
حمد الله عمادی
درباره شهدای جهان اسلام از بدو تاریخ تاکنون مطالب زیادی شنیدهایم و هشت سال جنگ تحمیلی به خوبی ادبیات رسانهای و ملی ایران را از نمونههای فداکاری اعتقادی و جهاد عرفانی غنی کرده است اما توجه به جهادگران و شهدای جهاد افغانستان به عنوان کشور همزبان، همفرهنگ و همدین میتواند نگاه به جهاد و شهادت را از منظری دیگر در جغرافیایی خسته از جنگ و ویرانی برای ما به نمایشگذارد.
کسانی که با جهاد افغانستان آشنایی دارند، علامه شهید سید اسماعیل بلخی را به خوبی میشناسند، بزرگی که پس از 15 سال تحمل اسارت در دوران حکومت شاهی در کابل با نوشیدن شربت شهادت از قید و بند دنیا آزاد شد و به فوز عظیم رسید.
روزنامه جوان برای آشنایی بیشتر با شخصیت این شهید بزرگوار و سیره علمی و عملی شهید علامه سید اسماعیل بلخی و همچنین فرزند شهیدشان شهید سید علی بلخی استاد سابق دانشگاه کابل با صدیقه بلخی فرزند و خواهر این دوشهید، وزیر امور شهدا و معلولان کابینه اول حامد کرزای و سناتور کنونی در مجلس افغانستان، گفتوگویی را انجام داده که در زیر میخوانید.
درباره دیدگاهها و اعتقادات مرحوم علامه شهید سید اسماعیل بلخی و تأثیرات آن بر روند حرکت جهادگران افغان برایمان بگویید...
شهید بلخی از نوابغ دوران خود بودند. اکثریت علما و بزرگان جهان اسلام چه در افغانستان و چه اقصی نقاط جغرافیای عظیم امت اسلامی، شهید بلخی را به عنوان سید جمالالدین ثانی میشناختند و حتیاندیشههای ایشان را در مواردی راهگشاتر از سید جمال ارزیابی میکردند. ایجاد وحدت بین امت اسلامی از اهداف عالیه شهید بلخی بود. علامه بلخی، وحدت عملی و نظری بین مسلمانان برای قدرتمند شدن امت اسلامی را یک اصل میدانستند. وی تلاش زیادی کرد که افغانستان را از زیر سلطه ظاهرشاهی خارج کرده و نظام جمهوری اسلامی را در این کشور برقرار کند، موضوعی که به خاطر آن شکنجه شد، 15 سال اسارت کشید و در نهایت به خاطر آن شهید شد. در دیوان شهید بلخی شعری هم درباره تشکیل جمهوری اسلامی وجود دارد به نام «نور جمهوریت ای مقصود شرق» که در این کتاب به خوبی هدف خود را برای تغییر نظام سلطنتی افغانستان آن زمان به نظامی دینی و مردمی تبیین کرده است.
شما شهید بلخی را شخصیتی سیاسی تبیین کردید، چه مسائلی برای مرحوم پدرتان در حاکمیت از مسائل دیگر ارزشمندتر بود و آنها را هدف تشکیل نظام جمهوری اسلامی میدانستند؟
مردمسالاری مبتنی بر ارزشهای الهی را یک اصل میدانستند. عدالت اجتماعی را لازمه حکومت اسلامی میدانستند و به مبارزه با فساد و رشوه خواری اعتقاد راسخ داشتند.
از چگونگی شهادت پدرتان تعریف کنید...
شهید بلخی در سن 48 سالگی در سال 1347به شکل مرموزی به شهادت رسید. ایشان بعد از تحمل 15 سال زندان، هشت ماه بعد از آزادی چندین بار توسط عوامل ناشناس مسموم شدند اما خداوند به ایشان کمک کرد تا بیشتر زنده بمانند و توفیق خدمت بیشتر پیدا کنند تا در آخرین مسمومیت به همان منوال گذشته توسط افراد ناشناسی که هویتشان هنوز نامشخص است مسموم و بعد از طی چند روز در بیمارستان به شهادت رسیدند و هرگز هم ردپایی از عوامل شهادت ایشان پیدا نشد..
فعالیتهای سیاسی شهید بلخی علیه نظام سلطنتی افغانستان، تشکیلاتی بود یا فردی؟
فعالیتهای سیاسی شهید بلخی در چارچوب حزبی تحت عنوان حزب «ارشاد» افغانستان انجام میشد که در زمان صدارت (نخست وزیری) سردار محمدهاشم خان، پسر عموی ظاهر شاه، 12 بزرگ این حزب از جمله شهید بلخی دستگیر و زندانی شدند و 15 سال محبوس شدند. قدرت نخست وزیری در افغانستان در زمان مرحوم بلخی در اختیار خانواده سلطنتی بود که پس از مجاهدتهای فراوان مردم، نخست وزیری در اختیار مردم قرار گرفت. دکتر یوسف که شخصیتی مردمی بود نخستوزیر شد و نخستوزیری وی با دو تقاضا نامه از ظاهرشاه همراه بود که یکی از آنها توشیح قانون اساسی افغانستان و دیگری آزادی علامه شهید بلخی و همراهانشان بود که در نهایت هر دو موضوع تحقق یافت.
درباره سخنرانیها و علایق مذهبی علامه شهید بلخی و دوستان علمی ایشان برای ما بگویید؟
شهید بلخی همیشه سخنرانیها را با خطبهای از نهج البلاغه یا آیاتی از قرآن آغاز میکرد و شرح واقعه کربلا و روضه خوانی برای اباعبدالله الحسین (ع) ختم کلام ایشان در سخنرانیها بود. «حسین»میگفت و اشک میریخت، «علی» میگفت و اشک میریخت. ارادت علامه بلخی به پنج تن آل عبا تا حدی زیاد بود که شهید، حدیث شریف کساء را به شعر درآورده و این اشعار در دیوان ایشان آمده است. شهید بلخی به زیارت عتبات عالیات و زیارت امام حسین(ع) عشق میورزید و بلافاصله بعد از رهایی از زندان به عتبات مشرف شدند. علامه بلخی رفاقت و مراودات خاصی با حضرات آیت الله حکیم، آیتالله خویی، امام خمینی(ره) و آیت الله موسی صدر داشتند و ارادتی دوجانبه بین علامه و این علمای بزرگ وجود داشت.
در شرایط کنونی و به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر، غرب تلاش میکند اسلامگرایی را مترداف با تروریسم نشان دهد و چهرهای جنگ طلب از مسلمانان و به خصوص مسلمانان افغانستان نشان دهد، نگاه علامه شهید بلخی به مقوله جهاد و مبارزه چگونه نگاهی بود؟
جهاد شهید بلخی، جهاد علمی و عملی بود، جهاد برای تحقق ارزشهایی مثل عدالت اجتماعی بود، شمشیر شهید بلخی در مبارزه، زبان ایشان بود، شهید بلخی هرگز راضی به ریخته شدن خون انسان بیگناهی نبودند و هرگز آزارشان به کسی نرسید. جهاد با جنگ طلبی کاملاً فرق دارد و علامه شهید بلخی هرگز جنگ طلب نبودند و آرامش و صلح را برای مردم خود و منطقه خواستار بودند.
شما از ارادت شهید علامه سید اسماعیل بلخی به مراجع و همچنین ارادت آنان به شهید برای ما گفتید، آیا در اینباره خاطرهای دارید؟
زمانی که مرحوم پدرم برای زیارت به نجف رفته بودند، اکثریت مراجع به دیدار ایشان رفتند از جمله امام خمینی(ره). امام پیش از دیدار با علامه شهید بلخی گفته بود که به دلیل مشغولیتها فقط چند دقیقه وقت دارند با شهید دیدار کنند و باید به کارهای دیگر رسیدگی کنند اما بعد از دیدار، این چند دقیقه به ساعت کشید. وقتی امام از حجره فقیرانهای که شهید بلخی در آن ساکن بودند به جمع طلاب برگشته بودند، همراهان امام درباره طولانی شدن دیدار امام(ره) و شهید بلخی سؤال میکنند که امام میفرماید: شنیده بودم اما ندیده بودم ما همدیگر را جذب کردیم. ارادت علمای دیگرهم به شهید بلخی بسیار زیاد بود. حضرت آیت الله حکیم در دیدار با شهید بلخی عبای خود را به نشان علاقه و ارادت بر دوش شهید انداختند و این عبا که دستباف زنان طایفه حکیم بود تا زمان شهادت شهید همراه ایشان بود.
بعد از شهید علامه سید اسماعیل بلخی، برادرتان شهید سید علی بلخی نیز به شهادت رسیدند، درباره دلایل و چگونگی شهادت برادرتان برای ما بگویید؟
شهید سید علی آقا بعد از شهادت پدر، سرپرستی مادر و دو خواهر خود را به عهده گرفت. شهید سید علی آقا بعد از گرفتن فوق لیسانس از دانشگاه بوخوم آلمان در رشته اقتصاد به کسوت استادی دانشگاه کابل درآمد. وی در تحصیل علم بسیار کوشا بود و از همان دوران اولیه تحصیل تا آخرین مقطع دانشگاهی شاگرد اول بودند.
شهید سید علی آقا بلخی چگونه به شهادت رسید؟ چه ویژگیهایی در شخصیت شهید بلخی بارزتر بود؟
پدرم همیشه همه فرزندان از جمله سید علی آقا را به مردم داری، خانواده دوستی و آموزش علم توصیه میکردند و ایشان در راه تحقق وصیت پدرم بسیار کوشا بودند. باوجود زندگی سخت شهید سید علی آقا، فقیر نوازی از خصوصیات بارز شهید بخلی بود.
شهید سید علی آقا یک روحانی دانشگاهی بودند که در فضای دانشگاهی به روشنگری میپرداختند. در زمان ایشان، فضای دانشگاهها در افغانستان تحت تأثیر مارکسیستها بود و ایشان بارها تهدید به قتل شدند اما از مجاهدت علمی و روشنگری در فضای دانشگاهی دست نکشیدند تا اینکه پس از حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1358 توسط ایادی روسها در محیط دانشگاه ربوده شده و تاکنون مفقود الاثر است.
اکنون چهار دهه از شهادت شهید سید اسماعیل بلخی، پدر بزرگوار و همچنین سه دهه از شهادت شهید سید علی بلخی برادر بزرگوار شما میگذرد، خودتان هم یک شخصیت برجسته سیاسی افغان هستید، چالشهای سیاسی افغانستان و دلایل وضعیت موجود در کشورتان را ناشی از چه میبینید؟
مردم افغان، مردمی مجاهد، مومن و غیور هستند آنچه افغانستان را به چالش کشید یکی دخالت خارجی بود و دیگری نبود رهبری و پراکندگی نیروهای مجاهد. من قصد مقایسه افغانستان با ایران را ندارم، ولی شخصیتی مثل امام خمینی(ره) با آن شاخصهها در افغانستان وجود نداشت. اما درباره دخالت دستهای خارجی باید بگویم که در سالهای پس از شهادت پدرم، داوود خان، پسر عموی ظاهرشاه، نظام شاهنشاهی را تبدیل به جمهوریت کرد. بعد از داوود خان، روسها کودتا کردند و وی را در ارگ شاهی کشتند. بعد از وی در 14 سال حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی سابق بر افغانستان، به ترتیب چهار نفر یعنی ترکی، امین، ببرک کارمند و دکتر نجیب از طرف روسها بر کابل حکومت کردند تا اینکه با پیروزی مجاهدین بر شوروی، حکومت در اختیار مجاهدین قرار گرفت و سبقت الله مجددی و بعد هم استاد ربانی حاکمیت را به دست گرفتند. چالشهای افغانستان با پیروزی مجاهدین بر روسها به پایان نرسید و این بار دست خارجی طالبان را به افغانستان تحمیل کرد و پنج سال هم طالبها بر کابل حکومت کردند. اکنون نیز کشوری ویران و مردمی خسته از جنگ با میلیونها آواره، شهید و یتیم باقی مانده است که حامد کرزای بر آن حکومت میکند و نیروهای دهها کشور در آن حضور دارند.