آخرين سكانس از پروژه ناكام هر سخن يك حاشيه نيم ساعت پاياني نشست همانديشي هنرمندان و دانشگاهيان را بايد جذابترين بخش اين همايش چهار ساعته دانست. در حقيقت در همين نيم ساعت مشخص شد كه هدف اصلي از برپايي اين نشست، نه تئاتر دانشجويي و نه دانشجويان بلكه تسويهحسابهاي شخصي و قديمي بوده است. در حقيقت اين نشست تريبوني براي مدير كنار گذاشته شده از سيستم مديريت تئاتر بود كه از پيش برنامهيزي شده بود و حتي دانشجويان و اطرافياني هم در اين زمينه توجيه شده بودند تا برخي مسائل را مطرح كنند و از قبل طرح چنين موضوعاتي نمراتي منفي در كارنامه مديريتي رئيس مركز هنرهاي نمايشي به ثبت برسانند؛ همان عملي كه در علوم رسانهاي از آن به عنوان سياهنمايي تعبير ميشود.در حالي كه دانشجويان در آخرين لحظات نشست، انتظار دريافت پاسخها را ميكشيدند و اميدوار به پاسخگويي اعضاي شوراي تئاتر دانشگاهي و مديران مركز بودند، اما مجيد سرسنگي، مسير بحث را به انتقاد از عملكرد مديريتي پارسايي تغيير داد تا بر همگان روشن شود كه علت حضور وي در اين نشست چه بوده است.سرسنگي در جمعبندي پاياني اين نشست مشكل بزرگ تئاتريها را حرف نزدن دانست و گفت: در اين سالها، نه ما و نه اصحاب رسانه نقد جدي از اوضاع تئاتر نداشتيم! اشاره سرسنگي به طور غير مستقيم به جشنواره 26 فجر بود كه وي دبيري جشنواره را عهدهدار بود. اين سخنان در حالي از جانب وي مطرح ميشد كه به اذعان كارشناسان و روزنامهنگاران در همين ايام بود كه فضاي نقد محدود شد و سرسنگي خود را به عنوان يكي از كمطاقتترين مديران در برابر انتقادات معرفي كرد و حتي كار به جايي رسيد كه نوك پيكان انتقادات اهالي مطبوعات روانه مركز هنرهاي نمايشي شد و به انتصاب وي از رئيس مركز ايراد گرفتند اما پارسايي قرص و محكم از گزينه منتخبش دفاع ميكرد.گفتني است، در فاصله يك سال از بهمن 85 تا بهمن 86 عدهاي از خبرنگاران بنا به دلايلي واهي از رسانههاي خود اخراج شدند و برخي اين مسأله را بيارتباط با انتقاداتش نسبت به جشنواره 26 فجر نميدانستند. پارسايي در ابتداي سخنانش در اين نشست به مانند سال 86 به دفاع از سرسنگي پرداخت. جشنواره 26 را جشنوارهاي موفق و مطلوب نسبت به دورههاي قبلي دانست و آن را نتيجه تلاشهاي سرسنگي دانست و همچنان خود را حامي شماره يك دبير جشنواره 26 فجر معرفي كرد.در مقابل اما سرسنگي خاطر نشان ساخت: اگر ميخواهم دوست صادقي باشم بايد مديريت شما را نقد كنم، مديران ما نيازمند نقد هستند و نقد كمك حال آنهاست. ما يك خانواده هستيم و نقد به معناي تخريب نيست و بايد آينده تئاتر را با همديگر بسازيم. در همين راستا بهتر است منافع جمع را بر منافع فردي ترجيح بدهيم.در ادامه سرسنگي استفاده از عقل جمعي را به وي پيشنهاد داد و با اشاره به خويش، رو به پارسايي كرد و گفت: به دوستان صادقتان در برنامهريزي و مديريت بيشتر توجه كنيد. بضاعت تئاتر كشور، بيش از آن چيزي است كه شما ميفرماييد. مشكل تئاتر بودجه نيست و مشكل اين است كه بودجه چگونه هزينه شود. وي همچنين پارسايي را مسؤول توسعه سختافزازي تئاتر دانست و گفت: با بهرهبرداري از تالارهاي ايرانشهر اميدواريهاي زيادي داشتيم اما فكر نميكرديم كه اين دو سالن هم مصادره شود و عدهاي خاص به بهرهبرداري شخصي از آن بپردازند.وي همچنين با اشاره به جشنواره 26 تئاتر فجر و باز يادآوري مشكلاتش در اين جشنواره گفت: همين مسائل سبب شد كه جشنواره 26 فجر هم نه آنچه شود كه ميخواستيم و نه آنچه شود كه ميخواستيد.پارسايي هم در پايان در پاسخ به سرسنگي گفت: 54 درصد كسري بودجه را كه اشاره كرده بودم مربوط به اعتبارات عمراني بود كه از سوي وزارت ارشاد هزينه ميشود، البته ساخت سالن در دايره امكانات ما تعريف نشده است. وي همچنين انتقاد بيتوجهي به خرد جمعي را پذيرفت و گفت:در يك سال گذشته به دليل مشغله زياد كمتر توانستهايم از نظرات ديگران استفاده كنيم. ولي در سال آتي اين نقص را جبران خواهيم كرد.پارسايي همچنين درباره بودجه تئاتر شهرستان با توضيح درباره بودجه و كمبودها گفت:سهم شهرستانها از بودجه تئاتر سه ميليارد تومان است كه البته ناچيز است و پاسخگوي نيازهاي 80 هزار هنرمند شهرستاني نيست، اما اين را هم از شما قبول نميكنم كه اينجا عنوان كنيد راهاندازي انجمن نمايش به ضرر تئاتر شهرستان است.انتقاد از تعطيلي انجمن نمايش و راهاندازي انجمن هنرهاي نمايشي براي نخستين بار و در حالي از سوي وي مطرح ميشد كه سه سال پيش كه اين مسأله شكل اجرايي به خود گرفت، وي با سكوت در برابر اين اقدام از مدافعان طرح محسوب ميشد و حداقل تا زماني كه وي به عنوان نماينده ITI از سوي مركز هنرهاي نمايشي انتخاب و معرفي شده بود، انتقادي بر اين طرح نداشت.