گرچه تنها 27 درصد جمعیت کل کشور عراق در روستاها زندگی میکنند ولی اغلب عراقیها از کرد، شیعی و سنی تحت تأثیر و نفوذ 150 قبیله و عشیره زندگی میکنند.
در تاریه معاصر عراق در دولت عثمانی و دولت جدید عراق(دولت- ملت عراق که در اوایل دهه 20 در پی فروپاشی عثمانی و تحت نظارت استعمار انگلیس تکوین یافت)، در هر دو نظام پادشاهی وجمهوری، همواره عشیره به عنوان یک بازیگر اجتماعی و سیاسی عمل کرده است. عشیره در نظم و انضباط و برقراری امنیت و ثبات مناطق مختلف عراق به عنوان یک ابزار اجتماعی- سیاسی کارکرد داشته است. جایگاه و موقعیت آن در موازنه قدرت و روند تأثیرگذاری در مراحل مختلف تاریخی متغیر بوده است. در دوران پادشاهی خاندان هاشمی(فیصل اول، غازی و فیصل دوم 1985-1922)، شیوخ عشایر در سیاست و عرصه قدرت عراق نقشآفرینی کردهاند و در حقیقت این مرحله ادامه مرحله حاکمیت عثمانی بر عراق بوده است. با سقوط پادشاهی و آغاز جمهوری و تشکیل دولت مدرن(14 ژوئیه 1958) جایگاه عشایر در سیاست دولت مرکزی بغداد متزلزل و در ابعاد مختلف دچار ضعف و ناتوانی شد. گفتمان سیاسی حاکم که بیشتر هوادار دولت ملی چپگرا علیه جایگاه عشیره در عراق عمل میکرد و کمونیستهای عراقی که متحد ژانرال عبدالکریم قاسم بودند نقش مؤثری در نقش سیاسی و اجتماعی عشیره داشتند. در جمهوری اول(عبدالکریم قاسم) و جمهوری دوم (برادران عبدالسلام وعبدالرحمن عارف) عشیره پیوند خود را با مراکز مذهبی و مرجعیتهای دینی تقویت میکرد و ضعف رابطه با دولت و سلطه را از این طریق جبران میکرد.
در دوران جمهوری سوم (دوران بعثیها 17 ژوئیه 1968- آوریل 2003) بعثیها سعی بر استخدام دوباره عشایر در منازعات و بازیهای سیاسی خود داشتند ولی مثل گذشته تکیه آنان بر عشایر سنی مناطق انبار، موصل و صلاحالدین بود. صدام حسین در پی طرح برخی سوءظنها گستره اعتمادش بر عشایر سنی مناطق فوق کاهش یافت و بیشتر بر عشیره خود (البیجات) و افراد شهرستان «العوجه» متمرکز شد. سقوط صدام و اشغال بغداد زمینهها را برای احیای مجدد نقش اجتماعی- سیاسی عشیره در عراق فراهم ساخت، اغلب کردها، شیعیان و سنیهای عراق هر کدام در مؤلفههای عشیرهای و قبیلهای گرد آمدند. معروفترین عشایر شیعی خزعل، کعب، زبید، اکبر محمد، فتله، نبی عمیر، الحرج، نبی لام، عفک و مهمترین عشایر سنی شمر، دیلم، جبور و البوکمال هستند. طالبانیها و بارزانیها مهمترین عشایر کرد هستند. در سایه تحولات جدید عراق پس از اشتغالگری توسط ارتش آمریکا و متحدان مؤلفههای عشیرهای عراق شاهد تحول و تغییر بوده و اینک به صورت یک وزنه و بازیگر در صحنه بازی سیاسی داخل عراق درآمده است. تمام بازیگران صحنه سیاسی عراق جهت تقویت خود و برای جلب مشروعیت مردمی خود را به عشیره و رهبری آن نزدیک کردهاند، دولتهای عراقی(از علاوی، جلبی، جعفری تا مالکی) خود را نیازمند به قدرت و جایگاه عشیره در جامعه و سیاست عراق دیدند.
بسیاری از پژوهشگران مسائل عراق بر این عقیده هستند که عشیره در کارزار انتخاباتی 2010 عراق سهم بیشتری خواهد داشت و علل آن را در محورهای زیر میدانند:
1- افزایش ارتباط عشیره با مراکز و حوزههای مذهبی. در این میان نقش روحانیون سنی و شیعی در ارشاد و هدایت رهبران عشایر برجسته است.
2- گستره پیوند جریانات سیاسی با مؤلفههای اجتماعی- سیاسی عشیره توسعهیافته و نقش شیخ عشیره در روند تصمیمگیری سیاسی عراق افزایش یافته است.
3- افزایش نقش اجتماعی- امنیتی عشایر در ثبات و برقراری امنیت سیاسی و اجتماعی در مناطق مختلف عراق.
4- توسعه دامنه ارتباطات احزاب و گروههای اسلامی با رهبران و شیوخ عشایر.
عشیره پیوند سنتی با حوزهها و مراکز مذهبی داشته و به طور سنتی پیوندهای عشیرهای مافوق دیگر ارتباطات و پیوندها، بنابراین عشیره در زمان حال و آینده نزدیک میتواند به عنوان یک بازیگر سیاسی و حافظ هویت اسلامی عراق عمل کند و مانع تکوین و تشکیل یک دولت سکولاریستی با الگوی اروپایی خواهد بود. براساس گزارشها و تحلیلها، حضور عشیره و سران آن در انتخابات پارلمانی عراق گسترده خواهد بود و نقشی فزاینده در موفقیت برگزاری این انتخابات خواهد داشت.
برخی از پژوهشگران عراقی مشارکت شیوخ عشایر در این انتخابات را به عنوان چالش جدی دموکراسی در عراق میدانند و از مداخله آن در روند شکلگیری دولت مدرن عراق نگران هستند.