به گزارش خبرنگار «جوان» سیزدهم فروردین سال 85 مرد جوانی مأموران پلیس را از غیبت برادر خود به نام «احمد» باخبر کرد.
با گذشت مدتی از غیبت احمد کشف جسدی در حوالی خیرآباد ورامین گمانهزنی برای شناسایی او آغاز شد تا اینکه خانواده احمد هویت او را شناسایی کردند.
با کشف هویت احمد در حالی که از ناحیه سر به شدت متلاشی شده بود، تحقیقات ویژه پلیس برای رسیدگی عامل یا عاملان جنایت آغاز شد.
با گذشت چند ماه از حادثه، مرد جوانی به مأموران پلیس مراجعه و ادعا کرد که یکی از دوستانش احمد را به قتل رسانده است.
با ادعای این مرد، «حمید شناسایی» و دستگیر شد. حمید در بازجویی به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او به مأموران گفت: در حال عبور از محل بودیم که احمد به من پیشنهاد داد که مواد مخدر مصرف کنیم. من از پیشنهاد او به شدت مضطرب شدم و تصمیم به قتل او گرفتم. من صبر کردم تا اینکه او در آفتاب به خواب عمیق فرو رفت سپس با سنگ به سرش ضربه زدم تا اینکه به قتل رسید. احمد به من فحاشی کرده بود، بنابراین پس از قتل دهانش را پر از شن کردم.
با اعتراف حمید، خانوادهاش مدعی شدند که او دچار اختلال روانی است. تحقیقات پزشک درباره او انجام و گواهی روانی بودن او محرز شد، اما گرازشی مبنی بر اینکه که قاتل هنگام ارتکاب به قتل دچار اختلاف روانی بوده است، تأیید نشد.
با انجام تحقیقات در این باره جلسه رسیدگی به اتهام قتل روز چهارشنبه در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
پس از آنکه نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد، قاضی متهم را به جایگاه فرا خواند و او را تفهیم اتهام کرد. قاتل در پاسخ نظم دادگاه را به هم ریخت و شروع به فریاد کرد. پس از گذشت مدتی از جلسه دادگاه و عدم بازگشت متهم به حالت طبیعی، رئیس دادگاه برای انجام تحقیقات بیشتر پزشکی ختم جلسه را اعلام کرد.