
«انقلاب لالهای (Tulip Revolution) قرقیزستان که نسبت به سایر انقلابهای رنگی با خشونت و پراکندگی بیشتری همراه بود، اینک واپسین نفسهای خود را میکشد. هنگامی که در سال 2005، نظام تک نفره «عسگر آقایف» توسط انقلاب رنگی ساقط شد، شاید کمتر کسی فکر میکرد که تنها 5 سال بعد، رهبران انقلاب لالهای نیز به سرنوشت رهبران پیشین قرقیزستان دچار شوند. نکته جالبتر آنکه مخالفان فعلی دولت قرقیزستان، همان اتهاماتی را متوجه باقیاف میکنند که پیش از این به آقایف نسبت داده بودند. به نحوی که باقیاف همانند آقایف به فساد مالی و فامیلبازی متهم شده است. مخالفان و معترضان، باقیاف را نیز همانند آقایف به انحصار موقعیتهای سیاسی و اقتصادی متهم مینمایند و چنین ابراز میدارند که وی از این طریق، خانواده و نزدیکان خود را از مزایای اقتصادی زیادی بهرهمند کرده است. همچنین وی به ناکامی در اجرای اصلاحات دموکراتیک و کشاندن کشور به بنبست سیاسی نیز متهم شده است.
در مجموع سیاستهای اقتصادی اشتباه، افزایش قیمتها، تشدید فقر، رشد فساد، دستگیری و بازداشت روزنامهنگاران منتقد، نقض حقوق بشر و استبدادگری دولت از جمله عواملی محسوب میشوند که خشم مردم این کشور را برانگیختهاند. علاوه بر موارد فوق میتوان تمدید حضور نظامی آمریکا در پایگاه مناس، امضای قرارداد احداث مرکز ضدتروریستی در جنوب قرقیزستان از سوی دولت این کشور با آمریکا و همچنین گرایشهای نسبی ماکسیم باقی فرزند رئیسجمهور قرقیزستان به غرب به ویژه آمریکا و نگرانی روسیه از این تحولات را در بروز ناآرامیهای اخیر مؤثر دانست.
به طور کلی اقدامات باقی اف طی سالهای گذشته نه تنها به موفقیت بزرگی منجر نشده، بلکه وضعیت معیشتی مردم را نیز وخیمتر کرده است. هزاران نفر از مردم قرقیزستان که به سرعت به این امر پیبرده بودند، در ماه آوریل 2006، در اعتراض به بیتوجهی دولت به فساد گسترده در کشور دست به تظاهرات زدند. در آن تظاهرات، مخالفان که از هنگام برکناری رئیسجمهور سابق قرقیزستان در اثر انقلاب رنگی، تغییری احساس نمیکردند، خواهان بهبود وضعیت اقتصادی کشور و افزایش دستمزد خود شده بودند. بحران سیاسی در قرقیزستان هنگامیشدت گرفت که از یک سو نمایندگان مخالف در تدوین قانون اساسی از کاهش قدرت رئیسجمهور سخن گفتند و از سوی دیگر نیروهای ضد شورش با پرتاب گاز اشکآور سعی کردند تا درگیری میان موافقان و مخالفان قربانبیک باقیاف، رئیسجمهوری این کشور را پایان بخشند. اگر چه در آن هنگام پس از یک هفته تظاهرات ضد دولتی و فشار مخالفان برای جلب موافقت قربانبیک باقیاف، با تغییر قانون اساسی، وی سرانجام با کاهش اختیارات خود موافقت و قانون اساسی جدید را امضا کرد، با این حال فضای تنش همچنان در این کشور باقی ماند.
در تازهترین دور مخالفتها با دولت که از صبح روز سهشنبه 6 آوریل 2010 با تظاهرات تقریباً 500 نفر از نیروهای مخالف آغاز شد و در صبح روز بعد نیز دامنه آن به بیشکک و مراکز چند استان دیگر کشیده شد، دولت قرقیزستان در کشور وضعیت فوقالعاده اعلام کرده است. این امر در پی افزایش درگیریها و کشته و زخمیشدن چندین نفر صورت گرفته است. قربان بیک باقیاف که هنگام پیروزی انقلاب لاله از مأموران پلیس این کشور به علت استفاده نکردن از اسلحه برضد مخالفان قدردانی کرده بود، هم اینک خود به استفاده از زور در برابر مخالفان پرداخته است.
در مجموع به نظر میرسد شرایط بحرانی فعلی یا با سرکوب شدید مخالفان و یا با استعفای باقیاف پایان پذیرد. در این بین غرب و بخصوص ایالات متحده آمریکا دست کم به دو دلیل از اتفاقات جاری در قرقیزستان بیمناک میباشند. نخست آنکه قرقیزستان برای غرب به عنوان محل کنترل اسلام گرایی افراطی در منطقه آسیای مرکزی شناخته میشود و دیگر آنکه آمریکا در قرقیزستان دارای پایگاه هوایی است و از آن برای حمایت از جنگ در افغانستان استفاده میکند.
علاوه بر کشورهای غربی، دولتهای روسیه، چین و سایر همسایگان قرقیزستان نیز از وقوع و گسترش ناآرامی در این کشور نگران میباشند. در واقع موقعیت جغرافیایی قرقیزستان به عنوان کشوری که حلقه اتصال چین، روسیه و آسیای جنوب غربی به شمار میآید، موجب به وجود آمدن نگرانیهای عمیقی میان همسایگان آن شده است. دولت روسیه با توجه به منافعی که در کل منطقه آسیای مرکزی دارد، در وهله نخست از گسترش ناآرامیها به سایر کشورهای منطقه هراس دارد و در وهله دوم به امنیت جان هزاران روستبار که در این کشور زندگی میکنند، میاندیشد. به همین سبب نیز مقامات نظامی روسیه اعلام کردهاند که به دلیل وخامت اوضاع سیاسی و امنیتی قرقیزستان، پایگاه نظامی این کشور واقع در منطقه کانت بیشکک به حالت آماده باش رزمی در آمده است. از سوی دیگر مقامات چین نیز بیمناک هستند که دامنه اعتراضات و مخالفتها از قرقیزستان به سرزمین چین و به خصوص به میان جداییطلبان و ناراضیان این کشور سرایت نماید. این امر به خصوص با توجه به حضور هزاران اویغور در قرقیزستان میتواند یکبار دیگر آتش استقلالطلبی آنها و شوروش در راستای ایجاد کشوری مستقل با عنوان «ترکستان شرقی» را شعلهور نماید. به همین سبب ناآرامیهای موجود در قرقیزستان عملا میتواند مقامات چینی را از افقهای بیثباتی و تمایلات جداییطلبانه، نگران نماید.