کد خبر: 210219
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۳
گزارش اختصاصي جوان از بازمانده استعماري جزيره قشم
قلعه پرتغالي‌ها و حكايت توپهاي زنگ زدهاگر اين روزها از كشور پرتغال، حرف بزنيم، ياد تيم‌هاي فوتبال اين كشور مي‌افتيم حتماً، بنفيكا و پورتو و ليسبون. فوتباليست‌هايي مثل كريستيانو رونالدو و لوييز فيگو و نونو گومژ به ذهنمان مي‌رسد. ولي آيا فكر مي‌كنيد براي هموطنان ما در حدود 400 سال پيش، نام اين كشور با سلاطين دنياي توپ گرد، گره خورده بود؟ معلوم است كه نه، پس بيراه نيست براي ايرانيهاي عهد صفويه و شاه عباس‌، نامي مثل آلفونسو آلبوكرك، همان سردار از دماغ فيل افتاده پرتغالي، نماد اين استعمارگر كهنه كار بود. سردار استعمارگري كه اولين كارش، ساختن برج و بارو و قلعه در خاك ايران بود. در قسمتي از سرزمين ما كه جزيره‌هاي جنوب بندرعباس و استان هرمزگان كنوني را تشكيل مي‌دهد. ساحتي در جزيره دلفينياگر شانس بياوريد، اگر بتوانيد بليت كشتي‌ها و لنجهايي كه مردم و بار را بين لنگرگاه قشم و اسكله‌هاي بندرعباس جابه جا مي‌كنند، گير بياوريد، اگر باد مخالف نوزد و موجهاي بلند خليج فارس، خيس آبتان نكند، مي‌توانيد در سمت شرق لنگرگاه قشم، قسمتي از يادگار پرتغاليها را در قشم ببينيد. جزيره قشم كه از بالاي مانند دلفيني است كه باله هايش را باز كرده، زماني در تسخير امپراتوري نوظهور پرتغال بود. ولي حالا از اين امپراتوري پرطمطراق تنها ويرانه‌اي از سنگ و ساروج باقي مانده و يكي دو برج و باروي فرو ريخته كه حالا شده است قسمتي از آثار ملي ايران. قلعه پرتغاليهاي قشم، در انتهاي كوچه‌اي خلوت است كه در آن زنان و كودكان پاكستاني، فراوان تردد مي‌كنند. سه نخل بلند درمقابل قلعه، گردن افراشته و حالا از داخل برج و باروي سمت شمال قلعه، كه زماني ديدبانان پرتغالي در آن پاس مي‌دادند، مي‌توان زمين بازي بچه‌هاي آفتاب سوخته قشم را ديد و بعد ساحل آبي خليج هميشه فارس را. داخل قلعه، يكي دو حفره بزرگ در دل زمين است كه مي‌گويند تونلي مخفي هم در آن ساخته بودند تا در زمان فرار بتوانند بي سر و صدا، ميدان را ترك كنند، ولي حالا، اين حفره‌ها را شاخ و برگ درختان بومي پر كرده و ديگر كسي نمانده تا فرار را بر قرار ترجيح بدهد. در آبان 1387 نيز در پي حفاري‌هاي شرکت برق در محدوده 500 متري قلعه پرتغالي ها، تونل قديمي متصل به اين قلعه در شهر قشم، کشف شد. اين تونل که به قلعه پرتغالي‌ها متصل است، راه فرار فرماندهان و نيروهاي نظامي پرتغالي و همچنين مکان نگهداري مهمات نظامي آنان بوده است. اين تونل تا محدوده ميدان سعدي شهر قشم به طول حدود سه کيلومتر، ادامه دارد. گفته مي شود که اين گذرگاه مخفي براساس برخي روايات از قلعه پرتغالي‌ها در شهر قشم تا غارهاي خربس (در 15 کيلومتري جنوب شهر قشم) نيز ادامه دارد. توپهاي زنگ زدهدر يكي از اين حفره‌هاي زيرزميني، دو سه عراده توپ بسيار قديمي و زنگ زده، در ميان تلي از زباله‌ها افتاده است. ديدن اين توپهاي چند تني، حالتي دو گانه را در انسان زنده مي‌كند. از يك طرف، مي‌داني اين اشياي جنگي، تاريخي 400 ساله دارند و از سوي ديگر، مي‌بيني اين لوله‌هاي قطور و زنگ زده، زماني به سمت خاك ايران نشانه رفته بودند تا سينه هموطنان را بشكافند. حالا معلوم است اين خاك كهن، لوله هر توپي را كه به سمتش نشانه برود، به خاك مي‌افكند. بله، اين سلاحهاي آتشين كه زماني باعث مي‌شد امثال ژنرال آلبوكرك بر جهان حكومت كنند، امروز حتي ارزش بازيافت فلزشان را هم ندارند، ولي ايران، زنده است و هنوز نامش پاينده ترين نامها براي ماست. تاريخچه‌اي براي قشمولي قلعه پرتغاليها در قشم، امروزه يكي از عبرتهاي آموزنده تاريخ است. پرتغاليها در سال 1507 ميلادي به فرمان «آلفونسو آلبركرك» اين قلعه را در جزيره قشم ساختند. آلبوكرك، جزاير دهانه خليج فارس را تصرف كرده و از اين طريق بر راه بازرگاني دريايي بين هند و اروپا تسلط يافت، چيرگي پرتغاليها براين آبراه مهم دريايي 110 سال طول كشيد. در اين مدت آنها به ساختن دژها و استحكاماتي پرداختند كه از آن جمله دژهاي هرمز، قشم و لارك است. قلعه ساروجي قشمقلعه قشم با مساحتي بيش از 2 هزار متر مربع از سنگهاي آهكي و گچي با ملاط ساروج محلي ساخته شده و طي يك قرن چندين بار استحكام بخشي يافته است. اين دژ راست گوشه است. چهاربرج در چهارگوشه و بازوهايي بلند دارد كه توپ و منجنيق‌ها برروي پهناي آن مستقر مي‌شده‌اند قلعه قشم كاربردي چون يك انبار بزرگ يا جاي نگهداري مهمات و سلاح داشته كه در مواقع اضطراري به ديگر دژها كمك مي‌رسانده است. قلعه پرتغالي‌ها يك قلعه تداركاتي بود كه براي ارتباط با قلعه هرمز و رساندن تداركات و خدمات به اين قلعه مركزي در قشم ساخته شده بود. دلاوري به نام امامقلي خانقصه قلعه پرتغالي‌ها با نام سرداري از ايران گره خورده است. كسي كه مجسمه اش را در يكي از ميدان‌هاي مركزي قشم، ساخته‌اند تا مردم اين ديار هميشه به ياد داشته باشند چه كساني براي آزادي آنها در اين آب و خاك جنگيده اند. در تاريخ اين جزيره نوشته‌اند امام قلي خان در ربيع الاول سال????با پنج هزار سپاهي به بندر جرون يا گامبرون (بندر عباس كنوني) آمد و فوراً قسمتي از همراهان خود را به سرکردگي اماقلي بيگ ممسني به تسخير قلعه پرتغالي قشم فرستاد. سپاهيان ايران از خشکي و دريا قلعه را به باد گلوله گرفتند در اين وقت قريب ???عرب از مردم جلفار و دولت پرتغالي از قلعه دفاع مي‌کردند و روي فريره فرمانده بحري هرمز نيز در ميان ايشان بود. قشون پرتغالي و عرب به زودي احساس کردتد که در مقابل حملات لشکريان ايران و توپهاي آنان نمي‌توانند کاري از پيش ببرند. به اين جهت دست از دفاع برداشتند و فرمانده خود را به تسليم مجبور ساختند و ايشان تسليم شدند. پرتغالي‌ها و فرمانده بحري هرمز را انگليسي‌ها دستگير كردند، ولي اعراب و ايرانياني که به دشمن پيوسته بودند به دست سپاهيان اما قلي خان افتادند و به جرم همدستي با کفار و خيانت به ميهن، مجازات شدند. بعد از فتح لشکريان قشم، امامقلي خان قسمتي از قواي خود را به عنوان ساخلو در آن جزيره گذاشت و با کشتي‌هاي متحدان خود به بندرعباس برگشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار