هر روز که به انتخابات ریاست جمهوری مصر در سال 2011 نزدیکتر میشویم تنور شایعات و احتمالات مشارکت نامزدان سیاسی در این انتخابات داغتر میشود. زمانی رسانههای گروهی پرتو اخبارش را روی ژنرال عمر سلیمان رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر در مقابل جمال مبارک نامزد اصلی ریاست جمهوری سال 2011 افکنده بوده اینک با استقبال کمنظیر مردم مصر از مدیر کل سابق آژانس انرژی هستهای شاخص سهام محمد البرادعی در بورس نامزدان انتخابات ریاست 2011 بالا رفته است.
گرچه البرادعی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری مصر به طور مشخص و رسمی خود را نامزد نکرده است ولی برخی از شخصیتها و جریانات سیاسی و جامعه معدنی مصر خواهان مشارکت وی در این انتخابات هستند. به اعتقاد بسیاری از گروهها و جریانات لیبرالی و هوادار اصلاحات به سبک آمریکایی در مصر، حضور البرادعی در انتخابات 2011 فرصتی است برای مقابله با پدیده موروثی شدن ریاست جمهوری و انتخاب جمال مبارک به عنوان رئیسجمهور مصر و جانشین پدرش (حسنی مبارک 30 سال در قدرت است) بسیاری از پژوهشگران منطقه خاورمیانه معتقد بودند که با آمدن اوباما به عنوان رئیسجمهوری از حزب دموکرات آمریکا فشار روی رژیم مبارک برای اصلاحات و دموکراسی در مصر، دو چندان خواهد شد ولی منطقه و جهان دیدند که اوباما نه تنها به مبارک فشار آورد بلکه تهدیدات آمریکا به شیوه جورج بوش را ترک و به کمکهای نظامی و فنی خود به مصر افزود.
به نظر بسیاری از شخصیتهای مذهبی و ملی مصر و جهان عرب البرادعی حتی اگر به طور جدی وارد کارزار انتخابات ریاستجمهوری 2011 شده و پیروزمندانه از آن خارج شود و روند موروثی شدن ریاست جمهوری مصر را بر هم زند، نمیتواند مشکلات و بحرانهای مزمن این کشور را حل کند. برخی از شخصیتهای ملی مصر با شیوه آمدن البرادعی به صحنه سیاست مصر به عنوان یک بازیگر تحمیلی و مورد حمایت غرب مخالفند. عدهای از شخصیتهای مصر اعتقاد دارند تحرکات البرادعی در عرصه داخلی مصر الگوی خوبی نبوده و از جهاتی مشکوک بوده است. حمایت روانی و رسانهای غرب و جریانات لیبرالی داخلی مصر از نامزدی البرادعی در انتخابات 2011 نمیتواند برای آینده مصر و مردم آن سودمند باشد. تردید و تشکیک شخصیتهای مصری و عربی نسبت به شخص البرادعی و تحرکات اخیرش به عوامل و علل زیر بار میگردد:
1- محمد البرادعی دارای دو تابعیت است و به عنوان دیپلمات 27 سال از صحنه داخلی مصر دور بوده و با مشکلات و روند تحولات پیچیده جامعه مصر ناآگاه است.
2- در مدت 12 سال خدمت به عنوان مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای نه تنها به جهان اسلام خدمت نکرده بلکه خود به عنوان ابزاری در جهت سیاست آمریکا در اشغال عراق به بهانه داشتن سلاحهای کشتار جمعی عمل کرده است. ارتباطات وی با محافل غربی و صهیونیستی زمینهها را جهت دریافت جایزه نوبل در رشته صلح در سال 2005 فراهم ساخت.
3- البرادعی در طول حیات حرفهای خود منش لیبرالی و سکولاریستی داشته و هیچگاه قرابتی با منش و اخلاق اسلامی مردم مصر نداشته است.
4- تجارب دیپلماتیک وی به چهرهسازی او بسیار کمک کرده و با داشتن ارتباطات با شخصیتها و محافل بینالمللی (به ویژه آمریکا و اتحادیه اروپا) برای غربیها چهره مطلوبی دارد و میتواند الگویی برای اجرای طرحهای آمریکایی در راستای تغییر و تحول در منطقه خاورمیانه باشد.
5- تمام جریانات حامی نامزدی البرادعی لیبرال با جریانات اسلامی و فرهنگ آن مخالفند. بسیاری از این شخصیتها و گروهها با هویت اسلامی و عربی مصر در حال جنگ هستند و خواهان بازگشت تمدن قبطی و فرعونی هستند.
گروههای افراطی مسیحی مصر (قبطیان متعصب) بخش عظیمی از حامیان البرادعی هستند. به نظر برخی از آگاهان به مسائل مصر بر این عقیده هستند، آمدن البرادعی به مصر (قرار نبود به مصر بیاید) بخشی از پروژه و طرح عملیاتی انتقال قدرت از مبارک به پسرش بوده است، زیرا رسانههای داخلی و غربی در تبلیغات خود جهت نامزدی البرادعی او را به عنوان یک لیبرال و سکولار طرفدار الگوهای تمدنی و فرهنگ غرب معرفی کرده حال اغلب اقشار جامعه مصری هوادار تعالیم اسلام و اخلاق آن هستند و با الگوهای غربی در تعارضند.
به نظر میرسد مشارکت البرادعی در انتخابات و پیروزی در این انتخابات نمیتواند به حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم مسلمان مصر کمک کند. هویت سیاسی و منش البرادعی برای همگان مشخص است و این شاخصهای هویتی نمیتواند نجات دهنده مصر باشد، ناجی مصر کسی است که کرامت و شرافت مردم اصیل و مسلمان مصر بازگرداند و به مصر و مصریان جایگاه سنتی و تاریخی مصر باشکوه بازگرداند.
البرادعی و التوریث راه حل مشکل مصر نیست.