
«ایالات متحده با وجود تمایل قدرتمند به اختلاط میان دین و سیاست، اما سنتی طولانی در جدایی بین کلیسا و دولت داشته است. در طول تاریخ ملت ما، حرکتهای بزرگ سیاسی و اجتماعی در اموری چون حق رأی زنان، حقوق مدنی و منازعه کنونی بر سر سقط جنین و ازدواج همجنس گرایان، توانستهاند خود را به لحاظ حجیت اخلاقی، رهبری الهام بخش و نیروی سازماندهی بر نهادهای مذهبی تحمیل کنند. در سالهای اخیر مذهب توانسته است بیشتر از گذشته به صورتی ژرف در سیاستهای حزبی تنیده شود.» این جمله از سوی یک سایت مذهبی آمریکایی (pewforum. org) در زمان انتخابات ریاست جمهوری اخیر آن کشور در سال 2008، تا اندازهای گویای نگاهی است که طی سالهای اخیر در مورد رابطه دین و سیاست در این کشور به وجود آمده است. به نظر میرسد که جامعه آمریکایی با پشت سر گذاشتن سنت طولانی جدایی دین از سیاست اکنون نیاز به دین در عرصه سیاست را احساس کرده و از این رو، مدتی است که رابطه بین این دو مبدل به یکی از چالشهای مهم در این کشور شده و میتوان گفت که تأسیس شورای مذهبی از سوی باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا یک جنبه از این چالش را آشکار میسازد.
شورای مذهبی
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، پس از موفقیت خود در انتخابات ریاست جمهوری و راهیابی به کاخ سفید اعلام کرد که قصد تأسیس شورای مذهبی را دارد، امری که تا پیش از وی چندان سابقهای نداشت. این شورا از 25 مشاور مذهبی تشکیل شده که بنابر حکم اوباما، قرار است جهت حفظ ارزشهای آمریکایی وظیفه هماهنگی و تخصیص بودجه بین گروههای مذهبی مورد تأیید را به عهده داشته باشد و علاوه بر این، این شورا وظیفه تأیید دعاهایی را به عهده دارد که کاخ سفید برای برگزاری همایشهای عمومی سفارش داده است. بنابر این اهداف بود که شورای مذکور در 9 مارس توصیههای خود در مورد همکاری بهتر بین دولت و گروههای مذهبی را به کاخ سفید ارائه داد که به نظر تحلیلگران، گامی برای توسعه کمکهای مالی دولت آمریکا به گروههای مذهبی است.
تأسیس شورای مذهبی از سوی اوباما موجب شد تا چالش بر سر ارتباط بین دین و دولت در جامعه آمریکا متوجه اقدامات کاخ سفید و جایگاه تشکیل چنین شورایی در سنت و ساختار سیاسی آمریکا شود. یکی از منتقدان سرشناس شورای مذهبی اوباما، اسقف بری لین است که در گروهی به نام «آمریکاییهای متحد برای تفکیک کلیسا از دولت»، Americans United for Separation of Church and State، عضویت دارد. این گروه اصل راهبردی خود را در آزادی عمل هر آمریکایی برای اعمال مذهبی یا خودداری از چنین اعمالی و همچنین بیطرفی کامل دولت در امور مذهبی تعریف کرده است. برای این است که این گروه و بری لین به شدت مخالف تأسیس شورای مذهبی از سوی اوباما بوده و با آن مبارزه میکنند. بری لین به طور مشخص بر تأیید دعاها از سوی این شورا انگشت گذاشته و میگوید: «چیز بدتر از انجام این دعاها، ضرورت مورد تأیید قرار دادن آنهاست، چون این کار، کاخ سفید را در کانون مسائل مربوط به الهیات درگیر میکند».
اعتراضات اسقف لین و همفکرانش در این گروه به شورای مذهبی اوباما مبتنی بر نخستین اصلاحیه قانون اساسی آمریکاست که در تاریخ 25 سپتامبر سال 1789 طرح و در 15 دسامبر 1791 به تصویب رسید. ماده نخستین این اصلاحیه تحت عنوان؛ آزادی مذهب، بیان، مطبوعات، حق برگزاری اجتماعات و ارائه دادخواست است که دو عبارت در این ماده به عنوان «عبارات مذهبی نخستین اصلاحیه» شهرت یافتهاند و به طور مشخص بر آزادی مذهب و بیطرفی دولت در این زمینه تأکید کرده است. روشن است که مخالفت گروه آقای لین با شورای مذهبی اوباما بر ساختار سیاسی آمریکا و سنت گذشته آن تکیه دارد و سعی دارد تا سنت جدایی دین و دولت در ساختار را حفظ کند اما باید توجه داشت که جامعه آمریکا طی سالیان اخیر متأثر از تحولات جامعه جهانی بوده و نمیتواند از تحولات در زمینه توجه به دین در سیاست دور بماند. به بیان دیگر، شورای مذهبی اوباما تلاشی است که کاخ سفید انجام داده تا از تأثیر جامعه جهانی بر جامعه آمریکایی عقب نماند، تأثیری که از گزارشهایی همانند گزارش شورای شیکاگو در امور جهانی و برخی اظهار نظرهای شخصیتهای مطرح آمریکایی و نتیاج به دست آمده از نظر سنجیها در آمریکا آشکار میشود.
توجه به دین در سیاست
شورای شیکاگو در امور جهانی که از شهرتی قابل توجه برخوردار است، نتیجه مطالعات مستقل دو ساله خود را به صورت گزارشی به اوباما و شورای امنیت ملی ارائه داد و در این گزارش توصیه کرد که مذهب باید «بخش جدایی ناپذیر سیاست خارجی» شود. در وهله نخست، گزارش شورای شیکاگو به شش محور اشاره میکند که مذهب در این شش محور نقش کلیدی در تعاملات سیاست خارجی دارد و سپس از سه زاویه دخالت مذهب در سیاست خارجه را مطرح کرده که به نظر این شورا باید بنابر زاویه نخست به دخالت مذهب در سیاست خارجه توجه شود و بنابر زاویه دوم باید از چنین تلقی خودداری کرد و زاویه سوم به زمینههای محتمل چنین دخالتی اشاره دارد. گزارش شورای شیکاگو به دولت اوباما توصیه میکند تا «بخشها و نمایندگان دولت باید رسیدگی به جوامع مذهبی محلی و منطقهای را تقویت کنند، چرا که این جوامع نقش محوری در ترویج حقوق بشر و همچنین مراقبتهای بهداشتی و دیگر مساعدتها دارند».
دیوید واترز در مقاله 24 فوریه خود در روزنامه واشنگتن پست گزارش این شورا را مورد بررسی قرار داده و در مورد بیتوجهی به دین در عرصه سیاست خارجی آمریکا مینویسد: «دوری از خدا در سیاست خارجی آمریکا از سوی دیگران نیز طی سالیان اخیر مورد توجه قرار گرفته که یکی از آنها مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه پیشین است» و سپس سخن کریس سایپل، رئیس موسسه امور جهانی در آرلینگتون و عضو شورای روابط خارجی را نقل میکند که گفته: «این موضوعی داغ و همانند فیلی در اتاق است. شما فکر میکنید که در مورد مذهب و سیاست سخن نمیگویید، اما معضل در این است که چنین امری به امنیت ملی پیوند خورده است. حقیقت این است که دانشگاهها سالیان متمادی در دست بنیادگراهای سکولار بوده، کسانی که معتقدند مذهب عنصر مشروعی در سیاست واقعی نیست».
هر چند که گزارش شیکاگو و حتی مقاله دیوید واترز بیشتر به سیاست خارجه آمریکا و نحوه تعامل این کشور با گروهای دینی و به خصوص اسلامی در خاورمیانه توجه دارد اما سخنان کریس سایپل نشان میدهد که مسأله رابطه سیاست و دین ابعاد داخلی داشته و حتی به نظام دانشگاهی این کشور نیز مرتبط است. روزنامه واشنگتن پست در چهارم مارس گزارشی را به قلم ویلیام ون تحت این عنوان منتشر کرد: «مردم خواستار پوشش دهی بیشتر اخبار دینی هستند». در این گزارش به یک نظر سنجی از مردم آمریکا اشاره شده که بر طبق آن 41 درصد از پاسخ دهندگان معتقد بودند رسانهها به قدر کافی اخبار دینی و معنوی را پوشش نمیدهند. علاوه بر این گزارش میتوان به گزارش روزنامه هاروارد کریمسون در همان تاریخ اشاره کرد که به میزگرد سه نفر از سرشناسترین اونجلیستهای آمریکا پرداخته است. این سه نفر در این میزگرد تأکید کردهاند به رغم تعهد جهان سیاست به سکولار بودن در دوره مدرن، اما جامعه نباید از این امکان چشمپوشی کند که مذهب میتواند به صورت مثبتی بر سیاست تأثیر بگذارد.
توجه به این موارد نشان میدهد که موضوع جدایی دین از سیاست دیگر در جامعه آمریکایی یک اصل موضوعه بیچون و چرا نیست و نمیتوان آن را مقبول همگان در این جامعه دانست، بلکه این موضوع با توجه به تحولات جامعه جهانی در جامعه آمریکا نیز به چالش کشیده شده است. در واقع، دخالت مذهب در سیاست، چه سیاست خارجی و چه داخلی، تنها موضوعی نیست که از سوی گروههای مذهبی همچون اونجلیستها مطرح شده باشد بلکه نیازی است که 32 نفر عضو شورای شیکاگو و سیاستمداران کهنه کار آمریکایی به آن وقوف یافتهاند و به قول سایپل همانند فیلی در اتاق است که هنوز برخی قصد نادیده گرفتن آن را دارند.