردند. پدرم وقتی از مدرسه می‌آمد خودشان مرا تشویق می‌كردند كه در آن جلسات شركت كنم. جلسات پرباری بود. اساتید یك روز در هفته می‌آمدند و قرائت قرآن داشتند و درباره زمینه‌های قرآن صحبت می‌شد. یكبار كه در همان جلسات همه قرآن خواندند و بعد نوبت من شد. من سنم كم بود و نمی‌توانستم قرآن بخوانم. خیلی برایم سخت بود، دیدم همه قرآن را قرائت می‌كنند و من نمی‌توانم. از همان شب بود كه تصمیم جدی گرفتم و از پدرم خواستم كه چند سوره به من یاد بدهد تا بتوانم در آن جلسات بخوانم. یادم می‌آید كه همان روز، در راه برگشت به منزل پدرم استارت كار قرائت را زد و چند سوره كوچك را به من یاد داد. پدرم وقتی از مدرسه می‌آمدند با وجود خستگی، من پشت كمر ایشان می‌نشستم و ساعت‌ها قرآن تمرین می‌كردم. از آن به بعد هر هفته‌ای كه به آن جلسات می‌رفتم همان سوره‌های كوچك را قرائت می‌كردم تا اینكه چندین سوره را حفظ كردم. نوارهای قرائت استاد عبدالباسط را برایم تهیه كردند و من با آنها قرائت تمرین می‌كردم. تا مدتی این كار قرائت قرآن را داشتم تا اینكه سفر انگلستان پیش آمد. بعد از آن سفر با تشویق پدرم روی زبان‌های عربی و انگلیسی كار كردم تا بتوانم به عنوان یك مبلغ كه به كشورهای دیگر می‌رود، قرآن را تبلیغ كنم. در همان زمان فقط قرائت كار می‌كردید؟شروعم با قرائت بود. قرائت صرف در یك كشور اسلامی بهای زیادی دارد، قرآن یك زبان بین‌المللی است. وقتی در یك كشوری وارد می‌شوید برای شركت در كنفرانس و سمینار، مردم از نظر فرهنگ، آداب، قیافه و كلام كاملاً با شما متفاوتند و شاید كسی شما را در آن كنفرانس یا سمینار نشناسد ولی وقتی قرائت قرآن شروع می‌شود چون زبان، زبان بین‌المللی است و مردم با زبان قرآن آشنایند، به هر كسی كه قرآن را قرائت می‌كند، احترام می‌گذارند. ولی چقدر خوب است كه آن شخصی كه قرآن را تلاوت می‌كند بتواند از فرصت استفاده كند و كلام خدا را در آنجا به زبان خود آن مردم توضیح دهد و مفهوم و معنی آیات را بیان كند. این كار از فقط قرائت كردن بهتر است. از چه زمانی آقای فروغی وارد محافل عمومی شد و مردم او را شناختند؟این هم لطف خدا بود. بعضی اوقات وقتی زندگی خودم را دوره می‌كنم خیلی تعجب می‌كنم، از بزرگی خدا و کوچکی انسان. واقعاً شاید انسان فکرش به یک قدمی‌اش هم قد ندهد. گاهی فکر می‌كنم اتفاقات به صورت مهره‌های شطرنج در زندگی من چیده شده‌اند. وقتی سنم کم بود در یکی از جلسات که یک برنامه تلویزیونی بود، شرکت و قرآن قرائت كردم. در آنجا شخصی بود که به بنده پیشنهاد اجرای برنامه در تلویزیون مشهد را داد. حدوداً 6، 7 ساله بودم که اولین برنامه‌ام را اجرا کردم. یک سوره کوچک را قرائت کردم. از همان موقع در مسابقات دانش‌آموزی که در شهرهای مختلف اجرا می‌شد شرکت کردم و مقام کسب می‌كردم. در همانجا بود که برنامه‌ریزی شد تا من در تلویزیون تهران برنامه اجرا کنم. به این نحو بود که برنامه قرائت من به طور رسمی از شبکه‌های تلویزیون در ایران و كشورهای دیگر پخش می‌شد. اینطور بود كه مردم من را شناختند. چه رشته‌ای را در دانشگاه خواندید؟من مهندسی كامپیوتر خوانده‌ام. خودم به مهندسی پرواز خیلی علاقه داشتم. اول تمام فکر و هدفم روی همین رشته بود. ولی مسیر زندگی هر کسی بر اساس کارهایی که انجام می‌دهد، تغییر می‌کند. بنده در ابتدا مهندسی پرواز را دوست داشتم ولی قبول نشدم بعد وارد رشته کامپیوتر شدم و به این رشته علاقه پیدا كردم و همان را ادامه دادم. الان كارتان در چه زمینه‌ای است؟در اثنای تحصیل در دانشگاه مشغول كارهای تفسیری هم شدم. بعضی وقت‌ها یک جرقه‌ای در زندگی انسان ایجاد می‌شود كه راه زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. بنده خودم مدتی قرائت قرآن داشتم اما بعد از یک مدت برای من سؤال بود که آیا همین كه به عنوان یک قاری وارد جلسه‌ای بشوی و قرآن بخوانی کافی است؟ یقیناً این همان هدفی نیست که قرآن می‌خواهد. آیه قرآن هم همین را می‌گوید: «مؤمنین حقیقی آن کسانی‌اند که آنطور که حق قرآن است آن را بخوانند». بنده هم با خودم این فکر را می‌كردم که حق قرآن این نیست که فقط قرائت بشود. قرائت خیلی خوب است ولی مرحله اول است. مراحل بعد در زمینه‌های دیگر است که باید به آنها هم رسید. به مرور زمان با اساتید خودم آشنا شدم. جرقه، همان سفر انگلستان بنده بود که بسیار برایم مفید و مؤثر بود، از این نظر که مرا ترغیب كرد تا تلاش كنم تا بتوانم به زبان خودشان، یعنی انگلیسی، قرآن را برایشان تفسیر کنم. فعلاً تمام وقتم را برای قرآن گذاشته‌ام. من به عنوان یك مبلغ قرآن در كشورهای دیگر برنامه اجرا می‌كنم. حدود 15 سال است كه روی زبان‌های عربی و انگلیسی كار می‌كنم، برای اینكه در كار تبلیغم موفق شوم تلاش كردم و تمام وقتم را برای این كار گذاشتم. در چه سالی به انگلستان سفر کردید؟فکر می‌كنم ده، پانزده سال قبل بود. این سفر خیلی برای من مهم بود. اینها همان جرقه‌هایی است که مسیر زندگی انسان را تغییر می‌دهد. اینها همه لطف خداست. در جلسه‌ای در انگلستان، اساتید مختلف دانشگاه‌های دنیا و خیلی از اساتید ایران شركت داشتند. فردی از یکی از کشورها به زبان انگلیسی شروع کرد درباره قرآن توضیح دادن. بنده قرآن را قرائت می‌كردم و درباره معنی و مفهوم قرآن کار کرده بودم و این را می‌دانستم که ما با تفاسیر مختلف، متقن و قوی‌ای که داریم، با این اشعار زیبایی که درباره آیات قرآن گفته شده، به راحتی می‌توانیم درباره قرآن حرف بزنیم. با خودم گفتم من در این جلسه نشسته‌ام و یکی دیگر از یک کشور دیگر می‌آید و درباره قرآن توضیح می‌دهد و اینجا زبان ما قاصر است. برای همین یك تصمیم جدی گرفتم. در مسابقات بین‌المللی هم شرکت کردید؟وقتی سنم کمتر بود در مسابقات دانش‌آموزی شرکت می‌كردم، ولی وقتی سنم بالاتر آمد دیگر چون هدفم چیز دیگری بود، دیگر در مسابقات شرکت نکردم. شرکت در مسابقه یك تمرین و سختکوشی خاصی می‌خواهد. حیطه کاری من تبلیغ قرآن است که این کار تمرین علمی زیاد می‌خواهد. من باید روی زبان عربی و انگلیسی هم کار می‌كردم. شما اگر بخواهید به انگلیسی صحبت کنید، با دو سه هزار کلمه می‌توانید یک زبان معمولی را ارائه کنید اما زبان قرآن را اگر بخواهیم ارائه کنیم، خیلی سخت‌تر می‌شود. چون هر كلمه معنی و مفهوم خاص خودش را دارد. کسی که می‌خواهد در این زمینه کار کند باید یک تلاش شبانه‌روزی داشته باشد. این کار را از کجا شروع کردید؟ از‌سازمان یا نهاد خاصی بود؟این برنامه‌ها، هم از داخل کشور هماهنگ می‌شود و هم از خارج. بعضی از ارگان‌ها در داخل هستند که کارشان اعزام مبلغ است. بعضی از افراد و ‌سازمان‌ها در خارج از کشور هم هستند که بنده را برای اجرای برنامه دعوت می‌كنند. مثلاً در کنفرانس بانکوک، از طرف افراد خارجی برای این برنامه دعوت شده بودم. از طرف بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی هم برای اجرای برنامه دعوت شده‌ام. حتی درخواست‌هایی هم تا همین الان هست مبنی بر اینکه من بروم و در کشورشان برای مدتی طولانی بمانم و برایشان کار انجام دهم. ولی من افتخارم این است که از طریق کشورم اعزام شوم. چون با جلساتی که در همین آب و خاک برگزار می‌شده من به اینجا رسیده‌ام. همین الان در شبکه جهانی سحر برنامه‌هایی دارم که فکر می‌كنم اگر این برنامه‌ها ادامه پیدا کند، تأثیرش بیشتر است. دوستان خود بنده‌ روی این برنامه فکر می‌كنند و کار بسیاری انجام می‌شود. برای اینکه یک برنامه در زمینه فرهنگی و دینی اثر‌گذار باشد، ساعت‌ها کار می‌كنند. این کار به نظر من تأثیرش از اینکه یک سفر طولانی به یک کشور آمریکایی داشته باشی برای اجرای برنامه بیشتر است. من خودم از این سفرها کم کرده‌ام و با یک برنامه‌ریزی دقیق‌تر تمام توانم را برای شبکه سحر گذاشته‌ام که یک برد جهانی دارد، انگار كه شما تمام كشورها را سفر كردید!شما در ایران هم برنامه‌هایی از این دست اجرا می‌كنید؟بله، مفصل! بنده هر سال در بیشتر دانشگاه‌ها برنامه اجرا می‌كنم. من تمام استان‌ها رفته‌ام و برنامه اجرا كرده‌ام. شما در آن سال‌هایی كه كار قرائت قرآن داشتید به دیدار رهبری هم رفتید. از آن ملاقات‌ها بگویید. خیلی زیاد به دیدار مقام معظم رهبری رفته‌ام. بالاترین تشویق بنده همان قرآنی بود كه ایشان با خط مبارك خودشان روی آن برای من نوشتند و آن را به من دادند. آن موقع در دوره اول یا دوم راهنمایی بودم. تشویق‌ها و عنایت‌های ایشان یكی از بزرگ‌ترین عوامل موفقیت بنده بوده است. هیچوقت فراموش نمی‌كنم جلسه‌ای را كه قرار بود در محضر ایشان قرائت قرآن داشته باشم. جلو آن همه دوربین و حاضران قرار بود قرآن بخوانم. در آن موقع اوایل دوران بلوغ بودم و صدایم كمی تغییر كرده بود. قرائت قرآن در مقابل ایشان كمی سخت است. وقتی قرائت را شروع كردم اضطراب زیادی داشتم و خواندنم مثل قبل نشد. در واقع خواندنی كه از من انتظار می‌رفت نبود. شاید همانجا آخرین قرائت من بود. چون احسای بدی در مورد قرائتم داشتم ولی اگر لطف و تشویق ایشان نبود من قرائت قرآن را ادامه نمی‌دادم. آن سفرهایی كه در كودكی داشتید لطمه‌ای به درس‌هایتان نمی‌زد؟خب بله، لطمه خودش را می‌زد. مثلاً در همان زمانی كه به سفر حج رفتم دقیقاً موقع امتحانات خرداد بود. كلاس سوم راهنمایی بودم. همه سر جلسه امتحان بودند و من سفر حج رفته بودم! ولی لطف مسئولان مدرسه به من به قدری زیاد بود كه حتی غیبت‌های من را هم جبران می‌كردند و به من در درس‌های عقب‌افتاده كمك می‌كردند. از طرف كجا به حج رفتید؟از طرف ارگانی بود كه من الان یادم نمی‌آید كجا، ولی این سفر را به همراه پدرم رفتم. خاطره‌ای از دوران كودكی به خاطر می‌آورید؟بهترین خاطره‌ام این بود كه در مسجدالحرام چندین بار قرائت قرآن داشتم. روبه‌روی ضریح مطهر پیامبر(ص) هم برنامه داشته‌ام. همان سالی كه به مكه رفته بودم، روز برائت از مشركین، نوبت قرائت من بود. جمعیت زیادی در خیابان‌های مكه ایستاده بودند. یادم می‌آید كه بعضی از بچه‌های كوچك عربستان كه هم سن و سال خودم بودند بعد از اینكه قرائتم تمام شد به من گفتند كه هنگام قرائتم به بالای كوه در همان نزدیكی رفته و پرچم ایران را نصب كرده‌اند، این برای من یك افتخار بود!كار تبلیغ چطور كاری‌ است؟از زمانی كه به كار تبلیغ مشغول هستم نامه‌های زیادی از سراسر دنیا دریافت كرده‌ام كه بنده خودم شرمنده‌ام از خدا و قرآنم. از خدا ممنونم كه این لطف نصیبم شد. قرآن خیلی اثرگذار است و چقدر افرادی هستند كه شاید مسلمان نباشند و از قرآن چیزی ندانند ولی وقتی شما قرآن را برای آنها می‌خوانید و از قرآن برایشان صحبت می‌كنید خیلی برایشان لذت دارد. وقتی شما قرائت قرآن داشته باشید اصلاً آنها متوجه نمی‌شوند كه شما چه چیزی می‌خوانید، مثل این می‌ماند كه یك متن انگلیسی را مقابل شما بگذارند كه بخوانید شاید بتوانید بخوانید ولی شاید معنی آن را متوجه نشوید. خب آن‌وقت آن تأثیرگذاری را نمی‌تواند داشته باشد. طرف مسلمان نیست و هیچ چیز از قرآن نمی‌داند و فقط یك توهینی از قرآن را شنیده و در حال تحقیق است. وقتی آیات قرآن برای چنین كسی بازگو می‌شود و معجزات قرآن برایش گفته می‌شود، لذت می‌برد و دوباره زنده می‌شود. آیه قرآن می‌گوید وقتی كسی وارد این دین می‌شود دوباره زنده می‌شود؛ كاری كه الان از یك مبلغ برمی‌آید این است كه قرآن را در سراسر دنیا عرضه كند تا حتی نامسلمانان هم از آن بهره‌مند شوند. چه كسانی بیشتر در جلسات شما شركت می‌كنند؟آن زمانی كه فقط قرائت قرآن داشتم خب همه مسلمان بودند ولی الان وقتی در سمینار یا كنفرانسی شركت می‌كنم لزوماً همه مسلمان نیستند. غیرمسلمان هم ممكن است شركت كند. كنفرانسی در آمریكا برگزار شد كه همه غیرمسلمان بودند و اصلاً قرار بود غیرمسلمان‌ها صحبت كنند، موضوع بحث هم اسلام و پیامبر بود. من به عنوان یك مسلمان به آنجا دعوت شدم و صحبت كردم. شاید اگر فقط قرائت قرآن بود مجالس محدودتر بود ولی همین‌كه می‌توانی پیام قرآن را به مردم دیگر با زبانی دیگر برسانی، خیلی خوب است. كار مبلغ چقدر ارزشمند است؟اگر یك مبلغ خوب بتواند كار كند می‌تواند خیلی از توجهات را به كشور جلب كند. وقتی در جلساتی شركت می‌كند افرادی كه آنجا هستند هم از نظر سطح علمی و هم از نظر سطح مالی در جایگاه خوبی قرار دارند. اگر شما به عنوان مبلغ كارت را خوب انجام دهی آن فرد را به سمت اسلام و قرآن می‌كشانی و روح و جسم و مال و علمش را به سمت كشور می‌كشانی و وارد كشور می‌كنی، پس باید یك مبلغ حمایت شود. كار تبلیغ خیلی اهمیت دارد. اگر نداشت كه خدا به پیغمبر نمی‌گفت بلغ ما انزل الیك! به این آیه، آیه تبلیغ می‌گویند. چون كار تبلیغ خیلی مهم است. خاطره خوبی از دوران تبلیغ دارید؟!در جلسه‌ای حضور داشتم كه از مذاهب دیگر هم پای سخنرانی نشسته بودند. جوان ثروتمندی آنجا بود كه نماینده یك شركت خیلی معروف آلمانی در تایلند بود. خانمش بودایی بود و كارمند سفارت سوئد در تایلند. اینها با همان تیپ اروپایی خودشان آمده بودند در جلسه. من درباره آیات قرآن برایشان صحبت می‌كردم. بعد از اینكه در مورد آیات توضیح دادم شروع كردم به قرائت همان آیات. در میانه قرائتم آن جوان آلمانی شروع كرد به كف زدن. وقتی حرف‌هایم تمام شد از او پرسیدم از این چیزهایی كه خواندم چه فهمیدی؟ گفت چیز زیادی نفهمیدم ولی احساس كردم این حرف‌ها روی من تأثیر گذاشت. من ترجمه كلیات سعدی و نهج‌البلاغه به زبان انگلیسی را به این جوان هدیه كردم و او درباره دینش سؤال كردم. گفت: یك روز رفتم پیش عالم دینم و به او گفتم كه می‌خواهم یك سری اطلاعات در مورد دین خودم كسب كنم. آن عالم گفت باید فلان مبلغ را به من بدهی تا من در ازایش، این مطالب را به تو بگویم. این جوان خیلی ثروتمند بود و این پول‌ها برایش ارزشی نداشت ولی برایش جای سؤال بود كه چرا باید در ازای یك راهنمایی پول به او بدهد. آن جوان دیگر نمی‌خواست پیرو دین قبلی‌اش باشد، برای همین در حال تحقیق بود كه ادیان دیگر را بشناسد. همسرش هم می‌خواست بودایی شود. من برایش یك آیه از قرآن را خواندنم كه خدا هنگام فرستادن پیامبر (ص) برای هدایت مردم به او گفته بود: « قل لا اسالكم علیه اجرا الا الموده فی القربی: بگو به ازاى آن رسالت پاداشى از شما خواستار نیستم مگر دوستى درباره خویشاوندانم». وقتی این آیه را خواندم این جوان خیلی علاقه‌مند شد. بعد از آن چند جلسه با او درباره آیات قرآن صحبت كردم و الان هم كه در جریان كارش هستم بسیار علاقه‌مند به اسلام و قرآن شده است. چه كاری باید كرد كه قرآن به طور مطلوب شناسانده شود؟هر كاری كه برای قرآن شود كم است. امرزه به جایی رسیده‌ایم كه خیلی ضدارزش‌ها حاكم شده است. مثلا در كشورهای اروپایی انسان می‌كشند، روغن بدنش را می‌گیرند، از آن كرم درست می‌كنند و در دنیا می‌فروشند یا جنین‌خواری كه خیلی هم مد شده و جزو غذاهای گران‌قیمت هم هست. كار منفی كردن خیلی راحت است، كار مثبت سخت است. ما باید فكرمان این باشد كه برای قرآن قدم برداریم. بسیاری از كشورها هستند كه به بنده مبالغ هنگفتی را پیشنهاد می‌كنند برای اینكه بروم در ماهواره‌های آنها اجرای برنامه داشته باشم. در فرودگاه یكی از كشورها، فرد ثروتمندی كه صاحب یك شبكه ماهواره‌ای بود به من گفت، هر چه بخواهی برایت فراهم می‌كنیم با حقوق بالا، فقط با این شرط كه هر برنامه‌ای كه بخواهم اجرا كنم از طریق شبكه‌های آنها باشد. ولی من افتخارم این است از طرف كشورم برای اجرای برنامه‌ها می‌روم. من معتقدم كه در ایران كارها باید خیلی هماهنگ‌تر، بهتر و دقیق‌تر انجام شود. كارها باید از حالت آماری بیرون بیاید. آمار نمی‌تواند به ما میزان پیشرفت بدهد. ما هر چقدر بخواهیم عدد آمار را بالا ببریم خیلی خوب است ولی فقط صرف اینكه ما بخواهیم آمار بدهیم كه مثلاً امروز این كار صورت گرفته یا آن كار، این نمی‌تواند پیشرفت باشد. ما باید امروز كار را عملی‌تر، محكم‌تر و بهتر انجام دهیم تا نتیجه كار را ببینیم. مثلاً بررسی كنیم كسی كه مبلغ است و به كشورهای دیگر فرستاده می‌شود چه كار مثبتی را انجام می‌دهد. قیمت هر كسی بر اساس آن كاری كه انجام می‌دهد، زحمتی كه می‌كشد و نتیجه‌ای كه می‌گیرد تعیین می‌شود و از همه لحاظ باید آن فرد حمایت شود تا بتواند وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد. من خودم از همان كودكی به لطف قرآن طوری كارهایم هماهنگ شد كه می‌توانم بگویم الان مشكلی ندارم ولی شاید جوانی باشد كه بخواهد تازه الان وارد كار تبلیغ شود. این جوان نیاز دارد كه برایش هزینه شود. پس ما باید ببینیم این بودجه‌ای كه داریم را كجا هزینه كنیم تا بتوانیم افرادی را بسازیم كه به عنوان نماینده و مبلغ به كشورهای دیگر بفرستیم. آن جوانی كه ذهنش برای تبلیغ پرورش پیدا می‌كند، خودش مثل یك بمب است، چون دیگر توانایی انجام هر كاری را دارد آن‌هم فقط با حرف زدن. یعنی مقصود شما این است كه این كار از نظر مالی مبلغ را حمایت نمی‌كند؟شما وقتی در كشورهای دیگر برنامه‌ای اجرا می‌كنید جمعیت زیادی شما را می‌بینند. صاحبان شبكه‌های دیگر هم جزو این بیننده‌ها هستند و این برنامه‌ها را رصد می‌كنند و اگر كار خوبی ارائه شده باشد به دنبال این هستند كه آن مبلغ را جذب شبكه‌های خودشان بكنند. اگر این فرد مشكلاتی از نظر مالی داشته باشد ممكن است جذب آن شبكه شود. الان در دنیا برای یك مبلغ كه بتواند بیاید جلو دوربین و پیام قرآن را برساند قیمت زیادی قائلند. بنده الان بیشتر دعوت‌هایم از كشورهای دیگر است. از نظر شما ایران آن میزان حمایت كافی را از مبلغان دارد؟فقط همین را باید بگویم كه اگر آن مسئولی كه می‌آید یك امضایی را می‌كند یا آن مسئولی كه یك هماهنگی را انجام می‌دهد تا فردی را برای تبلیغ به كشوری بفرستد، اگر آن فرد لایق نباشد و قابل نباشد فقط هزینه بیت‌المال را خرج می‌كند و هیچ نتیجه‌ای هم ندارد. باید آن مسئول برایش مهم باشد كه نتیجه كار مطلوب باشد. باید مبلغان را ترغیب و تشویق كرد. باید كارهایی كرد كه نتیجه خوبی داشته باشد. باید مراقب باشیم كه بعضی اعزام‌ها بی‌نتیجه نباشد كه فقط هدر رفتن بودجه است. هر كسی اگر بر اساس حق خودش قانع باشد همه چیز خوب پیش می‌رود و اگر آن مسئولی كه این اعزام را انجام می‌دهد بر اساس قابلیت و بهتر بودن افراد، اعزام را انجام دهد ما روزبه‌روز در زمینه تبلیغ پیشرفت خواهیم داشت. الان به نظر شما این نظارت‌ها چطور است. با این تعاریف گویی كارها باری به هر جهت است؟من در كارهای اداری‌اش نیستم كه بخواهم چنین چیزی را بگویم. مقصود من این است كه اگر كارها با نظارت و خوب پیش رود پیشرفت هم حاصل می‌شود. من خودم كارم این است. من در بسیاری از كشورها رفته‌ام و برنامه‌های آنها را هم دیده‌ام، كارهای آنها خیلی منظم‌تر و خیلی دقیق‌تر و هماهنگ‌تر اجرا می‌شود. خیلی دارند كار می‌كنند. ما هنوز خیلی جای كار داریم. من باید تشكر كنم از مدیر شبكه سحر و مدیر معارف انگلیسی شبكه سحر آقای غفاری كه زحمت زیادی برای برنامه‌های این شبكه می‌كشند و دغدغه‌شان این است كه برنامه‌ها خوب اجرا شوند. برنامه‌هایشان خیلی نظم دارد و بسیار زحمت می‌كشند برای‌اینكه این برنامه‌ها در كشورهای دیگر اثرگذاری داشته باشد. من نامه‌های زیادی از مردم كشورهای دیگر دریافت كرده‌ام كه از برنامه‌های شبكه سحر بسیار تشكر كرده‌اند. و سؤال آخر! اسم و رسمی كه در كودكی به دست آورده بودید چقدر در موفقیت و پذیرش شما از طرف دیگران مؤثر بود؟بله. خیلی اثر داشت. بعضی از افراد بودند در كشورهای دیگر كه وقتی من برنامه داشتم به من می‌گفتند ما نوارهای قرائت كودكی‌ات را گوش كرده‌ایم. مثلا خانمی در كانادا هنوز نوارهای قرائت من در كودكی را دارد و این را از همان موقع نگه‌ داشته است و جالب این‌جاست كه این افراد اصلاً ایرانی نیستند. من این را جز لطف خدا نمی‌دانم. بله بنده اصلاً این را انكار نمی‌كنم، آن اسم و رسم خیلی به كارم آمد. این لطفی بود كه از همان كودكی به من شد تا الان.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار